مهردخت

نوشته های مهردخت را خیلی دوست دارم .برایم قدر یک نویسنده زبردست رمان توانایی ومهارت نوشتن دارد.

به شکلی دست می اندازد به زوایای خفته وپنهان روح ادم که مدتهاست خاک خورده ولی دوست داشتی همیشه به ان بپردازی.

نوشته های او برایم مثل میز اراسته با انواع غذاهای خوشمزه و لذت بخش است که دلت میخواهد همه کارهایت را بکنی دست اخر با ارامش بیایی بخش خوشمزه زندگی ات را مز مزه کنی.

او یک زن به معنای واقعیست .مادر...همسر ..دختر و یک زن!

تلاش اش را برای زندگی خیلی دوست دارم.مثل من زندگی را سرسری نمیگیرد .آن را زندگی میکند.

نوشته هایش هم تم خوب هم نگارش زیبا دارد.

وبلاگ او از معدود وبلاگهاییست که دلخوشی منست و اگر درمقام داوری بودم بالاترین نمره را به او میدادم.

/ 8 نظر / 11 بازدید
میرسایت

سلام خوبی؟ چه وبلاگ قشنگی داری!!! حیفه به سایت تبدیلش کن اگه خواستی توی سایتم رایگان وبلاگتو برات تبدیل به سایت میکنم http://mirsite.ir یه پنل رایگان پیامک هم با سه خط بهت میدم فقط توی لینک زیر ثبت نام کن http://sms.mirsms.ir چرا فروشگاه انلاین راه اندازی نمیکنی اگر سایت یا فروشگاه خواستی فقط با 20هزار تومن هاست و دامنه رایگان برات راش میندازم نمونه سایت ها توی سایتم هست در خدمتتم http://mirsite.ir راستی اگر هم جویای کار هستی میتونی با ما همکاری کنی بازاریاب با پورسانت 50% فقط با مدیریت تماس بگیر 09121596033 عاشقانه و بیصبرانه منتظرتم میرسایت info@mirsite.ir http://mirsite.ir

الف.م

مهردخت بی نظیره. منم همینو براش نوشتم. اینکه مث یه روانپزشک - جراح دقیقا دست می ذاره رو مشکل و از روح می کشه بیرون و تشریح اش می کنه. مشکلی که ازش رنج می بری ولی خودتم نمی دونی چیه !!! خوشحالم که این محیط باعث شد چنین دوستان خوبی پیدا کنم [قلب]

سارا

از این به بعد میخوانم مهردخت را [لبخند]

نگین

وبلاگ مهردخت عزیز رو یکی دیگه از دوستان عزیزم هم پیشنهاد کرده بود ... یک نفس حدود ده دوازده تا از پست هاش رو خوندم و بطرز عجیبی با بعضی نوشته هاش حس مشترک داشتم ... سهل و ممتنع مینویسه... دلنشین و بی تکلف ... ممنون بابت معرفیش ....

مهردخت

لیلا جون خوش به حال این مهردختی که تو یک پست بهش اختصاص دادی و این همه لطف بهش داری واقعا که خیلی خیلی باید قدرت رو بدونه.[پلک][قلب] کاش می‌دونستی که اگر تو نبودی شاید مهردخت تا حالا بارها از نوشتن دست کشیده بود . برای اون یک انگیزه بزرگ برای نوشتن این بوده که خونه‌ای در همسایگی خونه‌ی تو نگه داره تا شاید گاهی عطر و بو و موج زندگی از خونه تو به خونه‌اش برسه و تکاپو برای زندگی کردن و زیبایی‌های زندگی یادش نره. [رویا][رویا] ایک دنیا ممنون[گل]

مهردخت

این عکسی که سر پست گذاشتی بهم این انگیزه را داد که یه چند کیلو وزن کم کنم که مثل این خانومه پشت میز که می‌شینیم بنویسم خوش‌تیپ و فوتوژنیک باشم[پلک]

نبات

وبلاگ مهردخت عزیز از معدود وبلاگ هایی بود که وقتی باهاش آشنا شدم نشستم اکثر آرشیوش رو خوندم .... امیدوارم به نگاهش و نوشتن ادامه بده ... [گل]