پردیس

شخصی

گو ش دادن

-معمولن بعداز مهمونی و عروسی رسم داشتیم افرادو بررسی میکردیم از قضاوت و غیبت گرفته تا....اینبار هیچی نگفتم حتا وقتی دیگران گفتن من همراهی نکردم و کمی هم نگران شدم نکنه این عادت و الگویی برای بچه ها شود!

-همیشه تا پسرم میخواست بره بازی میگفتم اول تکلیفتو بنویس بعد .اینبار گوش دادم گفت تا بنویسم هوا تاریک میشه تو پارکینگ میترسیم .دیدم درست میگه

-پسرم از صبح تا شب برای تحقیق مدرسه پای کامپیوتر بود همیشه اعتراض میکردم اینبار کنارش نشستم و وقتی سوال کردم متوجه شدم تمام مدت مطالب خوبی همراه با پاورپونت برای تحقیقش تهیه کرده!

-بین خواهر برادرم دعوا در گرفت .همیشه مداخله میکردم و مجبور میشدم طرف یکی رو بگیرم.اینبار سکوت کردم دیدم چقد اروم هستم !

-دیشب تاصبح بابت دلخوری از همسرم غلت زدم و میخواستم صبح بهش بگم که دیدم اول صبحی عینکش ازوسط دونیم شد بعدش هم تلفن ناخوشایندی داشت.با کمی تحمل فهمیدم بهتره بعدن مطرح کنم.

 

 

چقدر گوش میدیم؟چندبار گوش میدیم؟ایا اگا هانه س ک وت میکنیم؟

+ l.a ; ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۳۱
comment نظرات ()

تحول

 

*****

در نقطه عطف عمر (turning point)دنبال شورو انگیزه ای جدید میگردم تامنو ازخمودی و تکرار بیرون بیاره.این انگیزه میتونه یک ادامه تحصیل باشه پرداختن به هنر یا رفتن به کلاسی دلخواه باشه یا تغییر روش زندگی ....

50 سالگی اگر مقارن با بازنشستگی هم باشه میتونه رنسانس زندگیمون باشه.ادم وشایدهم من پس از کلی دوندگی و شتاب و استرسو انجام روتینهای روزمره کمی مکث میکنه به گذشته اش نگاهی دوباره میندازه ،برای کارهایی که درگذشته انجام نداده یا چیزهایی که نفهمیده و حالا درک کرده افسوس میخوره ودنبال تغییر وتازگی میگرده.

آه که چقد اقیانوس اگاهی و یادگیری عمیقه و شور !هرچه میخوری تشنه تر میشی و دلت میخواد (مخصوصن من)هرچه اموختی به دیگران هم یاد بدی و بگی آی ملت به جای اینکه وقتتونو با تجربه شخصی هدر بدین از یافته های دیگران بیاموزین و درهمون حال یکی در دلت داد میزنه :نه!خودش باید تجربه کنه !خودش باید زمین بخوره پاشه!تا چاله تحول و فشار و انقباضی نباشه تغییر و زایشی نیست........

من به این رسیدم!اینها شعار یا صرفن جملات قصارنیست:

 در دل هرسختی فرصتی نهفته است .انیشتن

برای یک زندگی خلاقانه باید ترسمون از اشتباه بریزه!ژوزف پیرس

 پ.ن.در برخورد با رانندگان عصبی و خاطی چه میکنید؟

 

 

 

+ l.a ; ۳:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢٩
comment نظرات ()

هنر و زیبایی

 

تازگی هروقت غمی سراغم میاد از بالا بهش نگاه میکنم تا کوچیکش ببینم!

 

منم قصه غم انگیزی در سینه نهفته دارم به نظر خودم خیلی هم غم انگیز!و متاسفانه بدون علاج ولی چکار میشه کرد؟

اما معتقدم هنر ادمو در این گذرگاهها کمک میکنه .هنر درمانی برای لحظاتی دردتو اروم میکنه .از یادت میره و لحظاتی فراموش میکنی.

