پردیس

شخصی

ماجرای من و ای تی ام

امور مالی پدرم اینها بامنه .برای خرید مرغ میرم بیرون میبینم یک خودپرداز خلوت ضمیمه یک فروشگاه بزرگ هست زودی برای استفاده از وقت کارتو میزنم براشون پول بگیرم همه چی مرتب کارتو پس میده تا مرحله دادن پول میرسه برقش قطع میشه!!!!!!!1آخچون دفعه اوله چنین اتفاقی برام افتاده موندم بمونم یک وقت برق نیاد پولو کسی برداره یا برم گزارش بدم.اقایی هست که میگه من هستم برو بگو!منم توکل برخدا میرم داخل .فروشگاه بسیار بزرگ و دوممر هست از اینهایی که شیشه برقی ورودی خروجی داره .تا هراسون وسط موج جمعیت دنبال صاحب فروشگاه میگردم که نیست خانم پیرزن متشخصی که کناری نشسته تره فرنگیهای دستمو میبینه میپرسه :

-.اینها چیه دستت؟

-(بی حوصله):تره فرنگی

-اینهارو چطور استفاده میکنی؟

-سوپ خانم باهاش سوپ میپزم(نگاهم درگردش دنبال طرف)

-واسه چی خوبه؟هیپنوتیزم

-فشارو میاره پایین!

-چه خوب!پس دیگه قرص نخورم؟!تعجب

-نه خانم !قرصو بخورین .این کار پزشکو دارو رو نمیکنه و فاصله میگیرم.

یک اقایی پیدا میشه میگم و باز میرم از اون سرفروشگاه بیرون !

دم دستگاه ایستادم (از اونایی هست که پوشیه داره!یک چتر حفاظتی)چترو بالا گرفتم ببینم برق میا دیانه .

یک اقایی با عصایش اونور خیابونو نشون میده میگه :دخترم اونطر ف هم یک عابربانک هست!آخمیگم بله مرسی.تازه متوجه میشم حالتم مثل دخیل بسته ها به حرم امام رضاست!نیشخند

دختری هم میاد طرفم جورابهاشو بفروشه!ناراحت

تکنیسین مربوطه هم کاری نمیتونه بکنه و من گیجو ویج .میام با تلفن چک میکنم میبینم از حساب کسر شده!اوه

همون جا فکر میکنم اگه یکی دوربین مخفی از من داشت که چندبار این مسیر درهای ورودی خروجی رو در نوردیدم!سوزه خنده بازار باحالی میشد!

رسیدم خونه عصبی ناراحت !بچه ها دورم نمیان میدونن هوا پسه .مامان دیر عصبانی میشه ولی اگه بشه ترکشش همه رو میگیره!

همسرکه میاد ماجرارو میگم :میگه قتل که اتفاق نیفتاده !طرف رفته بانک ار مان 50 میلیون تومن سپرده شو که تمام زندگیش بوده بگیره گفتن نداریم بدیم!همونجا سکته زده مرده!

گفتم راست میگی .از عصرموندم حکمت این ماجرا چی بود! خواستم زرنگی کنم کارهام جلو باشه به بن بست خوردم.فهمیدم درسی بود !

پ.ن.خواهرم فقط پای تلفن از ماجرای پیرزنه غش غش میخنده !

پ.ن متنهای طنزمو نمیتونم رسمی و کتابی بنویسم ببخشین!

پ.ن.کله سحر شعبه بانک مربوطه بودم:اقای رییس با شنیدن نام فروشگاه با امادگی چنین حرفی به همکارش گفت جواب خانمو بده!

اونم گفت تا 48 ساعت پولتون برمیگرده نگرون نباشین .

منتظرم برگرده!

 خیال باطل

-

+ l.a ; ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/۱۸
comment نظرات ()