رستگاری!

 

اگه اتفاقی بیفته که وسط گرفتاریامون غش غش بخندیم تجربه قشنگیه.

دنبال کارای صدتا یه غاز عقب افتاده رفته بودم اداره مون.کارای بیمه.........رتبه عالی.........حکمم.........

تو اتاق بازنشسته ها !نشستم یه خانم مسنی میاد از وام واسه کسانی که دانشجوی خارج از کشور دارن میپرسه که جوابش معلومه !دارم فکر میکنم یه عمر زحمت کشیده بچه هاشو به امیدی فرستاده اون ور آب .چه بسا یادی هم ازش نکنن.یه بخشنامه جدید  رسیده که خانمه داره برگشو پر میکنه.تو هاگیرواگیر ازم میپرسه :شمام اینو پر کردی؟میگم چیه میگه : 14هزارتومن میدی 8 میلیون میدن !!!با تعجب میگم هرماه کم میشه؟میگه نه یه بار!باهیجان میگم کی بهمون میدن؟

قیافه این خانم سرتاسر راه برگشتم به خونه منو وادار میکنه پکی بزنم زیرخنده! :میگی موجودفضایی دیده !!!!!!!تعجبمیگه:هروقت خدابخواد!وقتی مردیم به بچه هامون میدن!بیمه عمره خانم!!!!!خنده

واسه بعضی مدارک مجبورم سری به مدرسه قبلی بزنم .فرم موردنظرتموم شده منم که هیچی.به معاون سابق میگم من بازنشست شدم نمردم که!یه زنگ میزدی می اومدم دنبالش!بهانه الکی میاره.یه همکار از نوع کنجکاو سابق:الان چکار میکنی؟هیچی خونه استراحت!(جون خودم .بگو چکار که نمیکنم)حس کنجکاویش ارضا نشده حتمن کلاسی جایی میری ؟برنامه ت چیه؟.............

مجبورم از یه همکار جدیدکه منو نمیشناسه فرم تقاضا کنم اونم یه نگاه به شالم یه نگاه به من(مقنعه سرم نیست)از گیجی درش میارم:بازنشست شدم !!!!!

حالامن موندم با یه کار زور دیگه.باید واسه گرفتن این رتبه که حقمه ده برگ پیشنهاد خلاقانه اموزشی بدم!یه خلاقیتی به خرج بدم که حال کنن!!!!!!!(نکنه شمام میخواین بدونین؟همش فرمالیته س.کسی هم نمیخونه.منم که خدای سرکار گذاشتن جماعت ناوارد!)

تمام کتابای مربوط به رشته مو به گروههای اموزشی اهدا کردم.خانمه میگه بهت نمیاد بازنشست بشی .حیف!

پ.ن.عاشق حالو هوای وبلاگای خارجیم که اینروزا رنگ کریسمس و سال نو به خودش گرفته:به به.........چرا ما همیشه در غم شریکیم؟در شادیشون شریکم........

     حس زیبا

 

 

قبلنم گفته بودم شیوه وبلاگ های خارجی رو خیلی دوس دارم که حرفاشون و عکساشونو با دوستاشون درمیون میذارن راحت و صمیمی .......

پن کیک با قالبی که دوستم برام هدیه اورده .عکسشو پیدا کنم میذارم

 

 

بیف استروگانف با قارچ

گراتن سبزیجات

.واسه تهیه شام  ماتم زدین؟هرنوع سبزی داخل یخچال دارین مثه کدو هویج و کلم بروکلی و فلفل دلمه ای کرفس........خرد و یا ورقه نازک کنین و لایه لایه تو پیرکس چرب شده بچینین و لابه لا پنیر پیتزا بپاشین و ادویه مثه اویشن .از اخر روش سس سفید(ارد و شیرو کره )بریزین و باز پنیر .تو فر نیم ساعت بذارین بپزه

 

سالاد ماکارونی .مواد همیشگی به اضافه شوید وجعفری تازه:امممممممممخوشمزه

/ 26 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريده

خيلي خسته ام[خمیازه] اينو نمي گفتم تو دلم مي موند[نیشخند]

سهم پرواز

منم بالاخره از عکس غذاها دل کندم و رفتم تو مطلب ... اونوقت این رستگاری مربوط به کدوم بود؟ بیمه عمر؟ کریسمس؟سالاد ماکارونی؟...؟؟ [زبان] فریده جون قربون دستت اون"عکسشو پیدا کنم میذارم" منظور قالب بود یا دوستشون یا پن کیک؟ [خنده] ببخشید کامنتای آخر شب بهتر از این نمی شه

مژگان

آخ پنرجه تو بگردم.[چشمک]

مژگان

راستی شما ها منظورتون چیه مگه ما اونوریا چمونه؟جریان چیه؟[تعجب]

بهار

لیلای عزیز کارهایم تمام شده و می روم فوتبال ببینم ... امشب ال کلاسیکو است و شور و هیجان خانه را پر کرده ... کمی سر میز زیبای وبلاگت نشستم و لقمه ای از غذاهای خوشمزه خوردم و چه دسری .. محشر ... و قهوه آخر هم در این نور شمع چقدر چسبید ... مرسی دوست خوبم از این که هستی و خوب هستی و سلامت و شاد ....

فريده

آره بخدا. ببين الان ديگه دارم بيهوش ميشم باز گفتم يه بار ديگه بيام اينجا ببينم چه خبر[نیشخند] شب بخير[خمیازه]اينجا آيكون مردن ندارين؟؟؟من مردم[خمیازه]

ghazale

mishe linke chanta az weblog haro bedin[خجالت]

قصه گو

عکس سالاد ماکارونی باز نشد از دیروز کامپیوتر من با پرشین بلاگ لج کرده نه صفحه رو درست باز می کنه و نه درست و حسابی می شه کامنت گذاشت ده بار کلیک می کنم تا یه صفحه کامنت باز بشه.

فريده

من كلا هم اينترنتم از ديروز مشكل داره هم بد جوري قاط زده ام اصلا بذار بعد بيام ببينم اينجا كي به كي و چي به چي بوده[نیشخند]

قصه گو

به به تازه سالاد ماکارونی باز شد. می گم باید یه فایل باز کنم تو کامپیوترم به اسم لیلا و این عکس ها رو توش ذخیره کنم هر وقت تو مود بودم یه خورده از خودم سلیقه به خرج بدم.