پردیس

شخصی

نازنازان

 اسپیکرهاروشنخیال باطل

خب من بهترم .با یک خبر خوب اومدم و اون اینکه بانوی محترمه مکرمه گلدون ناز ما با صبوری موفق شد دوتا بچه شو باز کنه (چی بگم خب؟)و گلدون ناز ما الان سه مهمون نازتر داره و یک کارت تبریک به خودم که سرانجام بعدازمدتها موجود زنده ای تونست حوالی خونه مازنده بمونه و پرورش پیدا کنه !اخه همسر به دختر گفت بوداز ترس مامانت طرف سقط کرده رفته!نیشخند

جالبه روزهای اول هم در تراسو باز میکردم میپرید این اواخر همچین عادت کرده بود که تک تک گلدونارو اب میدادم لباس پهن میکردم برمیداشتم از جاش تکون نمیخورد !بغل

 

 

_______________-

خب حالا حدس بزنین این کیه؟

 

 

پ.ن.اینو دیدم خجالت کشیدم!دوستان خوبی که کم بهتون سرمیزنم منو ببخشین .بزرگوارینلبخند

 

+ l.a ; ٩:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۳٠
comment نظرات ()

روز جهانی لیلا!

خیال باطل

 

بارها گفته ام و بار دگر میگویم که من دلشده این ره نه به خود میپویم.........

بارها گفتم که خداوند شانس و نعمت داشتن دوستان گل و منحصر به فردی رو به من داده یعنی بی اغراق و با کمال اطمینان میگم دوستانم از بهترین انسانهای این عالمند.....

خوش کرد یاوری فلکت روز داوری

تاشکر چون کنی و چه شکرانه اوری.......

واقعن تو حس نوشتن نبودم ولی اقدام یک دوست اول صبح حالمو عوض کرد:

صبح کسی در زد گفت بیاین دم در یک بسته تحویل بگیرین .همسرم رفت پایین و با یک ساک که توش یک دوربین سونی و شارژرش بود برگشت!!!!!!

قیافه من دیدنی بود زودی عینکمو زدم یادداشتو بخونم که این بود:

 

شک به دو دوست:اولی اونی که همیشه باهمیم و دیروز هم منو دائم درحال عکس گرفتن با گوشی دیدو ازم خواست دوربین الیمپوسشو موقت بیارم استفاده کنم و من قبول نکردم دومی دوستی که از گم شدن دوربینم خبرداره و شغلش بی ارتباط با دوربین نیست!

خب این سونیه درضمن دست خط خودش نیست :اها مال دختراشه و خط یکی از اونها.

بلافاصله زنگ زدم :امان از تو امان ازتو!

باتعجب:چطور مگه؟

_خودتو به اون راه نزن!

-نه من نبودم !!!!

-کی بوده؟اهااااااا نوررررررررری!

-افرین به این کارقشنگش !از قول من بگو پیشی گرفتی خیلی کارت قشنگ بود .لبخند

مرسی نوری جونم ممنونم عزیزم که به اندازه دوستهای قدیمی من در دلم جا داری.نه برای اینکارت بلکه برای خودت .بغلخجالت

-------------------

خواهرم زنگ زد:میخوام اون آینه میناکاری صنایع دستیمو که ازش خوشت میاد بدم به تو!!!!!تعجبخجالت

______________

دوست اولی زنگ زد:فردا که میری خونه فلانی (نزدیک خونه شون)یک زحمت بکش بیا برای ر...(دخترم)روغن شترمرغ خریدم ببر!

(دیروز گفته بودم برای اثار جوش و......چه راهکاری داره که گفت عجیب موثره و اثربخیه جراحی رو هم ازبین میبره چه برسه به جوش پوست.)

_____________________

خدایا ازت به خاطر داشتن همچین دوستانی متشکرم .گرچه من هنوز منتظریک خبر خوش و قشنگ دیگه هم هستم !البته این خبر از این دست نیست .خبر بهبود بیماری یک دوسته.خیال باطل

 

+ l.a ; ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٢٩
comment نظرات ()

عذرخواهم!

موضوعات زیادی برای نوشتن دارم مثل موضوع همین امروز ولی دست و دلم به نوشتن نمیره !شاید هم همین فردا بنویسم ولی نمیدونم برخلاف همیشه که از نوشتنم دراینجا لذت میبرم الان لذتی درکارنیست .حسو حالش که بیاد حتمن مینویسم ولی الان..........نمیتونم!

