او

 

قبول دارم بسیاری از نوشته ها و جملات من نامفهوم و گنگ باقی میماند.اصراری به صریح نویسی هم ندارم ولی همین گنگ نویسی را دوست دارم.ا فضای مجازی از سال 88 به بعد به جرات بهترین معلم من بود.این همان حکایت استفاده بهینه از ابزار است.در گوشه اتاق خانه خودم نشستم وبه سراسر نقاط دنیا سفر کردم.و همه اموخته هایم ودوستانم معلم من شدند.

وقتی کم می اوردم با خواندن نوشته های یک دوست میفهمیدم چقدردنیایم کوچک بوده است واز جایم بلند میشدم.

وقتی عکسهای ساده و بی زرقو برق وبلاگهای خارجی را از یک شاخه گل و خاک و کوه و دشت میدیدم به دلخوشیهای کوچکم روی می اوردم.

وقتی ناله و شکایت عده ای را میخواندم میفهمیدم زندگی سختتری هم هست .

و همه اینها باعث تغییرات کلی و اساسی در من شد.و نقش دوست و دوستانی باعث شد از سهمگین ترین توفان زندگی ام عبور کنم .

فهمیدم صبر تنها یک واژه تجملی یا پیش پا افتاده یا عوامانه نیست .صبر سه حرف است اما همه حروف الفبای زندگی را در برمیگیرد!

همیشه در تصوراتم و رمانهایی که خوانده بود م عاشق و شیفته کاراکتری بودم که صبور بود و این درایت وصبر او ،از او انسان بزرگی ساخته بود.

اما لحظه هایی از زندگی هم هست که نمیتوانی با دیگران درمیانش بگذاری .این درد مال توست با این احساسات با این روحیات با این سابقه با این گذشته باتمام عوامل و ادمهایی که سناریوی زندگی تورا تشکیل میدهند .بنابراین یاد گرفتم فقط با او دردل کنم و کمک از او بخواهم که بینهایت و توانا ست .عجز و ناتوانی و سوگیری انسانهارا ندارد درضمن اگاهتر ازهمه به حال و روز من است...

/ 7 نظر / 52 بازدید
نبات

بله صبر و گذشت زمان باعث میشه بهتر مسائل دور و برمون رو تحلیل کنیم... مناجات زیبایی بود [گل]

فریبا

منو تصور کن که بلند شدم و به احترام این دست نوشته برات دارم دست میزنم فوق العاده بود.[دست]

الف.م

امیدوارم ثمره ی صبرت رو بزودی ببینی [لبخند] با دنیای مجازی دنیای من هم بزرگتر شد و خیلی چیزا یاد گرفتم. در این میان اوایل وبلاگت و بعدها خودت تاثیر زیادی در جهت مثبت تو زندگیم گذاشتی

نگین

سلام چند وقتیه با چند تا خانم همسن و سال خودم آشنا شدم که نوشته های همشون رو خیلی دوست دارم (اگه خدا قبول کنه منم دهه چهلی هستم)!! هلن بانوی عزیز آذر بانوی عزیز و خود شما نازنین خوشحالم از آشناییتون و میدونم که خواننده پر و پا قرص نوشته هاتون خواهم بود ...

فامیل دور

[ماچ]

مهردخت

همو یاورت باشد [لبخند]

سارا

اشک و گریه درمان موقت همان درد خصوصی است که با هیچ کس نمیشه و نباید در میون گذاشت!