و اینکه از دیدن زیباییها مثل همین عکس بالا لذت ببری کمکت میکنه.

بنابراین به دوستانم توصیه میکنم برای روز مبادا هنری که بیشتر علاقه دارن  یاد بگیرن .موسیقی...نقاشی...سفالگری ...

+ l.a ; ٦:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢۸
comment نظرات ()

الویه

الویه های مراسمی در چندماه پیش .کمی بی حوصله!

 

 

 

 

پ.ن.رانندگی تدافعی

+ l.a ; ٧:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢٥
comment نظرات ()

یک عصر روز تعطیل

 باغ یکی از دوستان به صرف ابگوشت

 

 

 

 

 

 

 

+ l.a ; ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢٥
comment نظرات ()

تله ها

گاهی فقط سکوت میکنم .همسراومده خونه اخمهاش توهمه باعابربانکوکارت خوان دعواش شده !خب چی بگم ؟میگفت یک دوتا عابربانک خراب بوده .کارت خوانه هم ارور داده .دختره از عصر سرش یک وریه!رفته توی خودش.پسره از راه میرسه عوامل ناامیدکننده این مملکتو میشمره واینکه باید بره!هرچندوقت یکبار:مامان!من نمیتونم ایران بمونم...منم میگم :هرطور دوست داری عمل کن.

من اما سکوت میکنم .این مواقع همه چی متوقف میشه .ترجیح میدم دوروبر هیچکدومشون نپلکم و به تله هاشون هم نیفتم!تله؟بله تله .هرکدوم به شکلی بهانه جویی میکنن .نق میزنن غر میزنن واگه وارد بازی شون بشم قطعن در تله افتادم !واوضاع بدتر وبدتر میشه.

اما گاهی باخودم میگم من کی عصبی میشم؟من کی کج خلق میشم؟اصلن اینکه سکوت کنم درسته؟

گاهی فقط باخودم درگیر میشم!

پ.ن .گرچه من منتظر کامنت نمیمونم و هروقت بخوام مینویسم چه به پرسش قبلیم پاسخ داده باشین چه نداده باشین ولی دوست دارم نظرتونو بدونم.

+ l.a ; ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢۳
comment نظرات ()

روان شناسی موبایل

 

 سبک لباس پوشیدن یا رانندگی یا صحبت کردن میتونه تاحدی معرف شخصیت ادم باشه .من به موارد بالا شکل گوشی همرا ه یا نحوه استفاده از اون روهم اضافه میکنم که  میتونه ابعادی از شخصیت فردو نشون بده.

بعضی گوشی شونوناز میکنن و توی کاور یا کیف مخصوصش وبعد توی کیفشون میذارن و گاهی هم هم جنسان من البته بهش یک چیزی اویزون میکنن زنجیری عروسکی نگینی ....برخی به کمرشون اویزون میکنن .بعضی با زلم زیمبو هایی به گوش و گردنشون اویزون میکنن .بعضی گوشی میخرن اندازه نوت بوک بعضی نوت بوکشونو به عنوان گوشی استفاده میکنن .عده ای کلن گوش بازن .عده ای هستی نیستیشون همون گوشی شونه!که توش از شیرمرغ تا جون ادمیزاد پیدا میشه :مدام ف بوکشونو باهاش چک میکنن .عده ای به اصطلاح من آپ بازن!تانگو...وایبر...واتس اپ...اینستاگرام...وی چت........

بعضی در محافلی که حوصله بقیه رو ندارن مدام با گوشیشون بازی میکنن!برخی مثل نقل و نبات یا کشمش توی جیبشون سیم کارت ایران سل دارن .بعضی به همین تعداد گوشی دارن!بعضی تا جمعی رو پیدا میکنن شروع میکنن به جوک و پیامک خوندن .......بعضی با گوشی نجوا میکنن برخی هم صحبت نمیکنن داد میزنن تاحدی که صداشون تا کوچه بغلی میره.

