هرج ومرج

 

تلفن اول کارگزینی:

حکمم حاضره؟حقوقموچرا نریختین؟

مگه نمیدونین که.........

نه دفه اولمه بازنشست میشم!

آخر ابان با حقوق ابان!

واسه دارو درمان لازمش دارم.

زنگ بزنین کانون بازنشستگان ببینین حاضره.

تلفن دوم:

من امسال بازنشست شدم حکمم حاضره؟

با لحن استهزا امیز :نه خانم اداره تون دیر به ما داده اینجا 2500 پرونده س!حالاها کار داره!

 

حرفمو تکرار میکنم .میگه به کارگزینی خودت اقای فلانی بگو اگه تاییدت کنه باشه .

تلفن سوم کارگزینی:

اقا  اگه با یه تلفن  بتونی کار منو تسریع کنی مدیون من میشی پیگیری نکنی !

میگه تماس میگیرم.

تلفن چهارم:

اقای فلانی چی شد؟

گفتن حاضره برو کانون  ادرس ...............بگیر.

...............

کانون بازنشستگان

حکمم بیزحمت!

اینجا نیست خیلی وقته فرستادیم!!!!!

اقا مطمئنی؟نرم برگردم!

با عصبانیت :بله خانم فرستادیم ادرس...........

.............

سلام حکممو میخوام.

فکر نکنم امده باشه!

ببینین تو اون برگه ها نیست.

نگاه میکنه هست!!!!!!!!!

میگه این 7نفر دیگه هم از اداره تون بازنشست شدن .

میگم اگه اشکال نداره مال اونارو هم میبرم.بهم میده.

............

وسط راه از کنار شیلات رد میشم حیفم میاد ماهی تازه نخرم .داروخونه خرید دارم .یادم میاد امروز 5شنبه س وقت اداری تا 12.خنده م میگیره :اومدم صواب کنم کباب نشه.برگه ها دستم بمونه در به در دنبالم بگردن!

..........

اقای ....؟

بله بفرمایین .این حکمای بازنشستگی امسال.نامه رسان شما هم شدیم!

میندازه کنار میگه باشه میدم به اقای ...........!!!!!!!!!تعجب

میگم مگه شما........نیستین؟میگه نه ولی میان.

میگم شرمنده حکمارو بدین!قهر

با تعجب و عصبانیت براق میشه:خانم من همکارشم میدم بهشون چرا شک دارین؟

:خب من اینارو دستی نیاوردم که بندازین کنار !حقوقمو پرداخت کنین!

:این ماه که گذشت ماه دیگه!تا اعتبار بدن!

نمیدونم چرا یاد ملانصرالدین می افتم!پس فرقی نکرد؟چه بسا من نمی اوردم حالا حالاها خاک میخورد و میرفت تا حقوق اذر.

گوشیم زنگ میخوره:خانم..........؟

خودمم.

:کجایین شما؟

:کجا قراره باشم ؟

:از مقطع متوسطه زنگ میزنم: 10ساعت تدریس براتون داریم دبیرستان...........

میخندم میگم :چندم ابانه؟مثکه تو یه اداره از کارهم خبر ندارین!یه زنگ بزنین کارگزینی .من بازنشست شدم.شمارو به خیر مارا به سلامت.این مدیریت شما مارو کشته!(زبون دراوردم!)

...............

تلفن خونه با اینکه تلفنی قبضشو پرداخت کردم قطع شده !

دقایقی بعد تو خدمات مشترکین:

وصول نشده خانم!!!!لابد سیستم شتاب قطع بوده............برین گردش اخر حسابتون بیارین!میگم:عمرم کفاف نمیده برم بیارم!چپ چپ نگاه میکنه!

دوباره میپردازم(تلفن لازم دارم :بچه م.هنوز نت نداره)

گوشیم زنگ میخوره:سلام خانم ....پکیج کتابهای کمک اموزشی زبان امسالمون ..............وسط حرفش:متشکرم اقای .........من بازنشست شدم.

میخوام جگر گوسفند بسته بندی روز بخرم.یه پسربچه فکلی میگه تاریخ دیروزه.میگم باشه چاره ندارم.بازم با اکراه عینکمو از کیفم درمیارم:تاریخ 2روز پیشه!باز میکنه میگه ببینین سالمه.میگم فقط تاریخ !نمیخوام..........(من خودم زغالم مارو سیا میکنی؟)

یعنی الان من موندم تو کار اینهمه مد یریت!عینک

 

     خاطره

 

 

 

:

 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريده

من میگم بیا یه مدت بیخیال این حقوق بشو و مثل ما از جیب آقای همسر بخور بعد چند ما ه یا چند سال که کارهای اداری اش تموم شد برو یکجا حقوق چندین ماه یا سال را بگیر و بیار با هم خرجش بکنیم[مغرور][زبان] اسم وبت خوشگل شده [نیشخند]

باران

یاد مدیریت جهانی افتادم !

شاپرک

متنت عین متن های نمایشنامه شده بالاخره حقوق را گرفتی یا رفت برای شنبه ؟[پلک]

فريده

دست گلتون درد نکنه[خنده]

بهار

لیلای عزیز چه هرج و مرجی نازنین .. آن وقت من هی می آیم و می گویم مراقب خودت باش و به خودت برس .. توی این آشفتگی آدم همه موهای سرش را از دست می دهد بسکه چنگ می زندشان .. ولی می دانم مدیریتشان می کنی .. و باز هم لبخند می زنی و لباس زیبا می پوشی و هر وقت گل پسرت زنگ می زند می گویی خوب خوبم ..

باران(محمد)

راستی این چراغ گردسوز را تازه دیدم ... من. یاد خونه جده ( مادر برزگ) خدابیامرزم انداخت...

بهار

لیلای عزیز این گردسوز های نازنین را خیلی دوست دارم .. دو تایشان را روی بوفه گذاشته ام و مثل چشمم به آنها علاقه دارم .. نور خانه پدر بزرگ را دارد ..

آذر

دردو صورته که کارا درست انجام نمی شه : 1 - کارهای کوچک رو به افراد بزرگ بسپاری 2 _ کارهای بزرگ رو به افراد کوچک بسپاری بعد نه اینکه اینا الان در حد مدیریت جهان هستن، این کارا به نظرشون کوچیک میاد و برای همینه که دل به کار نمی دن می گما این که وضعیت حقوقته، پس سنواتت ر َ َ َ َ َ فت تا دامادی نوه ات [ابرو]

فرزان

درود عمری زحمت کشیدن و حالا عمری دنبال حقوق بازنشستگی دویدن.. کامنت آذر قشنگ بود.. شاد باشی

فرزان

حدسهات عجیبه!!! از یادگاریهای قدیمی خوشم می آد ؛گرد سوز "سیاه سفیدش دیگه عالی میشه...