روزانه

 

مدیر برنامه ریزی روزهای تعطیل خانه من هستم.و چه مسئولیت سنگینی!دم دمهای تعطیلی که میشود در دلم غوغاییست .همسرمن برخلاف خیلی مردها جز در مواردی که واقعن مطالعه وکاردارد اهل خانه نشستن نیست.دخترم هم که درسن نوجوانی بیرون را ترجیح میدهد.دیروز یک ساعت مانده به افطار باخواهرم هماهنگ میکنم غذایمان را ببریم خانه انها باهم بخوریم.واین درحالیست که آش ابغوره تازه جاافتاده و شیربرنج درحال پختن روی چراغ گاز و لازانیا در فر ..

با سرعت لازانیا را جلوی پنکه میگذارم کمی خنک شود ،قابلمه آش راهم دم درو شیربرنج را در ظرف میریزم برای بعد خنک شودو فوری لباس میپوشم.

مادرو پدرم را هم برمیداریم و وقتی میرسیم خوشبختانه سفره روی بام خانه شان چیده شده.فضایی خنک و دلپذیر.

/ 4 نظر / 30 بازدید
نگین

آخ لیلا جان چقدر همیشه جای خالی یک خواهر رو در زندگیم احساس کردم ... امیدوارم همیشه به خوشی و شادی دور هم جمع باشید و سفره هاتون پر برکت ...

شکیبا

سلام وای چه عالی بهتر از این نمیشه [گل]

آذر

قدر این دور همی های خانوادگی رو بدون. هیچکس جای خواهر رو نمی گیره [لبخند]

حورا

چه با صفا. جمعتوت جمع باشه الهي