پردیس

شخصی

نقدفیلم ادوارد دست قیچی

 

 درام.رمانتیک.فانتزی.1990

عصر دلگیر جمعه رو باید به شکلی شادش میکردم وچه بهتر از دیدن فیلمی کار تیم برتون بزرگ که لحظات یکنواخت و ملال اور یک خونواده رو تبدیل به داستانی رویایی و خیال انگیز کنه؟دوسال بود تو ارشیو فیلمهام دست نخورده مونده بود .اهالی خونه رو صدا زدم گفتم میخوام فیلم ببینم .همسرم تا فهمید از برتونه دست از مطالعه کشیددخترم رو کاناپه لمید!من هم طبق عادت همیشه با قلمی و کاغذی در دست کنار پدرم نشستم.

......................................................................

 

تو متفاوتی!آنها تورا نخواهند پذیرفت!

آثار کارگردان اعجوبه ای چون برتون که صاحب سبکه و صاحب امضاهای خاص خودش رو حتا اگه نبینی از موسیقیش (دنی الفمن)حتا اگه نشنوی از جلوه های مسحور کننده فانتزی و عجیبش با چرخش سریع زوایای دوربین میشه به راحتی تشخیص داد و البته پای ثابت بیشتر آثارش بازیگری جادویی مثل خودش به نام :جانی دپ!

در دنیای برتون هیچ چیز غیرقابل لمس نیست !به همه چیز میشه دست یافت و به همه جا میشه سفر کرد!

فیلم تقابل نمادهاست.

قصر سردو تاریک و تک افتاده به سبک گاتیک ادوارد در مقابل جمع خونه های رنگارنگ و پر سروصدا!

ادوارد مردی که سازنده اش قبل از اینکه دستاشو بسازه میمیره و او به جای دست قیچی داره ژولیده و رنگ پریده و مشکی پوش نچسب در مقابل مجموعه ای از رنگها و آراستگیها!

ظاهری نامتعارف و غیرقابل پذیرش و عجیب در مقابل ظواهری دلفریب و قابل قبول!او آراسته و زیبا نیست ولی با قیچی هاش آراستگی و زیبایی می افرینه !هنرمندی که مجسمه سازی و باغبونی رو در هم می امیزه!

اهالی شهر از او استفاده میکنن ولی اورا به جمع خود راه نمیدن!

او سعی میکنه باجماعت همرنگ بشه و خودشو منطبق کنه اما انطباق چه خوب چه بد فرد متمایز رو همیشه مطرود باقی میگذاره!

عاشق دختری میشه که دستانی برای به آغوش کشیدنش نداره!(به نظر من زیباترین صحنه مثل صحنه ای در پیانیست که اِد بعد مدتها با عشقش یعنی پیانو تنها میشه ولی چون دشمن صداشو میشنوه نمیتونه بنوازش!)

بدنی ناقص ولی قلبی کامل!

برتون داره میگه:زیبایی واقعی در بیرون و ظاهر نیست در درون انسانهاست!

موفقیت این فیلم و موندگاریش به نظر من تمرکز روی مفهومی فناناپذیره:عشق!

 

..............................................................................

اگر فیلمی جمعی میبنیم دقایقی رو به نقد و بررسیش میگذرونیم:

همسر:جامعه ای پر زرقو برق و رنگی ولی کثیف در مقابل فردی زشت و نچسب اما دوست داشتنی و خوش قلبو بی گناه!

دختر:ادوارد به ظاهر ناقص در حالت ربات آهنی  در سینه ش یک قلب داشت!در حالی که بقیه همه چی داشتن قلب نداشتن .او ناقص نبود بقیه ناقص بودن!

 

 

 

پ.ن. اگه گفتین چرا قالب وبلاگو رنگهای پاستیلی زدم؟چشمک

+ l.a ; ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٦
comment نظرات ()