روزانه

-می گویم :نوبت من بود اقا!

- کار شما خیلی نوشتن دارد باید صبرکنید .

-لااقل اگر مدرکی کم هست بگویید تهیه کنم.

-برو از کارت ملی ات فوتوبیار.

میروم وبسرعت میگیرم می اورم.مشتری پشت باجه اش نیست ولی تامرا میبیند با دوست ان طرفی صحبت میکند .مس مس *میکند!نگاه اش نمیکنم !ندایی در درونم میگوید دارد لج تورا در می اورد!

سرانجام مجبور است به جایگاه خود برگردد مدارک را نگاه میکند می گوید؟شناسنامه؟

-مستقیم در چشمان اش نگاه میکنم محکم می گویم :اول گفتم که همراهم نیست !نمیدانم در برق چشمهایم چه دید که غرغر کنان مشغول نوشتن فیشها میشودو 4فیش بانکی  را با کاربن روی هم گذاشته میگوید :میبینی چقدر کار دارد!!!!!!!!

انتظار دارد وارد صحبت شوم .دیدهاید بعضی کارمندان اداره ها و بانکها توقع التماس و درخواست و خواهش تمنا دارند؟

اینبار طرف حساب اش از انها نبود !فقط سرم را تکان دادم (یعنی توکارت را بکن)

دست اخر تشکر کردم و بیرون امدم.

کسی هم زنگ میزند و تدارک عصرمرا میبیند!

:توکه قراره عصراینو بخری بیاری اینکار رو هم بکن!(در صورتی که هیچ قراری در کار نبوده)

خانه که میرسم شهر شام!است!

عصبی هستم دلخورم اما نمیدانم یقه چه کسی را بگیرم!دنبال مجرم میگردم.

پ.ن.طرف رفته مصاحبه ایدئولوژی بده گفتن :امام...رو کی کشت؟بلد نبوده اومده بیرون به بقیه گفته فرار کنین یک نفرو کشتن دنبال قاتل میگردن!

پ.ن.در گویش شهر من به با طمانینه و مکث کار کردن"مس مس "میگن.همه اش که نباید مدیری تکیه کلام بندازه دهان مردم!لبخند

 

 

 

/ 5 نظر / 22 بازدید
الف.م

باید بگی "خاطره خواهم ساخت"، اگر پرشن بذاره ! [زبان] تا نیومدی من برم [عجله]

الف.م

چیزی که ارزش نداره، وقت ِ مردمه می ری تو یه اداره ای دنبال جواب یه نامه، هنوز نگاه نکرده می گه نیومده ! اونقدر باید بگی تو رو خدا اون پرونده های زیر دستت رو نگاه کن، یه نگاه تو کشوی میزت بنداز، اصلا می خوای من بگردم، جون بچه ات تو نامه های اتوماسیون هم بگرد، تو رو جدت ببین نفرستادی یه قسمت دیگه .... آخرش می بینی جواب نامه زیر دستشه !!! جالبه که من مس مس رو خوندم و بی هیچ سوال و تعجبی رد شدم چون ما هم همینو می گیم تازه با تشدید روی "س" اول [نیشخند] برم تا منو جای قاتل نگرفتن [خنده]

سارا

[دست][دست] ما میگیم فِس فِس ... همونه؟ اول کدوم بوده؟؟؟ [نیشخند]

سارا

آذر جووووووون [خنده]