مدتهاست نمیتونم

 

مدتهاست میخوام برداشت خودمو از جدایی نادروسیمین و چند فیلم خارجی بنویسم ولی فرصت نمیکنم.

مدتهاست:

میخوام یه فیلم دیگه رو واسه نقد جمعی معرفی کنم نمیتونم.

 میخوام دوربین بردارم برم پارک ..نمیتونم.

 میخوام سه شنبه ها باموری و همنامو تموم کنم نمیتونم.

میخوام کتابخونه مو بعد از بازنشستگی تغییراتی بدم نمیتونم.

میخوام  واسه دخترم تلهای رنگی بدزوم که وقتی مقنعه شو سرکلاس درمیاره(یه کار مثبت و خوب ازین مدرسه جدید)روی موهای لخت و قشنگش باشه نمی تونم.

میخوام(این میخوام هم اون بالا میموند بهتر ازین بود که سرویس شویم!)برم کلاس ایروبیک نمیتونم.

......یه خوراک یا دسر متنوع بپزم نمیتونم.

.....فایلای سیستممو مرتب کنم نمیتونم.

.......................

ژ.ن.یه خط از یه کتا بو هنوزم میشه نوشت

...........................................................................

من ریشه این خاکم                            تو لحظه چیدنها

بوئیدن  و بگذشتن                                  از باغ اقاقیها

من لحظه دیدارم                               تو وقت گذشتنها

تو زخمه هر سازی                              من ناله گفتنها

درساکت چشمانت                             فریاد شکستنها

 

بعد از 20 روز بی وقفه پرستاری شبانه روزی امروز مهمونای عزیز من با اصرار خودشون رفتن خونه شون.یه قوری چای و یه مسکن جلومه .تازه مثل اینکه یاد خودم بیفتم :گلوم درد میکنه سرم درد میکنه.............دلم میخواد یکی برام سوپ بپزه نازمو بکشه ولی...........

 

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افرا

كامنت شيفت شب [خواب][اوه]

پروين

اگه الان خونه من بودي ( يا من خونه تو ) ، بهت دستور ميدادم (!) بري روي كاناپه براي خودت دراز بكشي و استراحت كني و فيلم ببيني ، بعد خودم مثل يك دوست خوب ، برات سوپ يا هر غذايي كه دوست داشتي ، مي پختم و با آبليموي تازه و نون تست و كنارش هم زيتون ( يا هر چيز ديگه ايي كه دوست ميداشتي ) مياوردم كنار دستت تا نوش جون كني ، بعدش چايي يا قهوه يا هر چيز ديگه ايي كه ميخواستي ، بعد از اون هم تشويقت ميكردم كمي بخوابي ؛ يك خواب راحت و بي دغدغه ، در سكوتي آرامش بخش. شايد اين جوري ميشد يك اپسيلون از خستگيهات در بره . ليلا جان ، براي خودم هم جالبه كه چقدر قلبا و صميمانه دوست داشتم واقعا اين كارو برات انجام بدم.

فريده

میگم چه عجب تو هم دو خط شعر نوشتی من از یوگا اصلا خوشم نمیاد چون خودم ذاتا اینقدر ریکلسم می ترسم برم یوگا خود استاد رو خوابش بکنم[نیشخند]

ghazale

manam khlei kar tooye sarame,vali ba in zendegi ke hamash moalagh too havam,hich barnamee nemishe amali kard.[شرمنده]

شاپرک

بعد از ازدواج و بچه دار شدن دیگه کسی نیست ناز بکشه زود باش بلند شو برای خودت سوپ درست کن اینجا حسابی داره بارون میاد . عکسهات را نمی بینم [پلک] به این سه خط میگن دلداری دادن و انرژی دادن امروزی [نیشخند]

باران(محمد)

برای غمخوار خانه و اقوام آرزوی سلامتی و اوقات فراغت زیاد آرزومندم. [گل]

بهار

ليلاي عزيز همه ما گاهي نياز داريم كه مراقبت شويم و پرستاري شويم و لي لي به لالايمان بگذارند و قربان صدقه مان بروند .. و چرا نه ؟!!! اين انرژي مثبت عالي است كه نبايد از خودت دريغ كني .. توقع كن تا انجام دهند بدون تعارف و بدون گذشت ..

ماری گل

نظر من مورد تایید واقع نشد[ناراحت]

فرزان

شما که واردی لیلا خانوم .."برنامه ریزی " و اختصاص دادنِ زمانی به مثلا روزی 10 دقیقه به خوندن کتابِ...

قصه گو

تو بیست روز مریض داری کردی و می خواستی تمام این کارها رو هم انجام بدی؟ بابا ماشاالله داری به خدا حیف که دوری وگرنه خودم برات سوپ می پختم می اومدم دوتایی باهم بخوریم و هورت بکشیم (به یاد ایام کودکی) و کرکر بخندیم