پردیس

شخصی

...

just guess!!!چشمک

+ l.a ; ۸:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۳٠
comment نظرات ()

سکوت ا گاهانه

 

-این چه لباسیه پوشیده؟

-.کلی کاردارم!

-ارزو به دلم مونداتاقت مرتب باشه!

-به نظرمن موهاتو کوتاه کنی بهتره!

-مادرش بهش یاد داده!

-گمونم داره ناز میکنه!

در طول روز چندبار جملاتی نظیر موارد بالا بیان میکنیم؟

قراره یک هفته سکوت ا گاهانه داشته باشم :تمسخر،غیبت،دروغ،پیشگویی،سرزنش،دخالت بیجا ممنوع!

 

 

 

+ l.a ; ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢۸
comment نظرات ()

معجزه های کوچک

 

 

اینقد باهاتون حرف دارم که نمیدونم از کجا شروع کنم.روز روزش شاخه شاخه میپریدم الان که دیگه مطالب و موضوع هام اینقد زیادن که شاید درخت درخت بپرم!

یک دوره زمانی بسیار سختو پشت سرگذاشتم حسابی چلونده شدم ولی در کنارش تجارب و نکته های ظریفی بدست اوردم که هرگز بدون طی اون مرحله امکان دست یابی و وقوف بهش وجود نداشت .

بارها گفتم اینجارو زنگ تفریح و حیاط خلوت خودم میدونم و دیدین که با کمال گرفتاری شده با عکسی جمله ای اینجارو ترک نکردم وحتا هنوز خودمو پیدا نکرده مسابقه عکس برگزار کردم که کسی گفت :بروبابا دلت خوشه!دیگری خصوصی نوشت :چشمت زدن!

 کسی فکر نکنه دلم خیلی خوشه چشمم بزنه!درهزارتوی روح ادمها گره هایی وجود داره که بعضیهاشو میشه باز کرد ولی بعضیها تا لحظه مرگ بسته میمونه ومن طی این مدت یاد گرفتم اون خانم یا اقایی که غش غش میخنده ویا میزنه میرقصه ممکنه غم پنهانی داشته باشه  و اونی که آروم نگاه میکنه شاید دلشکسته ست .

به هرحال با جدیت و محکم میگم لحظات ما سرشار از معجزات کوچیک وبزرگه !فقط چشم دلی میطلبه ببینه !و وای که چه لذتی داره این دیدن!

بعد بیشتر خواهم گفت..........

+ l.a ; ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢۸
comment نظرات ()

مسابقه عکس نیمکت

لطفن فقط یک شماره انتخاب کنین و البته علتاین انتخابو هم بهتره بگینلبخند

فقط تا فردا شب وقت دارین نظرتونو بگین!

پ.ن.با اجازه شما دوستان شرح ساده ای برای هرعکس گذاشتم .

                               1

دویار زیرک و از باده کهن دومنی

فراغتی و کتابی و گوشه چمنی

                               2

به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل

چه باک از خبث بدگویان میان انجمن دارم

                      3

نمی بینم از همدمان هیچ برجای

دلم خون شد از غصه ساقی کجایی

                                       4

 کجاست هم نفسی تا به شرح عرضه دهم

که دل چه میکشد از روزگار هجرانش

                                 5

ساقیا سایه ابراست و بهار ولب جوی

من نگویم چه کن ار اهل دلی خودتو بگوی

                                            6

 برآن نقاش قدرت آفرین باد

که گرد مه کشد خط هلالی

                          7نیشخند

باغبانا زخزان بی خبرت میبینم

آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد!

_____________________---

لعنت بر اینترنتی که بی موقع خراب شود!دوروز متوالی شاهرگ حیاتی من قطع بود!

یعنی ابروخورشیدوماهوفلک همه دست به دست هم داده بودند

تامبادا من نتی به دست بیارم وبه غفلت بخورم!

با پوزش از تاخیر نتیجه مسابقه رو اعلان میکنم .

عکسهای 5 و 1 هرکدوم با سه رای اول

عکسهای 2 و6 هرکدوم با دو رای دوم

سپاس از همه بابت شرکت در مسابقه و رای گیریلبخند

توجه

نتایجو تو همین صفحه زدم که هی بالاپایین نپرین!نیشخند

ولی اگه دوست دارین صاحبان عکسهارو بشناسین باکلیک روی شماره شون راست توی خونه شون فرود میاین!چشمک

شماره 6جناب بالتازار هستن که وبلاگشون یافت می نشد!

+ l.a ; ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٤
comment نظرات ()

 

سایکوسایبرنتیک؟

+ l.a ; ۳:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٢
comment نظرات ()

ط بس

بیاین باهم برای بیستون عزیز دعا کنیم

 

__________________________--

ادامه عکسهای ط ب س

اگه گفتین منقل چه مدلیه؟

7سین غول اسای جلوی باغ گلشن که شونصدنفر برای عکس اویزونش بودن!