----------------

کتاب

+ l.a ; ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٢۸
comment نظرات ()

نقا شیها

نقاشی بالا کار دخترمه که باتوجه به چیدمان بنفش اتاق دوستش براش هدیه برد.اینها هم کارهای اولیه خودمه که دوتاشو دادم خواهرم .

اون لا  له رو کنار دیوار پذیراییش که سراسر پوستر لا  له ست بذاره!

 

 

 

 

 

پ.ن.دلم براش خیلی خیلی تنگ شده!خیال باطل

+ l.a ; ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٢٧
comment نظرات ()

کارو زندگی

خب حتمن میخواهین ادامه ماجرا رو بدونین که به خاک سیاه نشستم یانه؟خب اگه نشسته بودم اینجا چکار میکردم !

صبح روز بعد در حالی که شب رو با بیشتراز بیست غلت گذرونده بودم و چشمانی کم خواب کله سحر!رفتم بانک و جالب بود هنوز خبری نشده بود !طرفم یک شرکت دولتی بود که هرچه بگندد نمکش و .......

القصه  همه بسیج کار من بودن چون تا تامین شد دیدم باجه اونوری اعلام کرد :اومد بزن!و موفق شدم پولمو بگیرم و در بانک دیگه ای گذاشتم و رفتم دنبال زندگیم یعنی قابسازی و 6تا ابرنگمو قاب کردم!به تجربه ثابت شده نقاشی رو ببرین همونجا بمونین با نظارت خودتون انجام بدین بهتره .عیبو ایراد رنگشو هم همونجا برطرف کرد ولی مجبور شدم همونطور خیس بردارم بذارم ماشین چون وقت نداشتم .

بعدهم رفتم دخترمو برداشتم رفتیم پارک و آی عکس بگیر ....نگفته بودم دوربینمو گم کردم همون شب افطاری خیریه خیراتم کامل شد!البته اونجا نه جلو خونه چون دستم پراز غذا بود تو گویی گنج پیدا کرده بودم !ولی عیب نداره لابد به مستحقی رسیده.

من کم گم میکنم پیش میاد دیگه نه؟وقتی شنیدم لپ تاپ دوستمو که 4.5 میلیون قیمت داشته از صندوق عقب ماشینش زدن خودمو دلداری دادم!

خلاصه اینروزا با گوشی عکس میگیرم.وجاتون خالی وسط پارک هم چشمم به یک باغچه گل اهار افتاد پراز پروانه های رنگی وای وای خدا!

دخترم به کارهای من ماتش زده بود !چپ و راست عکس و پروانه ها همچین نزدیک بودن که میشد گرفتشون!

 

 

پ.ن:فریده کجایی؟امروز

حسابی دلم برات تنگ شد!

 

 

+ l.a ; ٧:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٢٦
comment نظرات ()

روزانه

 

اگه یادمون باشه که حالات و عواطف و احساسمون پایدار نمیمونه و عوض میشه دیگه برای چیزهای الکی ناراحت و نگرون نمیشیم .مثل همین چندروز پیش که کارهام عقب مونده بود و من داشتم از غصه دق میکردم .و بدتر اینکه دوروز متوالی در بانک بیتوته کرده بودم و ملتو محک میزدم و مثل سپندی براتش بودم که سریعتر کارم انجام بشه .بانک و مطب دکترو مهمونی از جا هاییست که مجبورم میکنه یک جا بشینم و صدامم درنیاد و انتظار بکشم و البته خودبخوداز جاهایی که قضاوتهای ظاهری و سطحی ملت در ذهنت پشتک وارو میزنه!

میون افرادی که در رفت وامدبودن هرکی سرو وضع خودشو داشت .از کارگر گرفته تا جوون فوکولی!و اقای میان سالی هم بود که با موهای سفید خیلی قابل توجه تر از جوونهابود چون خیلی شیک لباس پوشیده بود!یعنی نقص نداشت از بلوز شلوار گرفته تا کفش........

و باز حواسم رفت روی زن و شوهری مسن که باخودم گفتم بیا حدس بزن این اقا خوش اخلاقه یا بداخلاق!که طولی نکشید با اولین برخورد با خانمش جوابمو گرفتم!

البته ادامه حرکات که نیم ساعت شاهدش بودم اثباتش میکرد .چنان آمرانه و بداخلاقو عصبی با زن بیچاره  برخورد میکرد که بیا ببین .ضرب گرفتنش روی پیشخون ...حالات صورتش ...هرزگاهی هم به زن امر میکرد بیاد دم باجه امضا کنه باز بشینه .به جان خودم فضول نیستم !اقاهه یک تیک هم داشت گاهی زبونشو بی اختیار در میاورد .و باز رفتم به این فکر که شغلش چی بوده؟تمبر میچسبونده ؟دفتر ورق میزده؟دفتر املاک؟

نه اشتباه نکنین !از اونهایی نیستم بشینم خیره بشم به افراد ولی خب متوجه میشه ادم دیگه.

