پردیس

شخصی

تا بعد...

همیشه از اینکه دروبلاگی بخونم مدتی نخواهم نوشت بدم می اومد.ولی از اونجایی که روبدادهای زندگی دست خود انسان نیست و غیرقابل پیش بینی منم دچارش شدم و مدتی نخواهم نوشت .ناز نمیکنم واقعن در شرایطی نیستم بیام اینجا.بنابرین منو ببخشین و منتظر بازگشتم باشین.لبخند

+ l.a ; ۳:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢٢
comment نظرات ()

بند ر عبا س

 خلیج فقط فارس بندر فقط عبا س!نیشخند

 

صبح روز دوم رفتیم اسکله تا بریم بند  ر عبا س .سوار یک اتوبوس دریایی شدیم ولی از طبقه پایینش حال نکردیم واز اونجایی که با دوست پرتجربه من کار نشد نداره ما سه خانم رو به قسمت وی آی پی !هدایت کردن.و فقط مونده بود من برم سکانو دست بگیرم!لبخند

 این هنرپیشه اصلی فیلم سفر دریایی ماست....نیشخند

 

 

 اگه گفتین هدفم از عکس بالا چی بوده؟

عمرن اگه هدفمو از این عکس حدس بزنین !این خانم با نقاب یاهمون بُرکه به زبون محلی کنار خیابون چی میفروشه؟

خب میدونم تو این زمینه ها هوش سرشاری دارین !بنابرین جهت جریحه دار نشدن اذ هان عمو می سان سورش کردم .یا حدس بزنین یاخواستین برین از نزدیک درمعابر ببینین!نیشخند

 ____________

در همه شهرهای شمال وجنوب دیدن بازار محلها بازار ماهی فروشها برام از بازارهای لوکس جذابتره.مخصوصن که من عاشق ماهی هستم یعنی اصولن کم گوشت میخورم واگه اولین انتخابمو بپرسین گوشت ماهیه.

 

 

 اگه گفتین ماهی عکس بالا چیه که علی رغم ظاهر و جثه ظریفش خیلی هم قیمت داره؟

 این لیست غذاهای رستورانی هست که با پرسو جو بهش رسیده بودیم کنار بازار ماهی.که جد کرده بودیم فقط غذای دریایی بخوریم و به به دلتون نخواد عجب غذایی بود!واقعن خوشمره بود .اممممممم قلیه ماهی اصل جنوب!میدونم اسمشو پیدا کردین ولی به جان خودم صاحبش پسرخاله من نیست!لبخندخدارو شکر خرچنگ نداشت وگرنه دوستان میخواستن خرچنگ به خورد من بدن!نگران

 اینم قایق برگشت که روباز بود و امواج نقره فام دریا چشمو خیره میکرد.......

 اول بار بود بند ر ع باس میرفتم ولی واقعن درهمون نگاه اول خارج از تضورم بود !کاملن معلوم بود مثل خیلی جاها مورد بی لطفی مسئولان بوده.........

پ.ن.مدیونین فکر کنین سفرقندهار رفتم!نیشخند

+ l.a ; ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٧
comment نظرات ()

جزا یر نا ز

 

 

جزا یر نا ز خیلی ناز نازی هستن!هی ناز میکنن گاهی میرن زیرآب گاهی میان برای دلربایی روی آب!

جزایر ی که باجذرومد دریا ظاهر وناپدید میشن و ارزوی قدم زدن در وسط دریا رو براورده میکنن!اگه دراین قدم زدن دورتونو آب گرفت نترسین !موقته.دوباره خشکی پدیدار میشه.دراونجا زیرپامون خرچنگها و صدفها و توتیای دریایی دیدیم .توتیا نقش تمیزکردن آب دریارو داره!

یک اتفاق خنده دارهم افتاد:

چون زمینش خیلی لیز بود باید مواظب میبودیم.داشتم قدم میزدم که دیدم یکی ازدوستام پشت سرم به دوزانو خورد زمین!حالادرحالی که مشغول صحبت با شخص رودرواسی داری بود که سالی یک بار ممکنه زنگ بزنه!خلاصه یهو درحین صحبت بهش گفت :آخ !خدافظ!!!!!!!!!!!!!!خنده

درعکس بالا دوستان اصرار داشتن از پنجه خرچنگه عکس بگیرم!!!!!!