7سین وسط یک میدان

فقط خوشم اومد همین!

نخل ندیده!

اگه گفتین من عاشق کدوم درختم؟...........پاسخ ادامه مطلب

راه برگشت جاده تربت

 

ادامه مطلب
+ l.a ; ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٠
comment نظرات ()

ط ب س

خب عکسهای طبسو گذاشته بودم دوستان از تعطیلات برگردن بذارم.

26نفر بودیم من وخانواده همسر.اشپزی با یکی از اقایون بودکه اشپز بسیار ماهریه و پذیرایی بین خانواده ها قرعه کشی شد .نوبت ما روز اخر و جوجه کباب در منطقه بکرزیبایی حوالی روستای ارمیغان شد.اب زلال و گرمی داشت با ماهیهای ریز.

اولین استقبال رو این شقایق ازماکرد!

عیدی بچه ها از مادربزرگشون سرسال تحویل!

پسرکی در ورودی یک روستا نایلون برای زباله میداد

کوچه پس کوچه های طبس.سهم اسمونو دارین؟

من نخل ندیده!

باغ گلشن

محلی که برای صرف ناهار نشستیم

از پنجره هواپیما نیست!لبخند

پ.ن.عکسها رو بزرگ کنید ارزش دیدن داره

 

پ.ن.اطلاعیه!

لطفن عکسهای مسابقه رو سریعتر میل کنین .رسم ندارم مثل بعضیها زمانوتمدید کنم!لبخند

+ l.a ; ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٠
comment نظرات ()

نامه ای به همسرم!

 

40نامه به همسرم نادر ابراهیمی رو خوندین؟

خب پس بخونین !خوشم اومدو باخودم گفتم چرا من اینکارو نکنم ؟مینویسم و روزی هم شاید به دستش دادم.

خلاصه الان نامه ششم هستم .توی نامه ششم اینطور مینویسم:

امروز با فرخنده قرار گذاشتم برم دنبالش بریم کلاس حافظ خوانی.بیشتر قصدم دادن یک روسری به عنوان هدیه به او بود .بهم گفت دیشب تا ساعت 10.5 ام آر ای بوده و امروز هم وقت سونو داره .بهت گفتم سالها پیش کنسر داشته معالجه شده؟

خلاصه سرتو درد نیارم کلاس که منتفی شد .اومدم پسرمونو محل کارش برسونم که دید م فرمون سنگینه و  ماشین پنچره!اونو که با شالو که راهی کردم و موندم چکنم .خدارا سپاس جلو در خونه منو گذاشت .

بعدش باز هم خدارا سپاس تو برای برداشتن چیزی اومدی خونه و رفتی اپاراتی اوردی پنچری رو گرفت ولی گفت برای تعمیرش فلان قدر میگیره.منم گفتم زنگ میزنم خبر میدم.

ظهر که اومدی بهت جریانو گفتم .چندتا سوال کردی بلد نبودم!تیوپ داره؟نمیدونستم!لاستیکو تیوپو نمیشناسی؟نه!خجالت(ازنظر من همه اش لاستیکه البته بهش تایر هم میگن!)

تورشته ات چی بود دبیرستان؟تعجبدراون لحظه همه چی ازیادم رفته بود :رشته من !لاستیک!تیوپ!پنچر!!!!!!

اصلن کجارفته بودی؟جاده خاکی رفته بودی؟تعجب

کم مونده بود بپرسی :چرا پنچر شدی!ببخشید چرا پنچرش کردی!آخ

ومن میدونی به چی فکر میکردم؟بیرون چه اتفاقی برات افتاده تورو عصبی کرده......

 

+ l.a ; ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱۸
comment نظرات ()

مسابقه عکاسی

 

خب با یک مسابقه عکس چطورین؟

موضوع :نیمکت

منظور نیمکت کلاس نیست .خارج از کلاس

زمان مسابقه :25فروردین

زمان فرستادن به ایمیل من :از الان تا 22 فروردین

لطفن حتمن سایز عکسو کوچیک کنین

ایمیل من:pardis.arya@gmail.com

+ l.a ; ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱٧
comment نظرات ()

حق داشتم!

 

 

 

قبلن هم گفته بودم اگه گاهی خیابونو عوضی رفتم اگه کدوبادمجون تویخچال پوسید اگه گلها خشک شد اگه نشد پرده پذیرایی بخرم وبزنم اگه خونه تکونی نصفه کاره رها شد اگه امروز متوجه شدم که حواسم نبوده دخترم به جای ترم زمستونی زبان که معمولن به خاطر هوا ثبت نامش نمیکنم از دوترم جامونده!اگه کمرشلوارهام همه 8 سانت گشاد شده واگه.....

