جشنواره پاییز

 

 

 

 

 

 

 

                              مسابقه جشنواره پاییز 

از دوستان عزیزم دعوت میکنم با یه پست به پیشواز پاییز بریم.دوستان میتونین به هرشکل که دوست دارین پاییز رو به وبلاگتون بیارین!

1.عکس و نقاشی

2.کاردستی یا خوراک و غذاهای پاییزی

3.شعرو داستان

4.خاطره ای در پاییز

5.هر شکل که خودتون دوست دارین

***************

1. فقط تا 4شنبه هفته اینده 6مهرماه فرصت دارین.

2.شرکت همه آزاد ومایه خوشحالی است.

3.عدم شرکت نیزمایه رنجش نیستلبخند

4.چهارشنبه هم دوستان شرکت کننده هم دوستان دیگه میتونن همین جا در بخش نظرهای این وبلاگ رای خودشونو بگن:فقط یکی

5.جایزه برنده مسابقه معرفی او در سایر وبلاگهاست.

************

غافلگیر شدین نه؟چشمک

توجه:دوستانی که مایل به شرکت هستن اعلام کنن تا منم به اطلاع سایرین برسونم

 

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کتایون

کار جالبیه.اگر تو عکسهای پارسال چیزی پیدا کردم شرکت میکنم[گل]

رویا

نه ....چون لیلی از اینکارا زیاد میکنه[چشمک] برم ببینم چی پیدا میکنم برای پاییز بذارم برم یه خاکی چیزی توسرم کنم[زبان]

يك سبد زندگي

من كه امروز رفته بودم به پيشوازش يعني دوباره برم؟؟؟ نميشه كه[نیشخند] عكسهات خوشگلن [مغرور]

مهرنوش

خانوم اجازه، ما هم بازی [بازنده]... امروز می خواستم یه پست پاییزی بذارم، اما صبر می کنم تا هفته آینده ببینم چه چیز قشنگی میتونم پیدا کنم...

رهگذر

با سلام اولین روزه پاییز ز راه رسید دیشب که این پستو میخوندم تو فکر بودم که همه چی مهیا شده که خودی نشون بدم همش به این فکر میکردم که چی بنویسم چه عکسی چه مطلبی چه شاهکاری رو بیارم که به دل بشینه روز اول پاییز امسال خاطره ای شد که هیچ گاه از یاد نخواهم برد روز اولی که کلی تجربس امید که ایام بقا به خوشی بگذرند

بهار

لیلای عزیز فکر می کنم در مدرسه هم لیدر بچه ها بودی با کلی فکر تازه و ایده و ... جالب است پیشواز پاییز به همراه جمع و چرا نه ؟! همه فصلها زیباست ولی پاییز و بهار برای بچه های مدرسه چیز دیگریست ....

باران

من پست جدیدمو که زدم مطلب شما رو خوندم [اوه] اما سعی میکنم منم تا چند روز آینده پائیز قشنگو بیارم تو وبلاگم.

سلام لیلا جون من تازه دارم یک نفس راحت میگیرم بیشترش برگشته یک سری فیلم آموزش فی فنالله شد تا من باشم دفعه دیگه حواسم را جمع کنم . هنوز نمیدونم میتونم شرکت کنم یا نه امیدوارم که بشه .فقط این تیتر پست را (جشنواره پاییزسونم سر بزنن) نتونستم بخونم یعنی متوجه نشدم یاری کن .

شاپرک

همین الان داشتم از حواس پرتی میگفتم [خجالت] اون پیام مال منه یادم رفت اسمم بنویسم انگار آلزایمرم داره حاد میشه .

پریسا

آها! حالا فهمیدم جریان آب و روغنو!! بجون خودم لیلا جون این عکس دیگه آخر پاییز شهر منه.. اینجا نه خزون و برگریزون داریم نه رنگ برگها عوض میشه .. نه هیچی.. یهویی بارون و رعدوبرقهای وحشتناک و بادهای شدید.. تازه هنوزم که هنوزه کولرگازیهامون صبح تا شب و شب تا صبح روشنه .. حالا اگه قابل دونستی منم بازی.. :)