پردیس

شخصی

دوستان بزرگ

 

 

خداوند در من استعداد جذب دوستان خوبو قرارداده یعنی خیلی راحت وسریع آدمهای بزرگو دوست داشتنی رو تشخیص میدم .اینکه گفتم جذبشون میکنم منظورم پیدا کردنشون بود نه اینکه خودم جذاب باشم.......این اونا هستن که صاحب سبکن ،منحصر به فردن،بزرگن ،تاثیر گذارن،متفاوتن.منم که حریص و مشتاق چنین ادمایی.

دوستی که چهل و خرده ای از رفاقتمون میگذره یه انسان تمام عیاره یه کدبانو یه زن با درایت و مدیر .دوست صمیمی دیگه من از اولی هم بهتره انسانی که مثه یه سرچشمه برکت و ایثار میمونه که هرکی گذرش بهش بیفته سیرابش میکنه و اگه دوست نزدیکش باشی که دیگه سرشارت میکنه.........

یادمه در یه مهمونی درجمع همکاران همسر بودیم و بین 6تا خانم همکاراش فقط دوتارو پسندیدم که سالهاس رفت وامد داریم و در انتخابم اشتباه نکردم .یکی از این دو میگه خوش به حالت تو حتا تو خرید کردنم میدونی چی میخوای سریع دنبالش میری پیداش میکنی بدون کوچکترین تردیدی .این خانم بعدن با مرور زمان فهمید که چرا نتونستم با بقیه ارتباط برقرار کنم.

و حالا در عالم مجازی هم بهترینهارو انتخاب کردم .حتا از پشت مانیتور هم میتونم تشخیص بدم با کدومشون میتونم صمیمی تر بشم و خصوصی ترین حرفامو بهش بگم.

تا اینجای کار عالیه.موهبتیه که قدرشو میدونم.ولی...........همونطور که اگه نظم خونه و زندگیم بهم بریزه برام قابل تحمل نیست و کلافه میشم به این دوستان مجازی هم چنان عادت میکنم و وابسته میشم که اگه مثلن دوروز از فریده یا آذر(از نام بردن بقیه معذورم نکنه میخواین همه رو بگم؟نیشخند)بیخبر باشم نگرون میشم واین برام خیلی خطرناکه .خدای نکرده اگه وبشون به دلایلی تعطیل بشه نه تلفنی دارم ازش خبر بگیرم نه دست اویز دیگه ای!شاید اینم نوعی نظم فکریه که نباید به هم بریزه......

چرا خطرناک؟چون موجود عاطفی هستم یا اصلن انتخاب نمیکنم و دل نمیبندم یا اگه بستم کمرنگ شدنشون خیلی بهم آسیب میزنه.

اگه نصیحتم کنین معمولن گوش میکنم و قبول میکنم ولی فرقی به حالم نخواهد کرد!!!!

 

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود

به هر دری که بخوانندش بیخبر نرود...........

 

 

پ.ن.این پستم باعث شد سیل شماره تلفنها سرازیر بشه !نیشخندممنونم .

 پ.ن.اینم عکس ستاره دار.درخت جلو خونه در دوفصل      *******

 

 

 پ.ن.شما عکس دوم رو میبینین؟

پ.ن.قابل توجه دوستانی که مشتاقن فیلم زندگی منو بدونن:

چرا لبه تیغ؟چون همیشه حرفام تو محیط کار و سرکلاس بودار بود!و در محیط زندگی خودم هم چون مدام جا عوض میکردیم ثبات و سکونی نبود ............

 

اگه قرار بود خودم کارگردانیش کنم بازه کودکی تا جوونی رو دست نمیزدم از جوونی یعنی از 18 تا 35 رو دوبرابر میکردم!نیشخندهمین .یعنی با همون سنین تا اخر عمر!این باعث میشد با تنی سالم و بدون نگرانی ارتروز و هزار کوفت دیگه و چشمانی که نگرون ضعیف شدنش نبودم با نت و فیلمو کتاب زندگیمو پر میکردم.

اگه قرار بود نسخه بقیه رو هم بپیچم بیماری و تصادف و هرچی که منجر به مرگ میشدو حذف میکردم یه روش جدید میذاشتم انسانها حق داشتن هروقت خسته و دلزده از دنیا شدن مثه بعضی سرخ پوستا برن یه جنگلی رو پیدا کنن بشینن و راحت بمیرن!خجالتخیال باطل

 

پ.ن.یه اقایی به نام اقای روح  اله قائمی نیک یه سره به من ایمیل میزنه شونصدبارم گفتم اقا بی خیال ما شو .........من وقت نمیکنم بخونم به جان خودم .چجوری میشه خلاص شد دوستان هم اکنون منتظر یاری سبزتان هستم .یه دفه گفتم چرا من تو لیستتونم گفته بودن:نمیدونم!!!!!!!!!!

عناوینو داشته باشین:

تو ایران چندتا هم اسم شما هست!

وصیت نامه مرحوم پناهی!

شروط اقایون!

یک درخت عجیب تو افریقا!!!

تا اخرش خمیازه نکشی!

من رفتنیم!!!!!!!!!!

 

چکار کنم حالا؟هیپنوتیزم

+ l.a ; ٧:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۸
comment نظرات ()