لحظه را دریاب!

 

سخت میگرفتم.افراد خاصی باشند .جای مرتبی با امکانات خاص باشد.زمان محدودی باشد .ولی  مدتهاست دست از سختگیریهایم در تفریح و مسافرت برداشته ام.میتوان با خیلی افراد معاشر شد و یاد گرفت .میتوان در کویر خشک مثل طبس هم خوش گذراند.

این دیگر هنر منست که ان لحظات را برای خودم و خانواده ام شیرین و خاطره انگیز کنم.شاید خنده همسر و قهقهه دخترم با دوستان اش برای روزی خوب کافی باشد.

حالا بااین روحیه متوجه شده ام که که چقدر بعضی افراد دنیا را به کام خود وبقیه تلخ میکنند.

من حتا زمانی که برای امتحان ارشد درس میخواندم ذره ای از تفریحات و مهمانیها نزدم.به موقع تفریح به موقع درس.

 

گاهی سفر با هواپیما وهتل میچسبد گاهی ماشین و ویلایی که خودت پخت وپز کنی.

معلوم است خیلی سدها و خوان های دست وپاگیر را رد کرده ام واین خوشحالم میکند.

 

 

 

 

/ 5 نظر / 16 بازدید
نگین

تازگی ها چقدر با نوشته هات همزاد ؟ همذات ؟ پنداری میکنم لیلای عزیز ... منم مدتیه زندگی رو آسون تر از قبل میگیرم و بیشتر هم لذت میبرم از زندگی لیلا جان اینقدر با نوشته هات احساس نزدیکی میکنم که این وقت شب (در واقع صبح !) اومدم ببینم نوشتی یا نه ... شاد و تندرست باشی بانو ... با اجازه شما از اینجا سلام میکنم به آذر جان عزیزم که دلم برای نوشتن هاش خیلی تنگ شده ..

دردانه

سلام به شما لیلای عزیز و مهربان ....لحظه های شما نیک [گل][لبخند] راستش اومدم از این پنجره سلام و عرض ادبی کنم به شما و البته آذر عزیز و نازنینم (یاد داشت های یک دهه چهلی ) که دلتنگ شون بودم .......امیدوارم دل تون شاد و لحظهه هاتون خواستنی یه دنیا آرزوی خوب دارم برای شما [قلب][گل][ماچ]

الف.م

به قول خودت هیچوقت برای تغییر مثبت دیر نیست تو لحظه زندگی کردن خیلی هنر می خواد [لبخند]

الف.م

سلام نگین عزیزم . هنوز فرصت نکردم آدرس خونه ی جدیدمو به همه دوستان بدم دیگه از تو غارم بیرون اومدم کم کم به همه تون سر می زنم [قلب]

مگهان

من هرگز سخت نگرفتم به خودم . موافقم که گاهی سفرهای کم هزینه می چسبه و گاهی ولخرجی و اقامت چندین شب تو هتل :) ... خوشحالم که بلدین خوش بودن رو[لبخند]