فقط خودت!

 

 

میز کامپیترم پرشده از برگه های یادداشت یک جا نام یک فیلم یک سریال یک کتاب یکجا یک کارگاه اموزش یک یجا کارهای عقب مانده جایی دستور ماسک پوست صورت .......

همه تلنبار برای روزی که نمیدانم کی خواهد رسید!

همه قسمتهای شیرین زندگی من که مال خود خودم است.

جالب اینکه بیکار هم نیستم روزها از پی هم شب میشود ومن بازهم منتظر روزی هستم که اینکارهارا انجام دهم.

یک پرسش :

چند دقیقه از ساعات شبانه روز را فقط به خودتان فکر میکنید و بس؟

 -------------------------------------------------

بهترین کار این است که :
آرامشت را به هیچ کس و هیچ چیزی وابسته نکنی تا همواره آن را داشته باشی ...

خرده خاطرات | ژوزه ساراماگو | ترجمه از اسدالله امرایی | انتشارات مروارید | کافه کتاب

 

/ 7 نظر / 40 بازدید
باران

خانم معلم ببخشین مگه ما باید به خودمونم فکر کنیم ؟!! توی این دنیای سرعت و توقع ...ماها آدمک هایی شدیم که از صبح تا شب می دویم تا رفاه دیگرانی رو تامین کنیم که اونها هم متاسفانه وقت برای خودشون ندارند... کاش زمان می ایستاد... کاش برای چند دقیقه هم که شده همه موتورها همه ماشین ها همه حرکتها ، سکون می گرفتند ... حتا زمین و ماه ! آنوقت شاید می شد به خودمان هم فکر کنیم ... ولی خانم معلم بیخیال ... میگن هر کی زیاد به خودش فکر کنه دو چیز براش حادث میشه ... هم طول عمرش زیاد میشه هم خل میشه ... دیدم که میگماااا !

ایران قبله عالم

سلام تازه گیها به این نتیجه رسیده ام که خیلی بیش از این به خودم فکر کنم و به فکر خودم باشم. کار را کمی رها که نه کمرنگترش کنم[لبخند]

نگین

اگه یکسال قبل بود جوابم این بود : هیچ ! ولی تقریباً یکساله تصمیم کبری ! گرفتم به خودم بیشتر اهمیت بدم قدر خودمو بیشتر بدونم سعی کردم و نسبتاً هم موفق بودم .. میدونم یه کمی ! شاید دیر باشه اما میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری میتونی نهار ماهی پلو بخوری !

الف.م

من که همیشه به خودم فکر می کنم اما فقط در حد همون فکر باقی می مونه !!! [نیشخند] دقیقا نمی دونم منظورت چیه؟ مثلا آیا پرداختن به علاقه مندی ها مثلا فیلم دیدن جزوش حساب می شه یا نه ؟! من یه کارهایی رو برای دل خودم انجام می دم. کلاس رفتن، پیاده روی، نتگردی، ... ( آرایشگاه رفتن و ماسک پوست و جوشانده خوردن و ... نه به خاطر کمبود وقت یا اهمیت ندادن به خودم، که حوصله شو ندارم) اما در عین حال خانواده در الویت هستن و برای انجام این کارها برنامه ریزی می کنم و جایی براش خالی می کنم. اینطور نیست که اول خودم ! _ _ _ _ _ ( درسته که دیر به دیر آپ می کنم اما کامنت می ذارم اندازه ی یه پست !) تفنگو بردار ! [زبان]

يلدا

سلام ليلا جان احساس ميكنم جديدا" وقت بيشتري براي خودم و علايقم ميذارم و اين، حس خوبي بهم ميده...

فریبا

من که اصلا" جمله آخر مهندس رو ربطش ندادم به آقای "ج"![نیشخند]

مهردخت

من خیلی به خودم فکر می‌کنم... به این‌که بالاخره کی نوبت من میشه؟[رویا]