کمی مینشینم.........

آسمون گرفته و یه چیزایی شبیه برفم داره میاد اما دل من نگرفته .هال نیمه تاریکه .کنار آباژور نشستم و دارم مینویسم.امروز بعد از مدتها نخ سوزن دستم گرفتم ،تلویزیون روشن کردم،سری به گلهام زدم،چندتا لیمو شیرین رو بی عجله با حوصله خوردم.یه نگاه به خونه بمب افتاده !یاد مثال یه دوست:سونامی.....

وایت برد اتاق دخترمو می خونم :لایی چسب،ضرب اعداد صحیح،ادبیات،..........پایینش مینویسم :فدای دخترم !

حالا کنار پنج ره اشپزخونه م .این درخت عرعر روبرو چقد قشنگ شده .نوک درختای همسایه پر از میوه های کاجه.مدتهابود اینقد وقت آزاد نداشتم که حتا آروم راه برم و کمی بنشینم...........

حس خوب

 

                                    خاطره

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريده

خوش به حالت من اصلا وقت اضافی ندارم و کلی هم وقت کم دارم[نگران]

شاپرک

سلام لیلا جون با خوندن پستت به آدم حال رخوت دست میده و آرامش . عیدت مبارک عزیزم [ماچ]

بهار

لیلای عزیز عید زیبایت مبارک .. معلوم است که حالت خوب است و لبخند می زنی و اصلأ مهم نیست که همه خانه زلزله چند ریشتری آمده باشد .. و فقط مهم خودت هستی و فنجانی چای داغ و دانه های برف و درخت زیبای همسایه .. آرامشی که خودت به خودت هدیه داد ه ای مبارک ...

فريده

سلام عيد بر شما هم مبارك خانمي من كارتون ساترلن و تنسي تاكسيدو رو دوست داشتم[زبان]

رامتین

مممبببله. (با لحن مهران مدیری)

سارا

سلااااااام خانوم معلم[لبخند] ما خوبیم شما خوبیند؟[پلک] خانوم اجازه ما مخصوصا وقتی از خرید بر میگردیم از این نوشابه ها هی واسه خودمون باز میکنیم هی ریلکس میکنیم هی واسه خودمون میبریم و میاریم... اوووففف [نیشخند] [قلب]

فرزان

ازین آرامشی که گفتی کمی آرام شدم...[گل]

قصه گو

روزهای پرآرامشت روزافزون باد.

سارا

از همونا که توش لیمو شیرینه[خرخون]