بعضی مثل من حوصله گوشی لمسی ندارن چون با حرکت نابجای انگشت  عوض میشه و گوشیشونو توی کیفشون میندازن (دقت کنین :میندازن!)یا توی جیب مانتوشون میذارن و موقع رانندگی اصلن جواب نمیدن و هروقت هم لازمش ندارن یک گوشه ای پرت میکنن!

شما ازکدوم دسته هستین و نظرتون راجع به شخصیت هر مورد چیه؟

+ l.a ; ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢۳
comment نظرات ()

مردها

 

 

من شناخت زیادی از مردها ندارم .شاید چون درمحیط  کارزیاد باهاشون سروکار نداشتم .شاید چون دنیاشونو درک نمیکنم نمیشناسمشون.

یادمه موقع بریک یاهمون استراحت کلاسهام گاهی از تفاوت زن ومرد میگفتم و ازشون خواستم از نت تحقیق کنن بیارن ویادمه یک صبح شنبه مادرمذهبی  یکی از بچه ها دم در منتظرم بود و معترض بود چرا چنین تحقیقی از بچه ها خواستم:

-خانم زشته یعنی چه که تفاوت بین زن ومرد رو خواستین ؟چرا بچه هارو وارد این مسایل میکنین ؟

طرف فکر کرده بود هیچکی از مشخصات فیزیولوژیک بدن این دو خبر نداره تحقیق دادم برن متوجه بشن!با ارامش بهش گفتم عزیزم منظورم تفاوتهای ذهنی روحی احساسی و رفتاری بود که عدم شناختش باعث بالارفتن امار طلاق میشه.

اروم شد و عذرخواهی کرد ورفت.

به بچه ها گفتم :وسیله برقی میخرین اول بروشور یا کاتالوگشو میخونین نزنین به برق بسوزونین ویا برای پختن کدو حلوایی (فریده یادت به خیر)میریم شونصدتا رسیپی یا همون طرز پخت پیدا میکنیم اونوقت با یک انسان میخواهیم یک عمر سر به سر شونه به شونه زیر یک سقف زندگی کنیم هیچی ازش نمیدونیم.(بچه ها عاشق این مباحث بودن)

توقع نداشته باشین وقتی دوتامرد یا پسر باهم حرف میزنن ازشون بشنوین:

دلم براش تنگ شده !یا مثل شما دخترها های های گریه کنن بگن :خیلی بی وفاست!

ادبیات گفتاری و رفتاری مردها فرق میکنه اونها از مریخ اومدن!

و وقتی اینهارو بدونین دیگه کار بااین موجود اسونتر میشه گرچه بازهم گاهی فیوز میپره!

بگذریم با همه مطالعاتم من هنوز مردهارو نمیشناسم!

پ.ن.روز مرد وپدر رو به همه اقایون تبریک میگم لبخند

+ l.a ; ۳:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢٢
comment نظرات ()

این دیگران!

دخترم میگه یک فان میخوام(با بیان خودش نوشتم) ...متوجه میشم پسرم فلشمو گم کرده واین بار اول گم کردنهای او نیست تازگی کارت بنزینو گم کرده بود ...یک فکر مزاحم هم متاسفانه مدتهاست بامن هست ....یک مورد نگفتنی دیگه هم هست  همه رو گذاشتم کنار اومدم اینجا تا یادم بره.

میای خودت باشی و درلحظه زندگی کنی همچین پابرهنه وسط لحظه ات میپرن که نمیدونی کجا فرار کنی!

+ l.a ; ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱٩
comment نظرات ()

روزانه

در بحبوحه سرو ناهار همسر روی پشت بام  داره کباب میپزه تند تند سینی کباب و نون وگوجه و پارچ اب رو میدم بالا.یکی میگه کولرو روشن کن دیگری میگه نه .اون یکی پسورد نت رو از من میخواد ...........

