پردیس

شخصی

رو انشناسی ا عتراض 2

فصل چهارم

مهارتهای کلامی برای قاطعیت:

صفحه خط افتاده:(من میگم سی دی خش افتاده)

بی عصبانیت روی حرف خود بایستیدو بدون توجه به سوالها مانند صفحه خط افتاده (نوار کش امده یا سی دی خش افتاده!نیشخند)نظر خودرا تکرار کنید!در نه گفتن پافشاری کنید.

فروشنده:حتمن دلتان میخواهد فرزندتان سریعتر یاد بگیرند نه؟

شما:بله اما علاقه ای به خریدش ندارم!

ف.:مطمئنم خانمتون خوشحال میشه!

شما:بله ولی علاقه ندارم بخرم!

ف:چه هوای گرمی!اجازه بدین براتون آب سرد بیارم!

شما:بله اما علاقه ای به خرید ندارم!(نیشخندپشتک وارو رواعصاب طرف)

فصل پنجم:

روابط اجتماعی حساب شده

قاطع بودن درمفهوم اجتماعی یعنی خودرا انطور که هستید و انتظارتان از دیگران را نشان دهید.

لازمه ارتباط موثر شناساندن خود است .نظرتان را با صراحت مطرح کنید و از احساساتتان با دیگران بگویید.

فصل ششم:

برخورد با سلطه جوی بزرگ

در روبرو شدن با انتقاد ادم بی قاطعیت موضع تدافعی گرفتن و انکار اشتباه کار درستی نیست بلکه رفتاری که قاطعانه و بدون سلطه جویی با انتقاد برخورد کند موثر است:

باید بتوانید میان انتقاد حقیقی و درست و غلطهای دلبخواه دیگران تفاوت قایل باشید و واقعیات انتقاداز رفتارتان را بشناسید.

سراب دریای(خودرا به خنگی زدن)

منکر انتقاد نشوید.موضع تدافعی نگیرید.انتقاد را با انتقاد پاسخ ندهید.اصطلاح سراب دریایی یعنی خودرا به خنگی زدن و انتقاد پرتاب شده را ازخود عبور دهید.واقعیتهای موجود در انتقاد را بپذیریم .

منتقد:باز هم مثل شلخته ها لباس پوشیدی!

شما:بله .درسته .مثل همیشه لباس پوشیدم!

منتقد:چه شلواری!انگار تا حالا رنگ او ندیده!

شما:کمی چر.که مگه نه؟

منتقد:چروک که چه عرض کنم حال ادمو میگیره!

شما:بله حق باتوست لباس مناسبی نیست.

شنونده خوبی باشید .پیش خودتان:خب که چی؟گیرم درست بگی اشکال ندارد.باهمه اینها ادم خوشبختی هستم.

تایید منفی:

اگر اشتباهی کردید به این شکل قبول کنید:

منتقد:خوب پیشرفت نکرده ای!

شما:بله حق با شماست جدیت لازم نداشتم مگه نه؟(تایید منفی)

 

فصل هفتم:

فکر سلطه جویی را از سر دوستان و اشنایانتان بیرون کنید!

با پرسو جوی منفی انتقاد وارد شده به خودرا بشکافید:

همسر:چرا اینقد میری خونه فلانی؟

-نمیفهمم خونه فلانی چه اشکال داره؟

-حالا چطور شده که از اینکارم دلگیر شدی؟

روش اول کاملن تدافعی است و اشتباه

روش دوم نوعی پرسو جو برای تکرارنشدن انتقاد است .

فصل نهم:

برخورد قاطعانه با سرپرستی

در روابط دستور دهنده و گیرنده مثل پدرو فرزندیا کارمندو رییس

بین مصاحبه کننده و متقاضی

به جای حدس و گمان به عین حرفها و پرسشها توجه کنید

دربرابر ایرادگیری جبهه گیری نکنید

به رغم نسبت داده شدن کمبودها و نواقص با اضمینان از تواناییهایتان در انجام کار پیشنهادی صحبت کنید!

فصل دهم

روابط مبتنی برمساوات

گفتگو میان برابرها مانند دوست ...خانواده..

سلطه جو از تشویش خود باخبراست ولی راه مقابله با انرا نمیداند.علت عصبی شدنش را میداندبنابرین راه نجات را در کنترلو محدود کردن رفتار دیگران میداند.

گفتگو با دوستی که اتوموبیلتان را قرض میخواهد:

دوست:یک مشکلی پیش اومده گفتم شاید تو بتونی حلش کنی!

شما:چی شده؟

دوست:به اتوموبیلت نیازدارم.

شما:بله ولی نمی خواهم لازمش دارم.(سراب دریایی)

دوست :چرا؟

شما:میدونم احتیاج داری ولی نمیتونم قرض بدم!(صفحه خط افتاده)

دوست:چیزی شده؟قبلن میدادی.

شما:بله قبلن اینطور بود (تایید منفی)

دوست:پس امروز چرا نمیدی؟

شما:درسته میدونم گرفتاری لازم داری ولی نمیتونم کمکت کنم !

سخن اخر:

نویسنده :به دخالت اشخاص در تعیین سرنوشتم بی اعتقادم.قاضی خودم هستم.

مانوئل جی اسمیت    مترجم :قرچه داغی

 

 

 پ.ن.چندروزی میرم مسافرت.تمرین کنین و تمرین کنم !

مشتاقانه مبحث اذرجون رو در وبلاگ "آشنا"پیگیری میکنم.

خدانگهدار!

 پ.ن.همچین که میفهمین طرف میخواد بره حیفتون میاد نظر بذارین!خب چرا؟

من کره مریخم که برم به نت دسترسی دارم!نیشخندو از خوندن نظرهاتون بسی خشنود و رستگار میشم!

 

دوباره خداحافظ !مواظب خودتون باشین .لبخند

+ l.a ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/٢۳
comment نظرات ()