عکس

تعدادی عکس از مسافرت

 

نمایی از ویلای یک دوست

 

 دریا دریا

کاجها مرا میکشند!

 

شکوفه هایی مثل مرواید بر زمینه آبی فیروزه ای

بازار روز چالوس شب عید

در راه برگشت برای رفع خستگی

/ 5 نظر / 80 بازدید
فریبا

تا حالا شده با تماشای یک عکس خاطره ای در ذهنت جون بگیره و دلت بخواد اون تکه از زندگیتو بارها و بارها زندگی کنی؟ مثلا" همین منظره بازار روز چالوس اون هیاهو، اون حس و حال، لحظه پیوند تو با زمان، اشتیاق زنده بودن و زندگی کردن بدون هیچ حد و حصری!

فریبا

دقت کردی به اون گلفروشها و سطل زباله خالی![نیشخند]

الف.م

دلم باز شد عکسها ی سفرت رو دیدم [قلب] مرسی

هلن

سلام. به به از این همه سرزندگی و خود زندگی ! اون عکس ویلای دوست هم که از پشت پنجره انگار گرفته شده ،با انعکاس نور و تابش آفتاب، شبیه نقاشیهای سوررئال میمونه.[چشمک]

افسون

I opened two gifts this morning: my eyes