اختلاف زمان!

تو فروشگاه اومدم ساعت زنگ دار بخرم یکی نشونم میده واسه تنظیمش باید درپشتش باز بشه و.......میگم :اوه خدا بده حال!میگه مگه شما روزی یه بار بیشتر کوک میکنین؟میگم تو خونه ما جای جای خونه ساعته تازه اعضا یکی اختصاصی دارن.روزی سه بار!

یه وقتا من و همسر سر یه ربع اختلاف ساعت صبحگاهی جدا کوک میکنیم!حالا اینو ول کن بچسب به این که کناریم داشت از بخش خرازی کاموامیخرید!چندوقت پیشم تو ارایشگاه یکی زیر دست یکی از دانش اموزام !داشت مژه میکاشت!یکی دیگه اومد گیس بافته بلند مدل افریقایی!مژه کاشتنی!ابرو تاتو !لنز رنگی!بینی عملی!هیپنوتیزم

اولن ما در عصر حاضر به برکت فن اوریهای !جدید آدم زشت نداریم!دوم چقد دنیاشون بامن فرقو فاصله داشت !من موندم کی در عصر حاضر وقت میکنه کاموا یا گیس ببافه و بعد اون گیس بافته رو با چه مقدار زمان حمام کنه ؟مسلمن در بازه دوش ده دقیقه ای بعضیا نمیگنجه تازه بگنجه در حوصله نمیگنجه !

پ.ن.اون دختره درسش خوب نبود ها !تقصیر من نبود ادامه نداد !حالام ضررنکرده هر کاشت مژه 80 تومن!

پ.ن.اختلاف زمانو با سن در نظر نگیرین ها!من اگه هم سن اون خانم هم بودم عمرن واسه به ظاهر زیبایی ریاضت بکشم!

 

خب با چندتا تزیین آش رشته در یه روز سرد چطورین؟حالا تا چندروز اش بخورین!

 

 

 

پاییز شهر از نگاه دوربین من!

 

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

لیلای عزیز ساعت چیز خوبیست به شرط آنکه کاملا بی صدا باشد .. در باره زیبایی هم آنجا که ضرورت داشته باشد چرا نه ؟ ولی افراط انهم در حدی که در جهان سوم معمول شده و دیگر هیچ چهره واقعی وجود ندارد و همه مثل محصولات کارخانه یکدست و یکنواخت شده اند اصلا جالب نیست .. به خصوص که به راحتی می توان با غذای مناسب و ورزش و تفریح و آرامش ظاهر مناسبی را تا سنین بالا حفظ کرد .. آشتان خیلی دلبرانه است خانم معلم در این سوز و سرمای زمستانی ... نوش جان کنار این تصاویر زیبا ...

شاپرک

لیلا جون من دیگه خیلی از همتون عقب ترم اولین بار میشنوم مژه هم میکارن [خجالت] تصورش می کنم حالم بد میشه . بهتره بریم سراغ آشهای خوشمزت که دل من را بدجوری بردن [ماچ]

صبا مامان ستاره

منم اینهمه تکاپو برا خوشگلیزاسیون رو زیاد درک نمیکنم راستش.... انوقت اشکالش اینه که وقتی عرف کم کم این شد که بینی عملی و خط چشم آنچنانی و وو باشه یکی مث من نوعی همونجوری که هستم میرم تو اجتماع کم کم چن سال بگذره به نظر میرسه از دنیای دیگه ای اومده ام خب ![قهقهه]

پروين

امروز صبح زود كه چشمهام رو باز كردم و ديدم از آسمون پشت پنجره ، ريز دونه هاي برف ، با ناز مي بارند ،‌ ، دلم پر از حس خوب و گرمي شد كه وادارم كرد بلند شم و برم نون تازه داغ بخرم بيارم براي صبحونه . توي راه فكر كردم چقدر آش مي چسبه توي همچين روزي . ولي حيف كه هيچكدوم از ملزوماتش رو ندارم بپزم . بعد كه اومدم پشت پنجره خونه تو و ظرفهاي آش رو ديدم ، گفتم چقدر خوب كه گاهي ديدن تصوير آرزو هم مي تونه به اندازه تحققش ، به دل بشينه . نوش جونتون اين آش خوشمزه.

فريده

پول تو آرایشگری و اینجور کارهاست ولی عمرا بتونم یه خانم را بشونم جلوم و با سر و صورتش ور برم. واسه خوشگلی خودمم عمرا به قول تو ریاضت نمی کشم چه برسه خوشگلی دیگران [نیشخند] تازه بعضی ها هستن حموم که میرن انگار که تو حمومشون بمب کار گذاشته اند که باید تا نترکیده زود در رفت[نیشخند] تزئین های آش عالی بود [مغرور]

نیما

یه آدم خیری پیدا بشه یه کاسه آش هم بیاره دم در خونه ی ما ثواب دنیا و آخرت توشه (قول میدم که شایعه نبود این واقعا ثواب داره ) [نیشخند] چند تا پست قبل رو هم خوندم و خوشحالم که حال عمومی و خصوصیتون بهتره موفق و سربلند باشید و در ضمن عزتتون هم زیاد [گل]

رامتین

لیلا جون چه عکسای قشنگی داره وبلاگتون :)

قصه گو

خواستم بگم که اون آدمها اهل وبلاگ نوشتن و کتاب خوندن و فیلم دیدن نیستم اما فکر کردم که من حق ندارم کسی رو قضاوت کنم به هر حال لیلا جون خدا رو شکر که ما آخر خوشگلیم و احتیاجی به این ادا اصول ها نداریم [نیشخند] می گم لطفن یه آیکون خودشیفتگی بزار اینجا