خواهش میکنم!

 

امروز فقط برای یه خواهش اومدم:خانمها واقایون تا از ثبات زندگیتون مطمئن نشدین بچه دار نشین!ثبات و تفاهم اخلاقی که مطمئن باشین میتونین ناملایمات ....مشکلات مالی و یا حتا خودخواهی های طرف مقابلو تحمل کنین .اگه انعطاف پذیرین اگه شخصیت خودتون وهمسرتون پایداره اقدام به بچه دارشدن کنین .فقط یه شخصیت محکم و مطمئن و انعطاف پذیر لیاقت صاحب فرزند شدنو داره وبس!به نظر من اصراری نیس دونفر که باهم تفاهم ندارن تا ابد زیر یه سقف زندگی کنن و جدانشن ....فقط فکراشونو بکنن قبل از بچه دار شدن اینکارو بکنن...........

 کلاس موسیقی پسرم به دلیل 5 و6ساله بودن بچه ها دائم سروصدا بوده وشلوغ و یه بار مربی شون اومده بهش گفته چرا دعواشون نمیکنین ؟ساکت بشن؟درجواب این خانم گفته :هرگز اینکارو نمیکنم چون من اولین کسی هستم که بهشون موسیقی درس میدم نمیخوام زمینه و تصور بدی از موسیقی تو ذهنشون نقش ببنده !

درجلسه اخر   وقتی پسرم میگه :من دیگه نمیام چند عکس العمل دیده میشه:

یکی از دخترا:مهم نیس من میرم حیاط بازی کنم!

یه دختر دیگه:حیف من فقط اون قاشقکو دوس داشتم(یه اسباب بازی که پسرم واسه تنوع کلاس استفاده می کرده)

دختر بعدی(الینا):نرین دیگه چرا میرین؟به حالت قهر و بغض!

همه به هرحال کلاسو ترک میکنن.

افراسیاب (اون پسره شیطون وپیش فعال) می مونه! اگه برین با مشت میزنم تو سینه تون!پسرم بغلش میکنه.

جلسه جبرانی:مادر الینا به پسرم میگه:الینا خیلی به شما وابسته شده خیلی دوستون داره نمیشه نرین؟آخه موقعیت الینا کمی فرق میکنه :منو پدرش ازهم جدا شدیم!!!!!

××××××××××××

پسرم :حالا می فهمم چرا رفتاراش بزرگانه بود و حتا یه بار منو بابا!صدا زد!

من: رد پای محبت و مهربونی سرانجام خودشو یه جایی نشون میده.افراسیابی که شرترین بچه بود و تقریبن عاصیت کرده بود می مونه و محبتشو با زبونی  که از پدرومادرش یاد گرفته نشون میده.............

پسرم :جلسه اخر برای من نماد یه جامعه کوچیک بود :بعضی دخترا راحت میگذرن میرن ...بعضیا گرفتار عاطفه میشن.....بعضیا تورو واسه پولو امکاناتت میخوان!(ای شیطون)من در پسرها صداقت بیشتری دیدم!

پ.ن.اینم یه یاداوری.گاهی باید یه اینه جلو رفتارمون بذاریم واگه زیبا دیده شدیم وبی نقص اونوقت .........................

 

پ.ن.دخترم صبح جمعه شروع کرد به پن کیک درست کردن و به ناچار دچار شدم!

 

/ 19 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیلی

این پستتون رو خیلی دوست داشتم... عکساتون هم خیلی با مطلبتون هماهنگ بود[لبخند]

باران(محمد)

مشکل اینجاست اول بچه دار میشن بعد می فهمن با هم سازگار نیستن ! یا از بچه بجای چسب راضی استفاده می کنن ! می بینن سازگار نیستن بچه میارن تا شاید اون دو رو بهم بچسبونه ! یادآوری بجایی برای دوستان مجرد و یا تازه متاهل شده بود . مرسی.

آبی

نکته اخلاقی ابتدایی این پست شما خیلی عالی بود . ممنون. به حرفاتون معتقدم. شادزی دوستم[گل][لبخند]

ایران قبله عالم

سلام به به بازم آشپزیو کیک و پن کیک[شوخی] کلا دنیا بچه ها خیلی با حاله. یاد مشق شب کیارستمی افتادم

پریسا

چه میشه کرد لیلاجون.. باورکن باورکن بعضی مشکلات یهویی و بعد از بودن بچه بوجود میاد که واقعا هم کاریش نمیشه کرد.. دست دختر گلت هم دردنکنه.. پنکیک هاش عجب پفی کرده .. [لبخند]

فرزان

درود بشما واقاپسر گل.. پایه زندگی خونوادگی رو سخت متزلزل میبینم ..واین فقط مربوط بجامعه ما نیست؛اینجا مهمترین دلیلش فقر مالی و فقر فرهنگیه..

يك سبد زندگي

اين وبت باز ما رو راه نميداد هااااا يكي از اقوام نزديگم داشت طلاق مي گرفت ولي بچه اش اينقدر اصرار كرد كه پنجشنبه برگشت خونه شون. فقط و فقط به خاطر بچه اش برگشت چون همسرش حاضر نشد بچه رو بده به اين. مي گفت دارم بر مي گردم ولي حس مي كنم دارم ميرم به كلبه ي وحشت كه اونجا فقط بچه ام را بغل كنم و بشينم يه گوشه كه بچه ام تنها نمونه. [گریه]براش خيلي متاسفم طفلك هر كاري كرد نتونست در مقابل التماس هاي بچه اش مقاومت بكنه[گریه]

بانو

لیلای عزیز من همیشه با تردید به مقوله بچه دار شدن نگاه کردم احساس میکنم خیلی باید بزرگ باشم تا بتونم به خازر بچه ناملایمات زندگی رو تحمل کنم.شما اگر طرز فکر الان تون رو داشتین باز م بجه دار میشدین یا نه؟به نظرتون بعدا پشیمون نمیشم؟؟[سوال]

فرزان

خوشحالم برات که لذت میبری از شخصیت شازده پسر [گل]