کمی تاقسمتی ابری

 

 

گاهی حالو هوای خاصی سراغم می اید که هیچ خوب نیست.گاهی همه مردم و خودم رابیخودی معطل میبینم .از رادیو ماشین یکی دارد خودش را میکشد با لهجه ملت را بخنداند اما برایم مسخره به نظر میرسد!در حاشیه مد یری را اینبار سرهم بندی بی مزه ای می بینم.بفرمایید شا م هم میخکوبم نمیکند.

حوصله اطرافیانمو ندارم .اشتهایم میرود .تعجب میکنم کسی دنبال چیزی باشد خریدی بکند و...

ترجمه ای که دخترم داده برایش انجام دهم مثل کوهی در نظر می اید.همه چیزهایی که زمانی ارزویش داشتم حالا بی معنی است..اصراری به دلخوش و شاداب نگه داشتن دیگران ندارم چون یکی باید فکر خودم باشد!

نه ناشکر نیستم .این حالو هوا مثل ابر بهاری می اید و میرود .فردا روز دیگریست...

/ 5 نظر / 10 بازدید
ایران قبله عالم

سلام عکس ارسالی ما که معلومه مالِ بهاره[لبخند] اسم... تهران، آرام و خوش بر و رو

سارا

mission accomplished [نیشخند]

فریبا

فکر کردم فقط من اینجوری شدم!

باران

چقدر این حال و هوا مشترکه این روزا ... همه چیز خنثی و بی انرژی می ماند ... اما به قول شما به امید فردای دیگری هستم ...

الف.م

منم مطمئنم می گذره ... معمولا بعد از شرکت در مراسم ختم این حالت زیاد پیش میاد. احساس مسخره بودن زندگی و ... اما زندگی چنان جاذبه ای قوی داره که تو رو دوباره به سمت خودش می کشونه و در اون غرق می شی