بعدا ز ناهار همه میرن توی اتاق ها میخوابن .پدرم با نوه هاش داره توی اتاق پذیرایی فیلم نورمن ویزدوم میبینه و من تنها توی اشپزخونه مشغول جمع و جو وشستشو هستم درحالیکه خداوندو به خاطر خیلی چیزها شکر میکنم.بعداز ساعتی مثل سامانتا اشپزخونه شلوغ وبهم ریخته تمیز ومرتب شده و من پشت پنجره اش نشسته ام با لیوانی چای جلوی رویم و افکار مختلف دارن در مغزم رژه میرن...

امشب هم میهمان داریم یک عید دیدنی به تعویق افتاده!ماهی رو هروقت...از دو خونواده که تا 6ماه پیش باهم دوست بودن وحالا به خاطر یک جمله باهم دعوایی و قهر هستن هم خواهش کردیم همو ببخشن وبیان .شوهرخواهرم هم ساعتی ژیش تلفنی داشت یک ادم قهر دیگه رو راضی میکرد بزرگواری کنه ودر مراسم نامزدی امشب اون یکی شرکت کنه.

دارم فکر میکنم چرا انسانها قهر میکنن؟چه ملاکهایی دارن ؟چه توقعاتی از بقیه و از زندگی دارن؟

ایا من وتو یقین داریم که تا لحظه ای دیگه زنده هستیم؟

+ l.a ; ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱٩
comment نظرات ()

امواج منفی

 

گاهی موج سهمناکی از گذشته میاد میزنه منواز ساحل امید دور میکنه ولی باخودم نهیب میزنم حیف تو نیست داری  دستخوش تصمیمهای نابخردانه دیگران میشی؟

اینکه ما ادمها اشتباه میکنیم و نباید خودمون ودیگرانو سرزنش کنیم ارومم میکنه

همیشه باخودم میگم بسیاری انسانها اومدن ورفتن زیرخروارها خاک خوابیدن حالا تونشستی به چی فکر میکنی؟به خودت بیا

این نیز میگذرد مهم اینه چطوری ازش بگذریم.

گاهی اونقدر که محبت میکنیم دریافتش نمیکنیم ولی کاریش نمیشه کرد.

گاهی فکر میکنیم اگه اینهمه محبتو نثار دیگری کرده بودم چه کارها که نمیکرد!

گاهی موجی سهمناک ...............

+ l.a ; ٧:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱۸
comment نظرات ()

نمادین!

چرخ برهم زنم ار غیرمرادم گردد

من نه انم که زبونی کشم از چرخ فلکلبخند

before

after

 

+ l.a ; ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱٧
comment نظرات ()

پرسش

چه جمله ای در زندگیتون بسیار تاثیرگزار بوده ؟

 

 

پ.ن.شما از کدوم دسته هستین؟

+ l.a ; ٤:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱٥
comment نظرات ()

ارزیابی معلم

 

زمانی که هنوز معلم بودم ملاکهای ارزشیابی بیشتر شرکت در کلاسهای ضمن خدمت و امتحانهایی بود که  از کتابهایی خاص گرفته می شد.

به نظر شما برای ازشیابی یک معلم چه ملاکهایی رو باید در نظر گرفت؟

در این رابطه خوندن این لینک از یک آشنا هم خالی از لطف نیست:

رتبه بندی معلمان

+ l.a ; ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱۱
comment نظرات ()

اهنگ هستی

 

صبحهای زود ازپنجره اتاق خوابم صدای چهچه بلبل خرما میاد .ظهرها هم قمریها سمفونی رو ادامه میدن.

طبیعت وهستی جاریست!