 

عکس پایین ازنت هست .فقط خواستم عمق ماجرارو بدونین که ملت میتونن 4پشته با موتور وسط دریا گاز بدن!یک همچین جزیره ای هست این قشم!نیشخند

+ l.a ; ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٧
comment نظرات ()

در ه ستا رگان

 

حکایتی هست که اهالی میگن زمانی ستاره ای در اینجا افتاده!و معتقدن شب اومدن به اینجا زیاد خوب نیست ممکنه محل گردهمایی ارواح گذشتگان باشه !مارو بگو تصورمون از دره ستا رگان این بود که شب ببرن ستاره نشونمون بدن!نیشخند

 

 

دنباله شهاب سنگو میبنین تو اسمون؟نیشخند

این ستاره هم که معرف حضورتون هست!لبخند

پ.ن.یادم باشه قبل ازاپلود عکس یک رد بولی ویتامینی بخورم !کلی انرژی و وقت میبره:کوچیک کردن سایز ...خاموش شدن کامپیوتر....قطعی نت...سرعتش....آخ

+ l.a ; ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٦
comment نظرات ()

گونه های گیاهی ق ش م

 

 

 

 

این درخت اخری خیلی زیبا بود!

 

 

 

 

 

یک ایده بسیار جالب:ازهم یادبگیریم!

 

کارمندان محترم اینم حتمن بخونین!

 

پ.ن.فقط یک قسمت این سفر برام خیلی قشنگ و پرجاذبه بود !صبور باشین!

+ l.a ; ٢:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٥
comment نظرات ()

جنگل ح را

اینها همون درختان خاص هستن

 غروب همه جا زیباست

 این عکسو که خط افق نا پیداست خیلی دوست دارم !

 این عکس زوم شده اونم با قایقی متلاطم !

پرواز را به خاطر بسپار........

+ l.a ; ٩:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٥
comment نظرات ()

گشت

بعداز صبحانه که خیلی هم معمولی بود گشت مارو برد بازار درگهان.درطول مسیر پیرمرد اهنگ بندری باحالی گذاشت وخودشم پشت فرمون میرقصید.بازارهاهیچی نداشت!یعنی الان فاتحه گردشگری قشمو خوندم؟خب چکارکنم هیچی نداشت !جنسهای درجه سه وچهار چینی مارکهای نااشنای لوازم برقی ....خلاصه الان ازم بپرسی چی خریدم واقعن جز دوتا بلوز و شلوار خونه هیچی یادم نیست.

عصر گشت نداشتیم که دوستم گشت فردارو با چندتا تلفن و پیگیری به عصر همون روز منتقل کرد تا بتونیم روز بعدش خودمون بریم بند ر عبا س.

عصر غارخوربس رفتیم وبا قایق به جنگل حرا که درختهاش جالب بود چون اب شورو خودشون تصفیه و شیرین میکردنو سواحلش پر مرغ دریایی ..به زحمت در قایق عکس گرفتم ازشون.

شب هم همونجا پسری بندری قشنگی رقصید  که جالب بود و بهش پول میدادن.و در غرفه هایی صدف های دریایی میفروختن

 

پ.ن.بهتره  سایز عکسهارو بزرگ کنین.

 

 

 

+ l.a ; ٤:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٤
comment نظرات ()

ق ش م

من چندین بار کیش رفتم ولی ق شم رو ندیده بودم .ق شم گرچه بزرگ و شایدده برابر کیشه ولی متاسفانه با داشتن پتانسیل گردشگری زیاد محروم و متروک باقی مونده !

بذارین حرف اخرو اول بزنم برای من همین یک بار سفر ق شم بس بود!گرچه باهمراهی دو دوست همدل خوش گذشت ولی دیدن این عقب موندگی جزیره زیبا ناراحتم میکرد.

 

حدود یکساعت وسه ربع پروازمون بود و یک پیرمردی با ون اومد دنبالمون که حکایتی بود!اگه تو جواب سوالتو گرفتی ماهم از او جواب گرفتیم !بعدشم شروع کرد به زمزمه شعر ،نوحه،اواز محلی!شانس ما بقیه همسفرها حاج خانم حاج اقا بودن جرات نداشتیم بگیم اقا هنوز تا م ح رم خیلی مونده!اهنگی چیزی بذار !خلاصه همینطور دندون به جیگر فیض بردیم.گمونم اندازه یک پرواز دیگه تاهتل راه بود !یکساعت شایدم بیشتر طول کشید حالا کجا ؟وسط بربیابون !دریغ از نور!من که میخواستم همونجا بگم اقا پیاده نمیشم!مارو برگردون فرودگاه×!نیشخند

خلاصه رسیدیم ه ت ل ما ری نا که گفته بودن بازسازی شده و جزو هتلهای خوبه.چشمتون روز خوب ببینه !نما که منو یاد دبیرستان انداخت!هی میگم بابا بازنشست شدم هی منو دم مدرسه پیاده میکنن!نیشخنداتاق هم خیلی معمولی .مارو میگی:خنثیابرونگران

اینقد خسته بودیم که نای بازار نداشتیم ترجیح دادیم بخوابیم.صبح کله سحر ساعت 5تاکسی گرفتیم رفتیم ساحل زیتون طلوع خورشیدو ببینیم.

