دیدار یک دوست

بوی عطر گل مریمی که دیروز یکی از دانش اموزان 7 سال پیش ام برایم اورده است اتاق را پر کرده.همینطور بوی عطر سوپ رشته فرنگی که همسر خیلی دوست دارد.

صدای جیک جیک گنجشکها از یک طرف و اواز بلبلها هم اهنگ زمینه این روزهاست.

 دستی به سرو روی خانه میکشم چون امروز عصر قرار است یک از دوستانم که بعداز 17 سال از کا لیفر  نیا به ایران امده به دیدنم بیاید .

بااو در تر  بیت م ع ل م  دوست شدم .گرچه خاطرات خیلی خوشی از ان دوسال که همه چیز از چا در گرفته تا شبا نه روزی ماندن در خوا بگاه در شهر خودمان!اجباری بود ندارم ولی بازهم سخت نگرفتیم اشکها ولبخندها باهم بود.

21 دانشجو ی رشته ز بان همه شر و شیطان !که الان یکی از همانها که دوست 40 ساله من نیز هست مسئول همان جاست!

ما سه گاهی هم چهار تفنگدار بودیم!

از روی امتیازاولین انتخاب محل تعهد را من و دومی را همین دوستم که بعدها راهی     امر   یکا شد داشتیم.

بعدهم در دانشگاه مدرک کارشناسی گرفتیم او اموزش زبان من ادبیات ...

دوهفته دیگر باز میگرددو من میدانم دراین فرصت کم دیدار خیلی حرفها ناگفته میماند...........

 

/ 6 نظر / 55 بازدید
سارا

راست کلیک، ویو ایمج، + و عکس بزرگ با همه جزییات... اینجوریاس [زبان]

نگین

منم عاشق چیزای تزیینی ساده و زیبا هستم هرچقدر همسرجان با این چیزا مخالفه اما من باز کار خودمو میکنم[چشمک]

الف.م

دوستی های قدیمی خیلی باارزشه. اوووووو به اندازه ی 17 سال حرف برای گفتن دارین [رویا]

فامیل دور

حرف خودش میاد لیلا نگران نباش [قلب]

ثریا

سلام رایو خیلی جالب بود من کلا تا حالا این رادیو گوش نکردم بوی مریم هم که عالیه [قلب]