ازخودم عصبانیم!

دلی که میخواد  بمونه                           تنی که باید بره

غمی که تو دلمه                                 اما ندونی بهتره...............

خودمو نمی بخشم  .به نظر من بدترین عصبانیت ها  عصبانیت از خودمونه!نه میتونم دوشاخ تلفنو بکشم نه دیگه تحمل تلفنهای صبح گاهی رو دارم!نه نمیتونم تلفنو قطع کنم چنین ادمی نیستم پس نباید شاکی باشم نباید گله کنم .امروز درحضور برادرم اشکام ریخت خیلی ضعیف عمل کردم خودمو نمی بخشم .....

خنده م گرفته که سرنوشت وبلاگمم مثه سرنوشت این روزام شده کلی پست عقب مونده (لیست آرزوها)دارم ولی پستهای غیرمترقبه !بهش مجال نمیده!

و داستان روحیات منم داستان همین سیم تلفنه!هروقت تصمیم میگیرم واسه خودم باشم ودوشاخوبکشم و به دیگران فکر نکنم ناخوداگاه تلفنو جواب میدم!

هی میگم رو من حساب نکنین!باز خودمو قاطی میکنم.خوددرگیری دارم......

برنامه هفته اینده م هم ریخته شد:شنبه :ازمایشگاه ..........یک شنبه:دکتر......دوشنبه :بیمارستان                                

  خدایا شکر!احتمالن اینروزا بغل خداملبخند(داستان ردپارو که حفظین)

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه

وقتی از خودمون عصبانی باشیم نمیتونیم خیلی از شادی ها رو تجربه کنیم تو یه دختر داری اینو از پست قبل خوندم این نعمت بزرگیه

navid

سلام . :دوم خیال خیس مال شماست که من نمیدونم. پاسخ کامنتتون هم دادم. عصبانی هم که هستید[نیشخند]

ghazale

che hafteee darin ,ishala ke hamechi khob pish mire[ماچ][قلب]

مهرنوش

ليلا جونم، از خودتون عصبانى نباشين... اگه كارى رو انجام داديد كه دوست نداشتيد، مثلا جواب دادن به تلفن، حتما به اين دليل بوده كه كارى هست كه بايد به دست شما انجام داده بشه... هيچ چيزى تو اين دنيا بى دليل نيست ليلا جونم... از خودتون راضى باشيد كه اينقدر واسه ديگران مفيد واقع هستيد... عصبانيت از خودتون نمى ذاره از خوشبختى هاى كوچيكى كه تو زندگى مون وجود داره و خودتون تو پست قبلى ازشون نام برديد، لذت ببريد... يه دنيا انرژى مثبت واستون مى فرستم و اميدوارم برنامه هفته آينده تون به خوشى بگذره...  [گل][گل][گل]

باد صبا

سلام به نظر من که اون ضعیف نشون دادن نبوده. شما خیلی هم قوی هستین. حتی وقتی که مثل فلون توی کارتون خانواده دکتر ارنست سیل آسا از چشماتون اشک بیاد. با تمام وجود دعا می کنم. [گل]

باران

گریه نشونه ی ضعف نیست. نشانه ی پاکی و رقت قلبه . امیدوارم مشکلاتت هر چه زودتر تموم بشه . از صمیم قلب برات دعا می کنم [گل] [لبخند]

رهگذر

با سلام ووقت بخیر هیچ لذتی بالاتر از کمک به انسانهای هم نوع نیست حتی به اندازه ی یه لبخند انشالله که مشکلاتتون هر چه زودتر به امید خدا حل شن توجه کنین که سه شنبه و چهار شنبه و5شنبه وجمعه رو دارین

فریبا

سلام لیلا جون یک لحظه خودمو جای شما گذاشتم [گریه] میدونی احساس تو را خوب درک میکنم اینهمه فشار روی شانه های زخمی کار طاقت فرساییه تو این لحظات دلم میخواهد کسی کنارم باشه روح و جسمم احتیاج به تیمار داره (نادیده گرفتن دردهام اون هم از طرف عزیزانم خیلی برام رنج اوره) واضح تر میخواهم توضیح بدم مثالا" فرق یک دست زخمی برای برداشتن یک مشت نمک با دست سالم در چیست؟ میدونی دیگران شاید با یک تشکر از کنارت رد بشن ولی سوزش دست زخمیتو نفهمند اینجاست که بودن کسی و دیدن دستت زخمیت و مرحم گذاشتن روی اون باعث میشه که دوباره انرژی بگیری و تجدید قوا کنی و دوبرابر خدمتی که لازم براشون انجام بدی ولی انگاری کسی نمیخواهد به روی مبارکش بیاره چون اینجوری به کارشون نمیاد. من از نادیده گرفتن خسته شدم - من هم یک انسانم. من از فولاد و بتن ساخته نشدم که هر چقدر روم باری از مسئولیت هست یک مسئولیت جدید اضافش بشه اخه با اینهمه فشار روم چطوری میتونم همون انسانی که دوست دارید باشم. اون موقع است که زبانم بند میاد و اشکهام جاری میشه و جالب اینه که از ان استنباطی را که نمیخواهم از اشک هامبشه[عصبانی]

فریبا

سلام لیلاجون [ماچ][قلب] عزیزم منظورم از نوشته هام این بود تا کی میخواهی حق به دیگران بدی و خودتو نادیده بگیری و پشت یکسری بهانه های کلیشه ای احساساتت را پنهان کنی؟ [اوه] (رنج هرکسی به اندازه تحملش بزرگ و درد آوره و تفاوتی با درد و اندوه کس دیگری نمیکند) چرا خودمان را باید مجاب کنیم که همیشه یک فرد قوی و توانمندی هستیم؟ بعضی از مواقع پیش میاید که باید کسی در کنارمان باشد که به راحتی بتوانیم خودمان باشیم - مثل یک کودک ضعیف و ناتوان محتاج یک نوازش خلاصه بهتر که برای خودمون اینقدر چارچوب تعریف نکنیم که در دام آن بیافتیم و تا حد طاقت فرسایی عذاب بکشیم و صدایمان به گوش کسی نرسد! گریه کردن را برای خودمان محدود نکنیم! مثل یک لبخند پر مفهموم و زیباست.[خجالت] پاینده باشید.[نیشخند]

فریبا

در آفریقا قبیله ای وجود دارد که برای بدام انداختن میمون ها یک شیوه خاصی دارند. درون یک قفس نارگیلی را قرار میدهند میمون دستش را به راحتی میتواند وارد قفس کند و وقتی نارگیل را میگیرد نمیتواند دستش را از قفس خارج کند و شروع به داد و فریاد میکند دریغ از اینکه اگر نارگیل را رها کند دستش را میتواند براحتی از قفس خارج کند! حال بعضی از مواقع ما گرفتار افکار و خصایصی میشویم که اگر آن را رها کنیم میتوانیم از این بندهایی که خود ایجاد کرده ایم خلاصی یابیم