ساعتها و عصر اطلاعات

 

 

 

روی تختم می افتم.نسیم خنک و دلپذیری از پنجره اتاق می وزه.نگاهم اتاقو دور میزنه روی میز ارایشم عکس سیاه و سفید پدرو مادرم در جوونیه:پدرم با سبیل قیطونی شبیه کلارک گیبل افتاده (درجوونی خیلی اهل سینما بوده )یه سروگردن ازمادرم بالاتر قرار گرفته و مادرم درحالیکه لبخند ملیحی زده سرشو به سینه او تکیه داده.کنار قاب عکس یه شاخه گل سرخه.اینطرف کتابخونه مشترک من و همسره که داره منفجر میشه .هرچندگاه هم سرکمبود جا دعوا داریم .در کمد لباسم بازه کت دامنها و کت شلوارهای رنگارنگ .از کنار دیوارش انزل پنزلهای(خنزرپنزرّ!)من آویزونه.اینطرف هم یه میزه روش یه عالم سی دی فیلم و کارتون در جاسی دی هایی که هنوز مورد پسند من نیستن(انفجار اطلاعات) مثه جن همه جا سبزن!دوطرف تخت روی پاتختی ها دوتا ساعت رومیزیه!منو همسرم همیشه اختلاف ساعت و اختلاف دما داریم !حالا هرکدوم ساعت خودمونو کوک میکنیم !

راستی شما با سی دی هاتون چکار میکنین؟چطوری با انفجار اطلاعاتتون کنار میاین؟کجا و چطور نگهداریشون میکنین؟

 

                                                   

 

 

پ.ن .دوس داشتم تو خونه قدیمیم ادامه میدادم .حیف............

                              خداحافظ تابستون!

 

 

 

پ.ن.قدیمی ترا میدونن که گاهی ترانه های مورد علاقه مو معرفی میکنم.لینک؟شرمنده .خیلی گرفتارم.........

ترانه های امروز:معبود و تقدیر شاد مهر  

 وقتی به من فکر می کنی حس میکنم از راه دور..........

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

لیلای عزیز پیشنهاد دیگر دوستان در فشرده سازی و نگهداری اطلاعات در هاردهای حجیم بسیار منطقی و معقول است اگرچه من خودم شخصأ برای بعضی فیلمها و موسیقی های خاص از روش آلبوم سی دی استفاده می کنم و آلبومها همه اسم گذاری شده و طبقه بندی شده و در کتابخانه ام مستقر .. ضمنأ قاب عکس پدر و مادرتان و نمای کمد اتاقتان خیلی جالب بود ... اختلافات دما و ساعت را هم می شود پل زد با اشتراکات دیگر ...

قصه گو

یه هارد جدید بگیر و همه رو بریز تو هاردت

کتایون

من هم گاهی می مونم که چطور نگهداریشون کنم... ولی اینجا دوستان چه پیشنهادهای خوبی دادن... [گل]

ایران قبله عالم

سلام من یه جعبه بزرگ دارم که توش پر از سی دیه! گذاشتم توی کمد دیواری. هر از چندی هم مرحمت برخی دوستان و غیر دوستان شاملم میشه و سی دی امانتیم رو پس نمیدن!

فرزان

درود گذشته از سی دی ها ...سه تا هارد دارم که پر از فیلمه . بیشتر کلاسیک وهنری که خودم شاید نصفشو دیده باشم... نمیدونم کی قراره ببینم[سوال]

آذر

هنوز سفرم . آخر هفته برمی گردم (البته من به این می گم خاله بازی نه سفر!) .مهمونی های فشرده تو یه هفته [خمیازه] این هاردای آقا فرزان چقدر وسوسه انگیزه [متفکر]

امیلی

وای امان از این انفجار اطلاعات!!! دقیقا منم همین مشکلو دارم! هرچی هم کمد بگیرم و جایی براشون پیدا کنم طولی نمیکشه که پر میشن و می مونم جای اضافی از کجا گیر بیارم؟![متفکر]

يك سبد زندگي

اون گلهاي رز خيلي خوشگل بودن. هرچند پاييز پادشاه فصل هامه ولي تابستون هم حيفه تموم بشه

باد صبا

سلام ماشا الله خانواده تون خیلی خوشتیپ اند نوشته تون جالب بود. فکر کنم هارد یه راه حل باشه. ولی جواب فلسفی تر و کلی ترش اینه که همه رو بریزیم دور و در آرامش بی خبری زندگی کنیم و فکر کنیم که الان چهار صد سال قبله [گل]

Maryam, Me & Myself

فکر می‌کردم عنوان اینجا «بهشت دوست‌داشتنی من» باشه! چه جاکفشی جالبی! چی بهش میگن دقیقاً؟ این عکسا مال اون خونه‌س؟ قشنگ بوده‌ها (-: