پردیس

شخصی

شتابان!

 

 

 

گرچه دونستن و اگاهی به رنج آدم اضافه میکنه ولی همیشه ترجیح میدم بدونم .راه هایی که خیلی از هم سن و سالهای من نرفتن و علاقه هم شاید ندارن و دنبالش هم نیستن رو دوس دارم برم.تجربه های جدید مثه داشتن وبلاگ و یا دوست مجازی جاذبه ش برام از خیلی چیزا بیشتره.زنی از جنس سن وسالم که به روز مرگی و کارهای عادی زندگی تن بده نیستم .انرژی و حس و حالم هنوز محدود  و مهار نشده.به این فکر نمی کنم که بیناییم در خطره ارتروزها هستن و..........به این فکر میکنم چه کاری میتونستم بکنم و هنوز نکردم.چه جاهایی میشد برم نرفتم و امکان آشنایی با چه کسانی رو از دست دادم.

همیشه گفتم مجذوب و مشتاق انسانهای منحصر به فردم.انسانهایی که ازشون خیلی یاد میگیرم و صحبت باهاشون برام لذت بخشه.تجربه های تازه برام جذابه .و اینکه دوست بدارم و دوست داشته شوم .حتمن تا حالا متوجه شدین که بیشتر خصوصیات یه آدم دیداری رو دارم تا یه آدم شنیداری(بصری و سمعی).خیلی راحت با چند جمله حتا نظر(کامنت)یه شخص میتونم تشخیص بدم میتونم باهاش ارتباط برقرار کنم یا نه.حتا پشت مانیتور و دردنیای مجازی هم میشه تاحدی ادمارو شناخت.

اگر  شخص منحصر به فردی رو پیدا کنم کاملن شنیداری میشم.این روزا هم زبون کم پیدا میشه .انسانها اسیر ماشین و زمانن......زمانی سراسیمه و شتابان!

در مسیری که روزانه طی میکنیم چقد ایستادیم و دیدیم و شنیدیم؟چیزی یا کسی رو ازدست ندادیم؟فقط و فقط رد میشیم.......کاری نداری خداحافظ!دیگه باید برم!دیرم شده!بعد میبینمت..............

 

پ.ن. این ترانه زیبای جیپسی کینگو که با ناله جگرخراشی میگه:از کنارم میگذری و حتا نگاهم نمیکنی رو خیلی دوس دارم!

 

شناخت مجازی

ثوابی در حد کباب!

 

                                             حس زیبا

 دلم برای کارت پستالهای که به هر مناسبت در زمان کودکی به هم میدادیم و سالها نگه میداشتیم تنگ شده!

+ l.a ; ٩:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱۱
comment نظرات ()