درارکسترهستی همه نقش و کارشونو خوب میدونن و انجام میدن جز ما ادمها که قدرت انتخاب داریم و هرلحظه سازی ناهماهنگ میزنیم

گاهی که پراز انرزیهای منفی گله شکایت دلخوری رنجیدگی عصبانیت ......هستم میرم روی نیمکتی درفضای سبزی مینشینم ودرسکوت به آوای پرنشاط هستی گوش میدم وحال بهتری پیدامیکنم.

+ l.a ; ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱۱
comment نظرات ()

فقط یک جمله!

 

کمی غمگینم ولی به روی خودم نمیارم اما ظاهرن فرکانسها میرسه!گاهی اتفاقهای نادر و عجیبی می افته!از راه رسیده میادمنو میبوسه میگه :خسته نباشی میدونم زحمت مهمونی فقط روی دوش توبوده اگه صبح خونه بودم کمکت میکردم!

غمم فراموش شد.لبخندی رولبمه:نه کاری نکردم.مرسی.توهم از صبح مشغول بودی.

پ.ن.جان من فکر کنین از نت نوشتم چشمم نزنین فردا توی داد گاه نشسته باشم!لبخند

+ l.a ; ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱۱
comment نظرات ()

انتقاد سازنده

خب از اونجایی که هرچی یاد میگیرم باید به همه بگم و اگه پیداشون نکنم حتا ایمیل بزنم!نیشخندبدنیست اینهارو هم بدونیم:

قبل از هرانتقاد یا گفتن نکته منفی از همسر بایستی حداقل به 5نکته و ویزگی مثبت او اشاره کنیم و مورد تحسین قرار گرفته باشد.

مثلن اگر لباس و نوع ارایش او ازنظر شما ایرادی دارد(اولن بهتره نگیم)دومن به شکل انتقاد مثبت بیان کنیم:رنگ ابی خیلی بهت میاد !

پرانتزو خودم اضافه کردم                            

       برگرفته از کتاب: چگونه زندگی مشترک خودرا ازنو بسازیم

_______________--

حالا بعضی ازما که فراتر هم میریم:

-توهم شبیه باباتی !سلیقه نداری!

-باز صورتی؟میشه دست از این رنگهای زردو سرخ و اجق وجق برداری؟

-این روسر ی پیرزنی رو مادر منم نمیپوشه!

__________-

پ.ن.یک چیزی بگم؟من باشم از انتقادم صرف نظر میکنم !تااینکه بیام بگردم 5 ویژگی مثبت پیداکنم:

-از اینکه به موقع میای خونه خوشحالم!

-مرسی صبح زیر کتری رو روشن کردی!

-چه خوب سرت تو روزنامه نیست!

- چه خوبه قدت بلنده!

-چه عالی مدام مطالعه میکنی!

.....

گفتن قبل از حرف زدن یک دقیقه سکوت کن!اینکارو که کردم از گفتن خیلی حرفها صرف نظر کردم!

الان هرکی از این پست من به یک نتیجه منطقی رسید به منم خبربده!نیشخند

+ l.a ; ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱٠
comment نظرات ()

عکس از اشپزیهایم

 

امروز دلم خواست برگردم به روزهای قبل که اشپزی برام یک روتین نبود عشق بود .

 

 الویه با تزیین زغال اخته

برنج یونانی

دلمه فلفل

 

کیک غذا که قبلن دستورشو نوشتم لای نون تست سالاد سرد میذاریم روشو با سس و سبزی تزیین میکنیم

 

دسرهلو.کرم کستر با هلو

 

+ l.a ; ۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٩
comment نظرات ()

خودمون باشیم!

 

خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود!

درجمعی هستم که افراد خودبیانی دارن.یعنی خود خودشون هستن.هرکس از مشکلات و خواسته هاش میگه ...از نواقصی که درخود و بقیه میبینه و....

چقد ادمها دوست داشتنی و جذاب میشن وقتی خودشون هستن!وقتی نقابها ...رودرواسیها...جبهه گیری ها ...ترسها....کنار میره .

