نقد فیلم "ماندن"

***

 

یه غافلگیری:

نقد پسرم از فیلم stay   .بهش افتخار میکنم!


فیلم Stay جزو آن دسته فیلم های مرموزی است که به مرز واقعیت و رویا تلنگر می زند و مخاطب را در هاله ای از ابهام قرار می دهد؛ که نمونه های مشابه این تم را می توان در فیلمهایی همچون Beautiful mind، Unknown و Shutter Island یافت.
Ryan Gosling در نقش یک دانشجوی افسرده به نام هِنری لِتِم که نادم از انجام عملی نامشخص در گذشته است، ایفای نقش می کند، وی در یک سانحه ی تصادف گویی در یک برزخ بین مرگ و زندگی توقف می کند و زیبایی فیلم در تجلی خاطرات و شخصیت او در دکتر روانشناسش –دکتر سم فاستر- می باشد.
سیر تحولات فیلم چنان است که مخاطب مانند دکتر سم به واقعیت همه چیز شک می کند. بنظر می رسد هِنری نمادی از یک زندگی دیگر دکتر سم می باشد که در گذشته اتفاق افتاده است چرا که در صحنه هایی از فیلم ایندو نقش یک همزادپنداری مرموز بین یکدیگر حس می کنند؛ صحنه هایی که دکتر در خواب یا پایین رفتن از پله ها (که می تواند سمبل مرگ باشد) یا در مواجهه با یک مادر خیالی از زندگی هنری به یاد می آورد گواه بر این ادعاست.
یکی از جملات تامل برانگیز فیلم جمله ایست که از زبان مردی که بنظر روح پدر هنری را در خود دارد، بیان می شود که گواهی بر اعتقاد سمبلیسم موجود در فیلم است: «زندگی یک توهم است»؛ در کل دو نوع موضع گیری نسبت به این جمله در فیلم مشهود است، فردی که از زندگی بیزار است (دکتر لویی و هنری)، و فردی که خواهان جاودانگی است (لیلا و سم).
هسته ی اصلی فیلم اشاره به تناسخ دارد. دکتر سم لحظاتی را مشابه زندگی اشتباه هنری می یابد و دچار ترس و مشاهداتی نامعقول می شود که باعث عذاب روحی وی می شود. اشاره ی هنری به اینکه «من در جهنم هستم» و یا «جای دیگری وجود ندارد»، چه بسا علت عذابهای دکتر سم بعنوان همزاد وی باشد کما اینکه در صحنه هایی از فیلم نیز صورت ایندو در هم ادغام می گردد همچنین این اتفاق برای معشوق ایندو فرد نیز می افتد.
در یک سکانس هنری از خودکشی یک نقاش مشهور به نام تریستان روور در روز تولدش بعنوان رسمی جدید یاد می کند؛ کلمه ی رسم برای خودکشی در اینجا تامل برانگیز است، بدین معنا که در روز تولد که سمبل شروعی تازه است انسان می تواند با مرگ به یک زندگی دیگر کوچ کند که طبق اعتقادات راجع به تناسخ اگر زندگی قبلی گناهکارانه باشد، زندگی جدید عذاب دهنده خواهد بود. پس تریستان روور نقاشی را عامل جاودانگی نمی داند بلکه با خودکشی در روز تولدش که از آن بعنوان نهایت اثر هنری یک هنرمند یاد می کند خود را با یک زندگی جدید جاودانه می کند.
بنابراین در ذهن مخاطب از دنیا یک تصویر توهم برانگیز و موقت نامعتبر نقش می بندد که تنها حقیقت موجود در آن عشق می باشد (چنانکه سم در تلفن به لیلا می گوید تنها چیزی که می دونم واقعیه اینه که دوسِت دارم). این دیالوگ در انتهای فیلم beautiful mind نیز از زبان نقش اصلی
(Russell Crowe)که دچار توهماتی در زندگی خود بود، جاری شد.

 

پ.ن.جالبه خونه قبلیم :ب ه ش ت  دیروز 128 تا بازدید داشته اینجا 93 تا!از بس که ما ادما مرده پرستیم!نیشخند

/ 8 نظر / 163 بازدید
باد صبا

سلام این نقد رو آقا پسرتون نوشته؟ خیلی دقیق و جالب بود. ممنون از لطفتون [گل]

باران(محمد)

همینکه شما به اون خونه سر میزنید یعنی اینکه هنوز زنده اس و نفس میکشه ! و دوم اینکه تعداد اونایی که آدرس جدیدتون رو ندارند بیش از اونائیه که دارن ! و سوم اینکه شما از دست خیلی ها در رفتید ! و چهارم اینکه ...نقد جالبی بود دست گلش درد نکنه !

بهار

ليلاي عزيزم فيلم را نديده ام .. ولي نقد پسرت بسيار جالب بود .. خيلي با دقت فيلم را تماشا كرده و به ديالوگها توجه داشته و فلسفه فيلم هم از نظرش دور نمانده .. براوو به شما و نازنين پسر .. حتما اين فيلم را خواهم ديد .

فرزان

درود به شازده نازنین... ینی ما بزنیم گاراژ دیگه ...[چشمک] عالی بود..فیلم رو ندیدم؛اما دیدنش واجب شد.همینطور که داشتم میخوندم منتظرِ اشاره ش به تناسخ بودم.....از طرف من براش دست بزن؛نقد کردن همونطور که میدونی خیلی اطلاعات میخاد و من خیلی مواقع بیخیالش میشم ....در ضمن نمیدونم اسم کارگردان و سالش رو نوشته بودی یا نه ولی این فیلم خیلی منو یاد فیلم "چه رویاهایی می آیند"از وینسنت وارد" که اونم هسته اصلیش تناسخ بود انداخت.. بازم درود....

مژگان

خدا این پسرهای نازنین را برای مادرهای خوبشان حفظ کنه.عالی بود.

آذر

دست شازده تون درد نكنه و جاشون سبز الان كه ديدم آقا فرزان گفتن فيلم رو نديدن شهامتم بيشتر شد براي اينكه بگم منم نديدم [مغرور]