پردیس

شخصی

سوال

 

 

پن جره مجازیمونم بسته شد!از هیچ سایتی نتونستم عکس اپ کنم.اصلن عادت به وبلاگ نویسی بدون عکس ندارم .

امروز با چندسوال اساسی و به نظر خودم مهم اومدم:

قبلن رسم خواستگاری سنتی متداول بود و دختروپسر بدون شناخت همدیگه ازدواج می کردن ولی حالا اینطور نیست نباید هم باشه چون یه زندگی مشترک رو نمیشه سرسری گرفت.درصد ازدواج در کشور ما کم و درصد طلاقهای زودهنگام یعنی گاهی با بهانه هایی کوچیک زیاد شده .جوونای امروزی تحت تاثیر جوامع غربی ترجیح میدن پس از مدتی دوستی و گاهن هم زیستی مثه غربیها که اول باهم  زندگی میکنن  بعد  تصمیم میگیرن باهم ازدواج بکنن یا نه اقدام به ازدواج کنن .نمیدونم شاید تصور من اشتباهه ولی در ایران دوستی ها و معاشرت و ....هم کمتر منجر به ازدواج میشه .من همیشه یه مثال دارم که میگم آشپزخونه باز (اوپن)رو از غربیها گرفتیم توش سیرداغ پیاز داغو راه میندازیم و دیگ آش یا قرمه سبزی بار میذاریم!(اخه به هم نمیاد.خوراک اشپزخونه اوپن فست فوده )

1.حالا در بستری سنتی واسه این شناخت قبل از ازدواج چه راه حلی وجود داره؟

2. اینکه چرا درصد ازدواج کم شده رو میدونم ولی چرا همون میزانی هم که تن به ازدواج میدن زندگیشون ناپایداره؟

3.منکه جامعه شناسی نخوندم نمیدونم .ولی ایا جامعه مادر حال گذر از سنت به مدرنه؟و اگه اینطوره چه مزایا و چه معایبی داره؟

 

رول گوشت با خمیر فیلو

 

 واسه تنوع و بهتر شدن روحیه خودم گاهی هم عکسایی که خودم گرفتمو میذارم حالا یا از خونه س یا از اشپزیهامه .........

خمیر فیلو رو باز کنین مستطیلهایی به عرض 5سانت ببرین روش کره بابرس بمالین و باز یه لایه دیگه و بعد مایه ماکارونی یا هر ماده خوراکی پخته شده دیگه بذارین از یه طرف لوله کنین تو فر 5 دقیقه بپزین .این خمیر بسیار نازک وشکننده س.اگه وسط کار پاره شد یا شکست ناراحت نشین وصله پینه کنین درست میشه.

اینم یه کار دیگه

پ.ن.مجبورم حرفامو پی نوشتی بنویسم تا مطلب بالارو پایین نیارم!

میگم من خیلی پاقدمم خوبه هرجا میرم طرف بختش باز میشه!

در دنیای واقعی که ازو قتی این خونه رو خریدیم سه تا همسایه روبرو ودوتا پشت سر کوبیدن و دارن میسازن و مارو وقتو بی وقت از گردوخاکو سروصدای تیراهنو و لودر و درل و..........بهره مند میکنن مدرسه مو هم کوبیدن بسازن مدرسه دخترم هم همینطور!!!!!!!

بعد در جهان!مجازی هم ملت از قدم مبارک من مصون نموندن!!!!

ازهر وبلاگی خوشم اومد سرنوشت وبلاگ نویسیش متحول شد!

یکی رو دعوت به بازیگری کردن!

دیگری ماموریت کاری دوهفته ای بهش میخوره دسترسی به نتش کم میشه!

اون یکی براش مزاحم پیدا میشه دلسردش میکنه!

دیگری یه 4خط مینویسه و میره!

بعدی به دلیل تغییر شغل و مشغلات کاری جدید وبلاگش تار عنکبوت میبنده!

اون یکی گرفتار بچه هاش میشه!

این یکی که خیلی ارادت دارم چون در 24 ساعت ممکنه دوبار اپ کنه احتمالن به دلیل قدم من!مدتیه سوزنش  گیر کرده دوروزه داره  موسیقی خراسان  گوش میده!

ان دیگری بهش 12تا کشیک میخوره!

بعدی گرفتار دوا درمون میشه!

دیگری هنوز مردده تو دنیای مجازی بمونه یا نمونه!

کم اوردم!نیشخندیکی دیگه دو خط شعر مینویسه میره مسافرت!

این خیلی جالبه:چون از محل کار آن میشده آپ میکرده همین الان وجدان کاریش بیدار شده!!کمرنگ شده.

این هم یه ضرب المثل میذاره ملتو به چالش میکشه خداحافظ تا ..!

این دیگری!یه مطلب از دوستش میذاره خدا بزرگه تا بعد!

بعدی بیمار شده تقاضای عیادت داره!

اینم که مشقو درسش شروع شده !

با این اوصاف دوست دارین به وبلاگتون سربزنم؟!!!!!!شیطان

تحول گفتم نمیدونم چرا یاد فیلم مارمولک افتادم:اقاباچه زحمت میخواست پاس جعلیشو بگیره طرف همون شب متحول شده بود میگفت دیگه خلاف نمیکنم!نیشخندچه فیلمی بود!

 

+ l.a ; ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۸
comment نظرات ()