وقتی لایه های سطحی و رویی زندگیشونو کنار میزنن و ازمسایلشون میگن تازه میفهمی چقد این دنیا و ادمهاش رنگارنگه!

وقتی نقاب روی چهره ماست بازار قضاوت داغه:

قضاوتهای سطحی و آنی خودمن در وهله اول ازهمون جمع:

-چقد ساده و عادیه!

-ازاین جمع خوشش نمیاد معذبه!

-عامیه اطلاعاتش کمه!

-ازخودرضاست!

گرچه بعضی قضاوتهام همچین اشتباه هم نبود ولی بازهم همون قضاوته که درست نیست.

بعداز یک جلسه عاشق تک تکشون شدم!

یکیشون خیلی بانمک و شیرین حرف میزد

اون یکی بسیار صادق و با انصاف خودشو تصویر کرد.

این خیلی ناز و دوست داشتنی بود.

این خانم بااینکه سن وسال بالایی داشت چقد به روز بود.

 به نظر شما این "خودبودن"همیشه و هرجا درسته یا گاهی باید نقاب زد؟

_______________________________________

 

-اندیشیدن به اندیشه ی دیگران ؛ ترسیدن از اندیشه ی دیگران درباره ی تو ؛ این حدِ بی خودی است .
که تو در خود ، چندان جلف و سبک شده ای که بیم داری از این که دیگران چگونه به تو خواهند اندیشید !
هم از این رو ، هیچت در اندیشه نیست ، جر اینکه به طبع دل دیگران خود را برقصانی و بچرخانی ...
پس بی خود شده ای !
از آن که نقطه ی اطمینان را در خود گم کرده ای ، از دست به داده ای و به اسارت داوری های این و آن درآمدی ...

-------------------------------کلیدر    دولت ابادی

قبلن هم گفتم لینک دوستانو با وسواس انتخاب میکنم ویکی از فاکتورهای تعیین کننده برام به روز بودن اونهاست .الان مدتهاست از بسیاری دوستان خبری نیست 

دلگیرم

______________--

پ.ن.این ترانه لیلی شهرام شکوهی منو کشت!خیال باطل

 

+ l.a ; ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٧
comment نظرات ()

اختلاف نظر

کم پیش میاد به اختلافات با کسی دامن بزنم.یعنی اگه با دوستی یا عضوی از خونواده اختلاف نظر دارم یا سکوت میکنم یا فقط نظر شخصیمو میگم اما تحمیلش نمیکنم.

تمام مشکلات وقتی شروع میشه که کسی بخواد نظرشو بردیگران تحمیل کنن.

ایا اصولن تابع ومطیع نظر دیگران بودن درسته؟واگه نیست وقتی موجب تنشهای شدید میشه چه باید کرد؟

+ l.a ; ٢:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٦
comment نظرات ()

راهنمایی و راه حل

 

یک کلاسی میرم اونجا بهمون گفتن تا کسی ازتون کمک  و راهنمایی نخواسته نظر ندین.حتا اگه نکته ناجور در سرووضع کسی میبینین و.........

اقرار میکنم دراین مورد بدجور نقطه ضعف دارم.تقاضای کمک که بماند، طرف حرفش تموم نشده نسخه شو پیچیدم!

-شبها خوابم نمیبره لیلاجان،مخصوصن بهار

-به خواب فکر نکن کتاب بخون ...نت برو....بافتنی بباف...!

 

چون دخترم چیزی به کنکورش نمونده جایی نمیره.

-دیگه در این مرحله مطالعه مهم نیست بهتره روی استرسش کار کنه.شماهم حواستون باشه حتا از نگاهتون استرسو میفهمه!

گاهی فراتر :

-مامان میای بریم پارک؟

-زنگ بزن سارا بیاد خونه مون!

 

-ازش دلخورم باید عذرخواهی کنه.

-شما چیزی نگو بذار خودش به این نتیجه برسه!