و الان بگم جان من نیاین بگین شاید خانمه ندونم کاری داشته !و.......الان بگم و تاکید کنم که قضاوتم سطحی بود میدونم ولی برخوردها خیلی مهمه .دوربینهای مخفی هم که همیشه هستن.!

بعدش این روز پر استرسم منتهی به شوک هم شد!چون کار انجام نشد و خانم باجه3 دلش برام سوخت و مدارکمو گرفتو گفت به محض اینکه حساب پر بشه برام برداشت میکنه و......

منم با دل خجسته اومدم خونه و تاهمسرو درجریان گذاشتم واویلا!!!!!

-تو مدارکتو دادی دست اون اومدی؟چکار کردی؟اگه بذاره بره؟(روم نمیشه اون اصطلاحو راجع به کارمندهای شریف بانک اونم از نوع کار راه اندازش  بگم).اگه بانک اتیش بگیره؟اگه پای طرف بشکنه بره تو گچ؟!!!!!!اگه همین فردا اخراجش کنن؟!!!!

منو میگی ؟روزم کامل شد!

ادامه مطلب نه ولی ادامه داره..........

 

 

+ l.a ; ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٢٤
comment نظرات ()

خلاقیت با چینی شکسته!

خیال باطلاسپیکر!

 

اگه بتونم فقط یک خط یک کتابو اجرا و به مرحله عمل دربیارم به خودم کارت افرین میدم .مگه نه اینه که میخونیم تا عمل کنیم ؟خب پس بذار والد نکوهش گر درونم بگه :اول مطلب کتابو  تموم کن بعد برو موضوع دیگه تو وبت بنویس!

درجوابش کودک جسور درونم میگه:بس کن باباجان !یا مامان جان!الان میخوام بازی و شیطنت کنم !

..................................

ظروف چینی تون قوری ،بشقاب ،کاسه کوزه شکست؟

آخی!

اشکال نداره از تیکه های شکسته یک اثرهنری درست کنین!

 

 

 

 

 

پ.ن.واژه ها احساس مارا دگرگون میکنند!

 

پ/ن.از خواننده های جدید از راستین خوشم میاد .از اونایی نیست که خودش بگه خودش بسازه خودش بخونه!کارنامه درخشانی داره:سرافراز.........جنتی عطایی!چشمک

+ l.a ; ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٢٢
comment نظرات ()

 

+ l.a ; ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٢٢
comment نظرات ()

شفای کو دک درو ن2

 

ممکن است خاطره های محرومیت همچنان در گوشه کنار ذهن بجا مانده باشد.بخش بالغ وجود میکوشد به هر بهایی که شده از فقر بگریزد و بااین عمل بازهم کودک درون تنها بجا میماند .در زندگی شخص" معتاد به کار"جایی برای کودک درون باقی نمیماند  .

اضطراب ریشه دار برای بقا میتواندبه دلیل والدینی باشدکه دوران رکود اقتصادی را طی کرده اند و هیچگاه ذهنن بران غلبه نکرده اند .فرقی نمیکند که بازماندگان رکود اقتصادی بعدن تا چه اندازه متمول شده اند زیرا تصور از دست دادن ناگهانی همه چیز به صورت هراسی خاموش همچنان در بعضی از انها به قوت خود باقی میماند و بدبختانه این هراس خاموش را به نسلهای بعدی خود نیز منتقل میکند!

خشم مدفون شده اغلب در جسم انسان مخفی میشود :به صورت سردرد ،فشارخون،ناراحتی قلبی،سرطان،یا سایر نارسایی ها که با خشم سرکوفته همراه است .

به جای حفظ خشم در چهره تان به سیمای شیارها همان بهتر که احساسهایتان را درهنر بیان وعیان کنید که لذت بخش نیز هست.

کسانی که خودرا والد نکوهش گر درونشان همسان میپنداشتند افرادی بسیار خویشتن دار بودند که هیچگاه عواطف خودرا خواه مثبت خوا منفی بروز نمیدادند.درباره فرزندشان انتظارهای بسیار بالا و غیر واقع بینانه داشتند.و انهارا هزگر برای کاری که خوب انجام داده بودند مورد تحسین و تشویق قرار نمیدادند.برای این والدین هیچگاه هیچ چیزی به اندازه کافی خوب نبود .کمال گرا بودند.وتحت هیچ شرایطی حاضر نبودند اعتراف کنند که دراعماق وجودشان موجودی خودخواه کمین کرده است .حتا بسیاری از انها میگفتند :پس از اینهمه ایثار که درحق بچه کردیم چطور توانست به این شیوه رفتار کند!

