پردیس

شخصی

رها میکنم!

 

 

کم کم دارد اتفاقات خوبی در روحیه من می افتد .مطالعه کتاب رااز سرگرفتم.اشپزی دلخواه راهمینطور.گاهی هم فیلم اموزشی میبینم .رفتم از مدلهای نقاشی پرینت رنگی گرفتم.ققنوس دارد از خاکسترش برمیخیزد .من پرنده ای خواهم شد که دیگران در حسرت پروازم خواهند ماند.

فکرهایی دارم.کارهایی باید انجام شود.راکد نمی مانم .سرشاراز عشقم .هرکس که کنارم باشد از آن لبریزش خواهم کرد ......

رویاها ،ارزوها و انگیزه هایم چراغ راهم خواهند بود وچقدر من در این مسیر به هنر نیازمندم.

برای یک سال دلم دچار اندوه وغم وشک و سرخوردگی بود .خدا میداند چه پاییزو زمستانی برمن گذشت!

رها میکنم!

داستان زندگی من دقیقن داستان ابراهیم و اسماعیل است!

می بخشم وقربانی میکنم .........

از خودم متشکرم !مرسی لیلا !به تو تبریک می گویم!

پاییز امسال در راهست.ما پاییزی دلنشین زیبا ارام و دوست داشتنی.

در دلم غنچه های امید دارند جوانه میزنند .همین که دوستان خوبی دارم و بعضیشون الگوی من هستند برای خوشبختی کافیست.

رها میکنم !داستان زندگی من فقط داستان ابراهیم و اسماعیل است

چقدر ازخودم متشکرم .مرسی لیلا.

+ l.a ; ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٢۸
comment نظرات ()