رهایی

 

در کوچه پس کوچه های نت قدم میزنم .در خانه دوستان خوب بلاگفایی ام بسته ست !چه سکوت حزن انگیزی !فقط صدای پای خودم هست وبس.

-----------

ما باخودمان مهربان نیستیم.وقتی غصه میخوریم وقتی یکسره شکایت میکنیم و به کمبودهایمان فکر میکنیم وقتی از دست کسی رنجیده میشویم وقتس مهرطلب هستیم ما با خودمان مهربان نیستیم!

صرف اگاهی موجب عملکرد درست نیست.من میدانم چه افکاری اذیتم میکند و میدانم لحظات و خوشبختی ام را دستخوش و وابسته این و آن میکنم ولی بازهم اینکار رامیکنم.

دارم چراغ گاز را پاک میکنم ،کف اشپزخانه را تی میکشم ،چای مینوشم اتاقهارا مرتب میکنم ولی ذهنم درگیر است:اگر دوباره .....همان لحظه صدای نحیفی از ته ذهنم میگوید :خب بشود میخواهی خودت را هدر کنی؟نمیدانی فلانی از غم وغصه های ریزو درشتی که خورد ان بیماری را گرفت؟

روزی از یک مشاور خواستم کارگاه رهایی برگزار کند گفت:نمیتوانم !انقدر سخت است که خودم هنوز موفق نشده ام!

در نظرمن مثل پرت کردن خود از ارتفاع است !بارها به تو گفته اندکار هستی عکس است رها کنی بدست می اوری!رهاکنی چتری برایت باز میشود اما اعتماد نمیکنم .

/ 4 نظر / 13 بازدید
الف.م

درسته! فضای مجازی خیلی دلگیر شده. مسدود بودن بلاگفا بهانه ست با اومدن شبکه های اجتماعی جورواجور که دم دست تره و ارتباطات ساده تر و اطلاعات کپی پیستی و عکسها بلافاصله مخابره می شن، باعث شده وبلاگ ها مهجور واقع بشن منم ممکنه کم کار به نظر برسم اما موقتیه و بدلیل گرفتاری هام و اینکه دوست دارم به علاقه مندی های دیگه ام هم برسم و زمان کمی که به خودم اختصاص داره رو مجبورم تقسیم کنم یادش به خیر روزایی که تو وبلاگها برو بیایی بود و سرزندگی و بحث و چالش و .... [افسوس]

الف.م

منم فکر نمی کنم قدرت رهایی رو داشته باشم اما خوب می تونم لحظاتم را به این و آنی که موجب رنجشم می شن وابسته نکنم راحت نبود، پوستم کنده شد تا یاد گرفتم یه چیز دیگه رو هم یاد گرفتم و هر چقدر سعی می کنم به اطرافیانم یاد بدم فایده نداره اونم به اصطلاح خودم (عزاداری نکردن قبل از مرگه !) بعضیا بابت اتفاقی که هنوز نیفتاده به همون اندازه ای که اگر اتفاق بیفته، پیشاپیش غصه می خورن

ایران قبله عالم

سلام خوبست که هستید[لبخند]

افسون

سلام. لیلای نازنین دلم برایت تنگ شده بود. نمیدانی رها نکردن و یا نخواستن اینکه رها کنیم چه بلایی سرمون میاره. من خودم الان در یک قدمی بیماری.. هستم.در سایه همین رها نکردن. کاش زودتر میفهمیدم کاش.... یا آموزش میدیدیم. راس میگی آدم باید اعتماد کنه و رها کنه این خودش یه کار بزرگیه....دارم با هزار بدبختی که شده تمرینش میکنم وگرنه....