خودمو سرزنش نمیکنم حق داشتم!

+ l.a ; ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱٥
comment نظرات ()

دخترانه!

عکس بالا خونه یک فامیل هست

اینم نمایی از دیوار اتاق دخترم

+ l.a ; ۸:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱٥
comment نظرات ()

13بدر

خاموش شد همه چی پرید .فعلن عکس ببینین

باغ خواهر همسر.ناهار جوجه کباب..

بعداز ناهار گیتار و اواز پسرم که تازگی صداش عالی شده !یک چیزی توی مایه های فرزاد فرزین..

لیلی و مجنون شکوهی رو شنیدین چقد گام بالا داره؟طرف یکسره در سربالاییه!اینو عالی خوند !دم پسرم گرم!نه؟لبخند

عصر به پیشنهاد من پسرها و دخترهای نوجوون پانتومیم بازی کردن .هدفم هم سرگرمی هم ایجاد نوعی تعامل بود در ضمن استعدادهای بازیگری و ژست و هوش هم در نظر بود..معتقدم وقتی باحضور خونواده ها جوونها ارتباط داشته باشن کار به محافل مساله ساز نمی کشه.

چیزهایی که انتخاب کرده بودن سخت بود:

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.

رییس ان شهر که مرغابی بود..

تو نیکی میکن و در دجله....

.........

 

 

+ l.a ; ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱۳
comment نظرات ()

زبان پنهان!

 

 

 

حالا نیاین بگین مگه نمیدونستی ولی عجب روح انسان وادی هزارتویی ست!یک نگاه میتونه ظاهر اشخاصو ببینه یک نگاه باطنشون...وچقد جالبه ادم بتونه پشت اون ماسک پشت اون چهره وظاهرو بخونه !چقد سرگرم کننده ست بتونیم ریشه بعضی جملاتو که از دهان افراد خارج میشه رو پیدا کنیم .ما ادمها زبونی داریم پنهان که کمتربهش توجه میکنیم .و اگه اون زبونو بدونیم وبخونیم بسیاری از روابط ما شکل بهتری میگیره .

تاحالا بهش فکر کردین؟تمرین چی؟

اگه کسی مثالی  داره بگه ممنون میشم.

پ.ن.هی میخوام پست جدید بذارم میبینم کسی جواب اینو نداده نمیذارم!لبخند

پ.ن.من از بچگی یک خیال پرداز درجه یک بودم .یعنی همین که سرم میرفت رو بالش توی سرزمین پریان نشسته بودم حالا کی کنارم بود بماند!نیشخند

شماهم گاهی خیال و رویا می بافین؟اینجا از رویاهاتون بگین!لبخند

+ l.a ; ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٩
comment نظرات ()

نمیدونم!

چون بیشتر دوستان مسافرتن یا دسترسی به نت ندارن ترجیح میدم عکسهارو بعد بذارم چون باز تا اون موقع میپره منم که پرحوصله!

الان اومدم بگم خوشحالم !خوشحالم قدری بیشتر میدونم حالا از کی و چی بماند .فقط همین!ماعادت داریم همه اش چشم به نداشته هاو ونواقصو وشکستهاو مشکلات شکلات نشده مون فکر میکنیم وهی دادو شکایت وفغان...

من اومدم بگم خیلی خوبیها و مزیتها دارم که خوشحالم  میدونم که نمیدونم!الان گرفتین دیگه نه؟لبخند

گرچه دانایی و اگاهی معمولن رنج به همراه داره ولی گاهی هم لذت میاره مثلن درجمعی نشستی دونفر دارن هی تیکه بارهم میکنن  چهره برافروخته و بیقرارشون نشون میده راحت نیستن والبته تورو هم بی نصیب نمیذارن !ولی باهمه براین با خونسردی رد میشی مکث نمیکنی اصراری هم بر به کرسی نشوندن یا مجاب کردن و یا کل کل نداری.آی حال میکنی در تله این کشمکش ها نیفتادی آی...........چشمک

برم دیگه؟باشه رفتم!

+ l.a ; ۸:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٧
comment نظرات ()

نگین سبز کویر

من واقعن فکر نمیکردم کویرهم جاذبه خاص خودشو داره .بیش از هرچیز عاشق گستره آسمون کویر شدم گویی اونجا به اسمون نزدیکتری!ابرهای زیبایی که نمیتونستم چشم ازشون بردارم.


عکسهای من به درد این بروشورهای گردشگری میخوره ولی فکر نکنین همه جاهاش اینطور بود ها!

 


+ l.a ; ۸:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٤
comment نظرات ()