پردیس

شخصی

سکوت دل انگیز یک روز تابستونی

 

بوی خوش آش گوجه فرنگی تو خونه پیچیده .ماه رمضون برای من ماه جشنواره سوپها و آشهاست.

سکوت قشنگی خونه مو فراگرفته.بعد مدتها انواع صداهای نامطلوب ناشی از ساختمون سازی در ضلع شمال و جنوبی خونه مون امروز صدایی نیست و من واسه لحظه ای پرت شدم به خونه بچگی هام وسط روز وقتی سکوتی دلپذیر در روز تابستونی حاکم میشد ......

ربنا ی شجر یانو در لحظات زیبای افطار دوس دارم که دیگه نیست .خیلی چیزا دیگه نیست .

ولی من بازنده ام اگه رو نیستها و نداشتن ها مکث کنم و امیدمو از دست بدم.

پ.ن.بهش میگم آهسته و پاورچین میاد طوری که اصلن متوجه نمیشی و یکباره ظاهر میشه مثه بارون سیل اسایی که ازش مفری نیست و تو قبل از اینکه چتر برداشته باشی خیس شدی .........

شیربرنج دیروز ما

 

آش گوجه یا آبغوره

 

پیاز داغ میکنیم .ربو توش سرخ میکنیم.ادویه میزنیم .فلفل زیاد باشه . نصف لیوان برنج و یک سوم لیوان لپه رو توش میریزیم و میذاریم بپزه وقتی پخت نیم کیلو گوجه رو تو خرد کن ریخته له که شد اضافه میکنیم و بعد سبزی میریزیم  و نعنا خشک .  از اخر کوفته قلقلی میریزیم و ابغوره اضافه میکنیم :به بهخوشمزه

 

خیلی دوس دارم اونایی که واسه اولین بار آش ماست یا گوجه رو با روش من میپزن بگن چطور بوده ؟دوس داشتن یانه.

+ l.a ; ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٥/٢
comment نظرات ()