پردیس

شخصی

دیدار مجازی2

این پنجره اشپزخونه منه در غروبی از روزهای زمستون!

 

بارها گفتم یکی از معجزه های زندگی من دیدن دوستان مجازیمه.این دیدار  برام تجربه ای قشنگ و هیجان اوره .مثه وقایع توی رمانها جادویی و جذابه.چون برخلاف دنیای واقعی که اول چهره هارو میبینیم بعد به زوایای شخصیتی فرد میرسیم اینبار ابتدا به شخصیت درونی ماهوی شخص دست پیدا کردیم و بعد چهره و ظاهرشو میبینیم .در دنیای واقعی لهجه ها در وهله اول اینترفیر(interfere)(ببینم کی میتونه واسه این واژه معادل فارسی بده غیر از تداخل)ایجاد میکنه و ظاهر هم شاید ادمو گمراه کنه.

ولی وقتی کسی رو بشناسی دیگه لهجه و ظواهر برات سد عبور نمیشه و راحتتر ارتباط برقرار میکنی.........

گل رو تراس منزل مادرم در تابستون

عروس کوتوله پسر خواهرم !

یه عصرونه ساده وشیک

پ.ن.درسته همیشه میگم ترانه های غمگین گوش نکنین ولی در حد کم و گهگاه بد نیست .

+ l.a ; ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٠
comment نظرات ()