تازگی داشتم تمرین میکردم که دیگه مراقب باشم الکی نظر ندم و توصیه هم نکنم که یکی از دوستان مشکلشو بامن مطرح کرد.خوشحال بودم حواسم هست .هرچی گفت گفتم بله درسته!گفت چی درسته؟گفتم خب حق داری!باز ادامه داد منم سکوت ..تا اینکه پرسید لیلا به نظرت چکار کنم؟

منو میگی انگار دنیارو دادن!بلافاصله:خب اگه نظرمنو میخوای من جای توباشم اینکارو میکنم!و نفس راحتی کشیدم!نیشخند

یکی بگه واقعن مگه من منجی عالمم درصدد راهنمایی وهدایت برمیام؟

ولی دراخر بگم :

هدفم اصلن خودنمایی و اظهار فضل نیست .فقط  و فقط یک حالتی دارم که دلم میخواد هرچی میدونم رو به دیگران هم منتقل کنم و دلسوزانه قصد کمک دارم.

تازه اگه نخوام نظر بدم که کامنت بازی  و پاسخش چی میشه؟

برای من کمی سخته نظر شماچیه؟

 

+ l.a ; ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٥
comment نظرات ()

 

تصویر ذهنی شما از خودتون چیه؟همونجا نظرتونو بگین

_________________________

ابزار کارم مرتب نیست .یک ژی سی قدیمی دارم که هی خاموش میشه هی ژیام ریسک میده!

لژ تاژم هم فیل شکن نداره و فایلهای عکسم هم توی اون یکیه.

باید یک خونه تکونی حسابی سیستمی راه بندازم .فعلن با یک عکس روز جمعه شما خوش!

حلیم بادمجون

 

 

 

 

 

ژ.ن.نیشخندای بابا حرف پ رو گاهی ژمیزنه .منم که خداوندگار حوصله که درست کنم !

 فکر نکنین از پای منقل تایپ کردم!درستش میکنم!بزودی.....

+ l.a ; ٩:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٤
comment نظرات ()

بارش

بعدیک اخم طولانی سرانجام بغضش ترکید!آسمونو میگم .الان یک بارون تند قشنگ اردیبهشتی داره میاد همراه با تندر...

وچقداین بارش خوبه .در دل ادمها هم حرفهایی هست درد دلهایی که سالهاست چون بغض راه گلوشونو بسته میخوان بگن ولی به دلایلی نمیگن.یا فکر میکنن فایده نداره یا اینکه اوضاع از اینی که هست بدتر میشه .

اما من معتقدم با شجاعت باید گفت .بهتره بباریم .حرفمونو بزنیم .دوره پنهون کاریها دروغ گفتنها گذشته .انسان امروزی فهمیده که باید خودبیانی داشته باشه.

بعضیها یک بغض سی ساله رو حتا به خاک میبرن!

یک حس خوبی داره این بارش.به قول میترا بابک سبک میشیم :من حرفمو زدم!آآآآآآآآآآآآه

حالا این طرف مقابله که فکر کنه چطور میتونه رفتارشو بامن تنظیم کنه.

اما نگفتنها دروغ میاره ..سوتفاهم میاره ...فاصله میاره 

چندنفرازما راحت نه میگیم؟

خودمن تازگی نه گفتنو یاد گرفتم.

دوستی ازم میخواد یک برنامه خیر یه شرکت کنم ومن حس وحالشو ندارم .میگم نه نمیتونم.بهانه تراشی هم حتا دیگه نمیکنم.

فامیلی زنگ زده به مراسمی که دوست ندارم دعوت کرده میگم نه متشکرم نمیام.واگه پرسید چرا؟راحت میگم حالشو ندارم.

دفعات اول برای دوطرف قضیه سخته.هم خودت نمیتونی هم طرف جا میخوره ناراحت میشه.ولی کم کم همه منو با همین خصوصیت خواهند شناخت وآآآآآآآاااه از تعارفات و رودرواسیها راحت میشیم!

