پردیس

شخصی

دقیقه 90!

 

 

مدتهاست اجازه نمیدهم حتا یک عزیز روزم راخراب کند.من که نمیتوانم ده ها نکته روان شناسی را به ان خانم یا اقا بیاموزم تا با دیگران چطور رفتار کند اما این را یاد گرفته ام درمقابل رفتارهایی که حال ادم را میگیردچگونه برخورد کنم.

امروز کلی کار ریز عقب مانده انجام دادم کارهایی که مدتی برزمین مانده بود.چندروز پیش پسرم گفت لاستیک ماشین پنچر شده است.پرسیدم زاپاس را انداختی پنچری ان یکی را گرفتی؟گفت نه وقت نشد و انقدر عقب انداخت که خورد به شبی که عروسی دعوت بودیم و مجبور بوددر حالیکه ساعت 4 از سرکار برمیگشت و فردایش صبح زود بلیت مسافرت داشت اینکار را انجام دهد.برای لحظاتی دلم سوخت وسوسه شدم چون خودم کاری ندارم بروم انجام دهم ولی کسی نهیبم زد :بلوغش را به تعویق ننداز!

بگذار یاد بگیرد دقیقه نودی نباشد!

اودر بیشتر کارها ادمی دقیقه نودیست .مثلن ثبت نام استخدامی را نیم ساعت مانده به پایان وقت در نت انجام میدهد.صورت اش را نیم ساعت مانده به شروع مهمانی شیو میکند.کفشهایش را هم همان دقایق واکس میزند!گاهی تازه یادش می اید شلوار یا پیراهن نخریده!

و موارد دیگر...

من اما درست برعکس او همیشه وقتی برای جبران میگذارم.یعنی اگر مهمانی دعوت هستم از روز قبل لباس و کفش و کیف و هدیه مشخص است.

حسابم را کامل خالی نمیکنم وبعد میبینم چه خوب اینکار را نکرده ام.قبل از اتمام مواد لازم پخت وپز انهارا تهیه میکنم.

خلاصه همیشه تا دقیقه نود ساعاتی وقت اضافه می اورم تا اگر چیزی قرار است خریده یا تعمیر شود بتوانم انجام دهم .دوستانم نام مرا خانم بیفور تایم گذاشته اند.

شما چطور؟قانون پارکینسون

پ.ن.این عکسها منو مدهوش کرد !من عاشق حیاطم که اگه داشتم چها که نمیکردم!

+ l.a ; ٩:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱
comment نظرات ()