زندگی حوصله میخواهد!

 

اگر با قانون هستی هماهنگ نشوی له میشوی!زندگی حوصله میخواهد.درست درلحظه ای که همه چیز ظاهرن روبرا ه است باید اماده باشی جواب یک سونوگرافی ،یک بی اعتنایی ،یک توقع بیجا،یک خواسته که از عهده اش برنمیایی آرامشت را ولو موقت برهم بریزد.

قانون هستی زمستان وتابستان،سختی و آسانی،داشتن و نداشتن،برخورداری و محرومیت است .

ستیزه و چون وچرا کردن وبه درودیوارکوبیدن جز اینکه ادم را خرد کند ثمری ندارد.

باید رهاکرد رهاااااااااااااااااااااااااااااا!

وچقدراین رهاکردن سخت است!بظاهر ساده ولی دشوار!

یک قانون هستی پارادوکس آن است :بچسبی فرار میکند ،رهاکنی باز میگردد!

این رهاکردن برای من درست مثل پریدن از ارتفاع  بدون چتر نجات است!به همین سختی..

بهترین لحظاتم را به افکار پوسیده گذشته و اتفاقهای نیامده آینده گذراندم.میدانم اما رها نمیکنم.

اکسیر هستی را نیافته ام.

باید ببخشم نمیبخشم.باید فکرخودم باشم نیستم.

روزها ازپی هم پرشتاب و سراسیمه در گذرند ورقهای تقویم تند تند مانند برگ پاییزی میریزند ومن هنوز در صفحات تقویم سال 92 مانده ام.

زندگی حوصله میخواهد که تو سختی را به امید آسانی سپری کنی چون:

فان مع العسر یسرا

/ 9 نظر / 51 بازدید
الف.م

منم تو درسهایی که زندگی به من داده زیاد موفق نبودم اما می دونم بیشتر از حوصله به تمرین نیاز داره [لبخند]

فامیل دور

آرزو به دلم موند یه بار تو مسابقه های تو سوم بشم .اینبارم که شرکت نکردم و نمیدونم عکسم چطور از اینجا سر دراورد بازم دوم شدم .خسته نباشی عزیز بی حوصل ه گی هم ویروسیه درست مثل سرمالخوردگی که من الان درگیرشم .باز همه مون با هم خوب میشیم کافیه ویروسه گورشو گم کنه

یه خواننده

لیلا جان جسارتا من فکر میکنم شما ضریب هوشی تان خیلی بالا هست . بدون تردید میگم حداقل 130 را دارید. بخشی از بی قراری ها به نظرم میاید برای ذهن سیال و تحلیلگرتان باشد. کمی تمرینش دهید همه ظرایف را نبیند گاهی. آنجا که دیدنی ها آزارنده هست _هنر هم فکر میکنم روح جستجوگرتان را بسیار راضی میکند(آنطور که من شما را شناخته ام ).برای این ذهن فعال خوراک خوب همیشه تهیه کنید. چون خوراک بد برای چنین آدمی بیش از دیگران عوارض دارد . جسارت شد . ببخشید.[گل]

مرادیان زاده

سلام نوشته ها هم زندگی است.فردا روز مادر است.به شما و همه مادرهای خوب ایرانی و بخصوص خواننده های وبلاگت این مناسبت را تبریک میگویم.امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشید.[گل][لبخند]

نسترن

وای چقدر این مطلب با حال الانم جور در اومد....ممنون ممنون

مهردخت

زندگی هم هنری است که مثل هر هنر دیگری و شاید بیشتر از همه‌شون حوصله و تلاش و تمرین می‌طلبه... راستی چرا وقتی به رها بودن فکر می‌کنم همیشه یکی از کسانی که توی ذهنم میان تویی.. و حالا تو میگی رها بودن برات سخته!

مهردخت

اونو که رها کردم... عکسهای سفرم هم دیر گذاشتم و نمیشه جام طلای مسابقه را به من بدی[چشمک]

فریبا

در کارتون سندباد بخشی بود که سندباد ته دره ای به دام میافته که پر از سنگهای گرانبهاست! بقدری خوشحال میشه که شروع میکنه به جمع آوری سنگها که ناگهان میبینه از هر طرف افعی هایی در حال نزدیک شدنن! به فکر فرار میافته و تنها راه چاره اینکه سنگهایی رو که برداشته از خودش بتکونه و با پرنده ای که برای برداشتن تکه های گوشت که روستائیان به ته دره می انداختند فرار کنه ! حالا پس از گذشت اینهمه سال که دارم به ته خط نزدیک و نزدیکتر میشم بهتر نیست سنگین های افکارمو رو به کناری بندازم و دم رو غنیمت بشمارم. گلها در حال شکفتنن، باران در حال باریدن و پرنده ها در حال نغمه سرایی و شاید این آخرین بهارییه که من روی زمینم [نیشخند]

ف

زندگی الان برام خیلی سخته.