شماچی؟درکدوم مرحله هستین؟تاحالا نه گفتین؟نتیجه اش چی بود؟

 

+ l.a ; ٢:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۳
comment نظرات ()

معلم من!

من عاشق معلمها و مرادها هستم .منظورم از معلم به معنای عام ان نیست.انهایی که واقعن معلم اند!

مثل علامه جعفری که خودم در جوانی گاهی توفیق نشستن ای صحبتهایش را داشتم واز لهجه زیبای ترکی او که زندگی را زیندجی تلفظ میکرد حظ میبردم.

مثل یکی از اساتیدم در دانشکده ادبیات که سبک وبیان خودش را داشت و باید خوب بر مطلب مشرف میبودی تا زبانش را بفهمی و وقتی جین ایر و پیرمردو دریا و ..رانقد میکرد زمان ومکان را گم میکردی.

مثل اق مرتضی برای حاتمی کیا که با عشقی میگفت که فقط مریدان و مرادان ان را میفهمند.

خیلی وقت است میخواهم این را بنویسم ولی نتوانسته ام که در دنیای مجازی نیز من معلم و مرادی دارم که نوشته های او سرفصل دیگری بر تقویم زندگی من بود.

همو که دیدگاه جدیدی به من آموخت که ماسک تعارف و لبخند مودبانه را کنار بگذارم وگاهی بلند گریه کنم!

که بدانم اشتباه کردن حق من است

که من مسئول رفتار دیگران نیستم

که کلمه ها و واژه ها در سلامت روان من نقش دارتد

که در انسوی چهره ها خبرهاییست

که زندگی جای جنگیدن نیست

که از لحظات زندگیم بیشترین صرفه را ببرم و در لحظه زندگی کنم

و با دیدگاه سیستمی جایی برای اخم و گلایه و شکایت و سیاه وسفید دیدن نیست

تا اینجا خیلی ازشما حدس زده اید چه کسی را میگوبم

بله جناب مرادیان زاده که آشنای بسیاری از ماست.

نوشته ها ورهنمودهای شما ازمن لیلایی دیگر ساخت .از شما متشکرملبخند

 

the best teachers are those who show you howto look

but dont tell you what to see!

 

 

The mediocre teacher tells. The good teacher explains. The superior teacher demonstrates. The great teacher inspires.”

 

 

+ l.a ; ۱:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢
comment نظرات ()

توجه

 

 

دراین سن وسال تازه به این رسیدم که از ماست که برماست .قبلن شعار میدادم ولی اینبار واقعن بهش رسیدم.اگه نگاهمونو وسیعتر کنیم و خوب عمل کنیم و رفتار درستی در ارتباط با دیگران داشته باشیم واین "من"رو از وسط برداریم بازخوردهایی دریافت میکنیم که شگفت زده میشیم!

اغلب خودمون بی توجهیم از دیگران انتظار توجه داریم.

 

توخودحجاب خودی حافظ از میان بر خیز

_____________------

کیش.روز اول

رضا:من حال بازار ندارم .می مونم هتل استراحت کنم .

منیژه:منم نمیرم کنارت میمونم.

کیش روز دوم

رضا :پاشو منیژه بریم بازار خرید!{#emotions_dlg.e19}

_____________________

امروز سرصبحانه:

مینا:خرما ومربای به رو به خاطر تو خریدم.

پس فردا بعداز بازگشت از سفر:

سعید:مینا بیا این عکسهایی که از کرمان گرفتم ببینیم.

این عکسهای گل وگلدون رو به خاطر تو گرفتم!{#emotions_dlg.e19}

______________-

شما چه مثالهایی دارین؟

پ.ن.این مثالها گرچه ساده وپیش پاافتاده به نظر میان ولی شالوده بسیاری از روابط ما ادمهاهستن..

 

ایمیل من

pardis.arya@gmail .com

+ l.a ; ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱
comment نظرات ()