خودم!

 

 

دنبال خودم میگردم!پیدایش نمیکنم!خود خودم!مدتی در کوچه پس کوچه ها سرگردان ادرس این و آن  بودم  امروز دنبال ادرس خودم میگردم.

همه چیز به ذهن خودم برمیگردد.اگر بتوانم هرچه زودتر به این باور برسم که :خوشبختی ام وابسته به دیگران نباشد!

دراین بازار بی رونق وبلاگی!هی دوست دارم چالش برپاکنم.

دوستان موافقین باهم رفتارهایی را تمرین کنیم ونتیجه ان را برای هم بگوییم؟

چالش 1.

از امروز شنبه تا دوشنبه خودم هستم!

موارد ظریفی که تمرین خودبودن داشتید را یادداشت کنید .دوشنبه همین جا منتظر نظراتتون هستم.

 

 

 

وقتی یکی از اقوام با جرات تمام و حالت استیضاح از من پرسید چرا پسرت را داماد نمیکنی جواب دادم:این روزها خود جوانها تصمیم میگیرند نه عمه و خاله و پدرومادر.و چون خودم برای دیگری تعیین تکلیف نمیکنم انتظار ندارم کسی برایم تعیین تکلیف کند!

اینجا خودم بودم!

-وقتی پسرم از چای ایراد گرفت و گفتم خودت درست کن خودم بودم.

-وقتی دخترک فروشنده هی دورم پلکید وگفت :چیز خاص مدنظرتون هست و گفتم :نه.خودم مشتری خاصی هستم ..خودم بودم!

-وقتی گله هایم را بی رودرواسی وسانسوربا همسرم مطرح کرددم ،خودم بودم!

-

-

 

/ 12 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دینا

خودم همون تمرین مهارت نه گفتنه؟

فریبا

هر زمان که رنگ آبی بر دیواره وبلاگ ت ظاهر میشه میفهمم که خبرهایی اون درون هست.[قلب][شوخی]

الف.م

من بخوام خود ِ واقعیم باشم همین الان باید برم یه جای خوش آب و هوا و دورافتاده که هیچکس نتونه پیدام کنه (حداقل یک هفنه) [چشمک]

نگین

سلام لیلا جان خوب شد مثالها رو اضافه کردی وگرنه من دقیقا متوجه منظورت نشده بودم .. خوب دخترم هفته قبل جراحی بینی انجام داده و یه عده همون فردای عمل میخواستن بیان دیدنش گفتم شرمنده .. انشاالله بعد از ماه مبارک ، چون الان دخترم دوست نداره کسی با این قیافه کبود ببیندش ! چند جا افطاری دعوت شدیم که همه رو با کمال شجاعت رد کردم و عذر خواستم .. (به بهانه اینکه دخترم عمل شده و نمیتونه شرکت کنه ما هم معذوریم ، که کلی هم از این بابت ممنون دخترم هستم!) همسرم گفت اگه نریم ناراحت میشن ، گفتم عزیزم چند وقت قبل مطلبی خوندم به این مضمون : اگر در زندگی بخواهی همه را از خود راضی نگه داری فقط یک نفر ناراضی باقی میماند آنهم خودت هستی ! به پسر 18 ساله ام گفتم اگه من سحر بیدار نشدم خودت باید بیدار بشی و غذا گرم کنی و بخوری ... وقتی همسایه به شو لباس در طبقه بالا دعوتم کرد گفتم علاقه ای به این قبیل کارها ندارم ... ببخش میدونم طولانی شد ولی یادمه یه خانم گلی گفت کامنتهای طولانی رو دوست داره [چشمک]

هنوز يلدا

ليلا جان يه اعترافي بكنم؟ من اگر قرار باشه خودم باشم، اولين كاري كه ميكنم حساب اين رياست محترم محل كارم رو ميرسم!

الف.م

شنیدم چند نفر، چند روزه که پاهاشون چسبیده به زمین !!! [نیشخند]

سارا

بعد از چندروز اومدم این پست حالمو خوب کرد [تایید][دست][قلب] 2 هفته دیگه امتحان دارم از نوع سخت چالشی تموم بشه یه سرو سامونی به اوضاع مخصوصن وبلاگم میدم

باران(محمد)

سلام اینکه خودمون باشیم گرچه کار سختیه اما کلید حل خیلی از مشکلات فعلی زندگیمونه ...منم برم سعی خودمو بکنم ببینم می تونم خودم باشم !

افسون

سلام. کوشی پس لیلا خانم؟

سمیرا

سلام. هر وقت کاری رو که دوست نداشتم یا صلاح ندونستم, بدون بهانه اوردن انجام ندادم و صریح گفتم نمیخواهم انجام بدم...ان وقت خودم هستم