 

کفشها رو کندیم و دقایقی در ماسه ها قدم زدیم .این دوتا دوست  یوگی من هم دائم با آرک پاشون درگیربودن!چشمک

 

این عکسو توصیه میکنم بزرگ کنین تا متوجه بشین سرصبح صحنه های جالبی میشه شکار کرد!زباندقت نکردم ببینم چند نفر زیر پتوهستن .درضمن اون سبزه دهانش هم باز مونده بود طفلکی.

 

ساعت 7.30 که بگشتیم راننده تاکسی پرسید شما صبح کی زدین بیرون که الان دارین برمیگردین؟لبخند

 

 

پ.ن.هم کامپیوترم قاتی کرده هم وقتم اینروزا کمه .ولی بازهم میام وبه تدریج عکس میذارم.تمام عکسهارو خودم گرفتم واین سفر سه روزه رو به اندازه 30 روز براتون توضیح میدم!لبخند

+ l.a ; ۳:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱۳
comment نظرات ()

باید بروم.......

 

باید امشب بروم

من که از بازترین پنجره ها بامردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی از جنس زمان نشنیدم

هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود...

باید امشب بروم

باید امشب چمدانی را

که به اندازه تنهایی من جادارد بردارم

یک نفر باز صدا زد.................

_____________________________________-

چندروزی میرم مسافرت .خدانگهدار!

+ l.a ; ٧:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٧
comment نظرات ()

سرگشته

 

نمیدانم دلم دیوانه‌ی کیست   کجا آواره و در خانه‌ی کیست
نمیدونم دل سر گشته‌ی مو  

اسیر نرگس مستانه‌ی کیست

 

پ.ن.موسیقی ترکی بهارجون رو دوست داشتم

+ l.a ; ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٧
comment نظرات ()

آن سوی چهره ها

 

 

 

ان سوی چهره ها!

 

 

رفتار همسرتون امروز عوض شده؟دارین میرین مهمونی در چهار راه اول شادو سرحاله ولی در چهار راه بعدی عصبی؟

دخترت بی حوصله ست؟دوستت مثل همیشه خندان نیست؟

این همسایه خوب اون یکی بده؟

__________

اول میخواستم من هم اینجا درباره اش بنویسم ولی دیدم بهتره در وبلاگ آشنا دنبال بشه.

از همه دوستانم میخوام در این بحث شیرین شرکت کنن .

+ l.a ; ٢:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٦
comment نظرات ()

ترفند!

 

-دلم گرفته!

-بیا یک کار هنری انجام بده!اتاقتو تزیینات رنگی کن!

-نمیخوام !حوصله ندارم!

ومن میدونم چشه!

-پاشو سریع لباس بپوش بریم.

-کجا؟

-ارایشگاه!قدموهاتوکمی کوتاه کنه (موهاش لخت تا کمرشه).چتریهاتوهم پیتاژ کنه.

________________

داره جلوی اینه اواز میخونه بشکن میزنه و مدام لباس عوض میکنه !

دارم به ترفندهای یک مادر فکر میکنم!چشمک

+ l.a ; ۸:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٥
comment نظرات ()

زیبایی ها

 

توخانه میبینی و من خانه خدا میبینم!

خدایا این موهبتو به من بده که فقط زیبایی ببینم وبس!

+ l.a ; ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٤
comment نظرات ()

پارادوکس

 

نمیدونم شماهم به این پارادوکس زندگی رسیدین که گاهی هرچه رهاکنی و دورتربشی بهتر وبیشتربدست میاری؟

+ l.a ; ۸:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٤
comment نظرات ()

عبور

نمیدونستم تا این حد ادم وابسته ای هستم .ادعام گوش عالمو کر کرده ولی مستقل نیستم فکر میکردم مستقلم .از دست دادن برخی روابط خیلی اذیتم میکنه منو ساقط میکنه که هیچ خوب نیست.

تاحالا تنها سفرنرفتم.مسیرهای دور رانندگی نمیکنم .اما باید یاد بگیرم ادم ها همیشه دورم نمیمونن .به چشم برهم زدنی ممکنه از کنارت برن و تورو مات و مبهوت بذارن.

اما اگه کسی بگه خب یااین اوصاف کسی رو دوست نداشته باش و وابسته نشو باید بگم به خدا نمیتونم.............

 

من ترک عشق وشاهد وساغر نمیکنم

صدبار توبه کردم و دیگر نمی کنم

باغ بهشت و سایه طوبی و قصرحور

باخاک کوی دوست برابر نمیکنم

+ l.a ; ٩:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۳
comment نظرات ()

تفاوت سن

***

از تفاوت سن من و پسرم همین بس که وقتی کنارش توی ماشین میشینم موزیکش مثل آرشه کشیدن روی تارهای اعصابمه!

+ l.a ; ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۳
comment نظرات ()