پردیس

شخصی

lovely white snowflakes & my watercolors

 

صبح با نگاهی به پنج ره خوشبختانه تمام کارام نقش بر برف شد!من موندم و اسباب بازیهام!یک مشت ورق پاره.........دست خطها.......یادداشتهای نامرتب تو حاشیه ،وسط......کاغذهای رنگی..........ابرنگ........قلم مو..........تینر......مداد هاش ب (اتود دوست ندارم فقط هاش ب که گاهی هم بتراشمش)دوربین........عکسها...........حافظ .......یک لیوان چای!

امروز با بارش برف یعنی دنیا مال من و لیلا مال خودش !

شاید بخندین ولی دلخوشیهای من خیلی کوچیک ولی قشنگن:مداد هاش ب!کشف یک وبلاگ هنری خوشگلو با سلیقه!نقاشی کردن همراه با دخترم..........صحبت با یک دوست عزیز........دوست شدن دوستام با همدیگه:اینقد لذت میبرم ببین مثلن مهرنوش با آذر و مژگان دوست شده بهار با همشون و.............

دیشب یکی از قشنگترین شبهای من بود .قیافه منو درنظر بگیرین بالا سردخترم که پشت میز نشسته با قیافه خانم معلمی عینک زده ایستادم و میگم:

رنگ ویترای مثل رنگ و روغن مطیعت نیست نمیتونی راحت و روون باهاش کار کنی باید سرعتتو بیشتر کنی خشک نشه!دائم میگه :مامان اینجاش مونده زودباش اثر قلم مو نمونه!دائم میگم مهم نیست توهنر رکن اصلی شجاعت و جسارته !اثر قلم مورو با یک حرکت ضربه ای سریع از روی کار بگیر.

نگاهی به نوک پرنده ها میکنم دلخواهم نیست زود دورگیر طلایی رو برمیدارم نوکهارو طلایی میکنم و میگم :اینم امضا!

سعی کن تو هر اثر هنری امضای خودتو داشته باشی.تقلید نکن کار جدید ارائه بده!

طفلکی اخرش به صدا درمیاد:مامان خیلی لحن معلمی پیدا کردی!با قاطعیت میگم :چاره ای نیست!تبعات شغلیه!و هردومون غش غش میخندیم!

 

 

+ l.a ; ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٦
comment نظرات ()