پردیس

شخصی

عروسکهای من

 

هنوز عروسکام روی تاقچه (خیلی وقته ط عربی رو کنار گذاشتم)منتظر نشستن!

کتابها و فیلمهایی که نخوندمو ندیدم عروسکان منتظر این روزهای منن!

هنوز عشق به خوندنو دیدن دست از سرم بر نداشته گرچه چشمام حرف دیگه ای میزنن!

دلم برای قدم زدن در قصر ماندرلی ربکا اولین رمانی که خوندم تنگ شده.برای دشتهای تورن فیلدی که روچستر در ان اسب سواری میکرد و جین از پنجره دلتنگش بود....در واپسین روزهای ماه می مردی میانسال از شاستون بسوی دهکده مارلوت میرفت.........(تس )وصف بینظیر توماس هاردی از دشتها و گندمزارها و زندگی دخترکان روستایی..

یادمه یه روزایی که وقتم دست خودم بود کتاب ازدستم نمی افتاد.چه لحظات شیرینی !گرچه از اعتمادی و دانیل استیل هم میخوندم ولی کم کم سیر مطالعاتیم  پخته تر شد و داستانهای عشقو عاشقی راضیم نمی کرد...

ترس دلنشین ماجرای ژوزف بالسامو ...وحشت ترور در حشاشین.........

منتظرپاییزی هستم که بتونم کنار پنجره بشینم و رمانهای جدیدو بخونم و با نویسنده های امروزی آشنا بشم.اما فعلن کارهای مهمتری دارم !

 پ.ن بیشترین تراکم نظر یا همون کامنت از ساعت 10صبح تا 4عصره.ومن کامنتای اخر شب رو خیلی بیشتر دوست دارم چون وقتیه که خسته از هیاهو وکار روزانه اومدی میبینی برات پیغام از یه دوست اومده وخستگیت در میره.

             خاطره

 

 

پ.ن.قانو ن کپی رایت که نداریم بماند وجدانم نداریم دوستان اطلاع دادن تو رخ کتاب یکی الویه منو به شکل کیک تولد به اسم خودش تو مسابقه شرکت داده!عصبانی

+ l.a ; ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱٢
comment نظرات ()