پردیس

شخصی

هدیه زیبای دوست

 

 

 

 

صبح شنبه در حالی که  یک سره گوش دستم بود تا تکلیف مسافرتمون روشن بشه و ببینم اخر سراز کجا درمیارم زنگ درخونه رو زدن.اقایی پشت ایفون گفت:براتون گلدون اوردم!نفهمیدم چطور تلفنو قطع کردم و اصلن فکرم به این نرفت که ممکنه اشتباهی اومده باشه!خجالتوبلافاصله سه اسم توذهنم اومد:مریم ،نوری،ثریا.

گلدون قشنگی به شکل ماهرانه تو ساک بسته بندی شده بود!و اسمی در نظراول دیده نمیشد .راننده اژانس میخواست به سرعت بره که پرسیدم کی داد؟گفت نمیدونم!گفتم از چه ادرسی اوردین؟و وقتی گفت:میلاد فهمیدم:نوری!

پسرم هم خونه بود .نمیدونم چه برقی تو چشمهای من دید که گفت:چه شنبه خوبی شد!تااخر هفته شارژی دیگه!

نوری عزیزم ازت سپاسگزارم.گلدون و کارت تبریکت باسلیقه و زیبا بود و غافلگیرکننده!لبخندمن عاشق گلدونای رنگی هستم.

گل بی رخ یار خوش نباشد

بی باده بهار خوش نباشد

باغ گل و مل خوش است لیکن

بی صحبت یار خوش نباشدقلب

گلدونای زیبای گوشه کنار خونه من هریک یاداور دوستان خوب من هستن !

 

 

 

 

+ l.a ; ٥:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٧
comment نظرات ()