حتمن از نظر مادی نیز بسیار زیاد به بچه هایشان بخشیده بود ند اگرچه از نظر عاطفی بچه شان داشت از گرسنگی هلاک میشد!وبه همین دلیل سرانجام بخش خودخواه نفی شده درون والدین خودرا نمایان میساخت .زیرا تنها از این راه میتوانست توجه مورد نیازش را به دست اورد!

 

 

ادامه دارد........

+ l.a ; ۱:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٢٢
comment نظرات ()

شفا ی کود ک درون

 

برای اینکه کاملن انسان باشیم کودک درون باید پذیرفته و نمایان شود.

کودک درون کانون هستی ماست زیرا ضمیر حسی و احساس کننده ماست .برایمان ذوق و شوق و انرژی می اورد .هیچ یک از ما به عنوان فردی بالغ نمیتواند بدون زنده کردن و درنتیجه شفا بخشیدن کودک درون خویش در زندگی خوشبخت و کامل باشد.

از طریق نقاشی و نگارش و هنرهای خلاق و بازی ندای کودکی راکه در درونتان سکنا دارد خواهید شنید.نیازها و ارزوهایش را کشف خواهید کرد.

پی بردم که کودکان  به رغم تعلق به هر نژاد یا هرناحیه یا داشتن هرنوع ظاهر و قیافه در یکی ویزگی مشترکند:و ان زبان هنر است!

نزد کسانی که نسبت به شما اکنده از داوری اند و میکوشند احساسها و اندیشه ها یا رفتارتان را کنترل کنند حرف دلتان را نزنید!

یکی از راه هایی که کودک اسیب پذیر درون خودش را از ان طریق نمایان میسازد خستگی و دردو بیماریست.درچنین مواردی نیاز به محبت داریم همان گونه که کودکی بیمار به پرستاری و مراقبت نرم و ملایم نیاز دارد .

کودک اسیب پذیر درون اغلب اوقات خودرا از طریق ابراز غم و اندوه یا ترس نشان میدهد .اشک و ناله نیز گواه برحضور اوست.

وقتی فردی بالغ شوروشوق زیستن را احساس نمیکند قطعن نشانه محبوس شدن کودک درون است .منظور این نیست که تمام مدت باید شادو خوشحال باشیم .ولی کودک درون باید بتواند احساسهایش را هرچه که باشند احساس کند .ربودن احساسهای کودک درون به معنای ربودن زندگی و شادمانی اوست.

احساسها از انرژی ویژه ای سرشارند.شاید نگذاریم از احساسهای راستین خودمان اگاه شویم.اما انرژی عاطفی انها که از بین نمیروند .در لایه های زیرین پنهان میمانند.و شاید به صورت درد جسمانی و حالات منفی و رفتارهای وسواس امیز و افراطی یا انواع و اقسام اعتیادها یا مشکلات عاطفی و ذهنی و حتا بیماری روانی نمایان شوند!

 

              بخشهای برگزیده از کتاب "شفا ی کو دک  درون نوشته دکتر لوسیا کاپاچیونه"

 

ادامه دارد..........

+ l.a ; ٤:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٢۱
comment نظرات ()

روزانه

***

 

باز یک لیست جلوی رومه.کارهای عقب مونده :بانک....خرید برای پسرم....پیداکردن نقاش بدقول برای رنگ زدن یک ستون....ثبت نام ترم جدیدکلاس نقاشی خودم و دخترم....هدیه برای یک دوست....ترم جدید پیلاتس برم یا نرم؟مواد فریزری...

اما اما تمام اینها یک طرف مشغله فکری یک طرف دیگه!

ادم حاضره کلی کار انجام بده ولی ذهنش ازاد و اروم باشه .یک چیزی اونجا گره نخورده باشه...........

 

پ.ن.لینکهای کناری یا نیستن یا کمرنگ هستن .نت من سوت و کورهخیال باطل

+ l.a ; ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٢٠
comment نظرات ()

مبارک!

 

عید همه تون مبارک!

 

 

 

+ l.a ; ۸:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱۸
comment نظرات ()

زندگی

 

 

_____________________________________

 

بارها گفتم برای من پیداکردن وبلاگهای شخصی ملیتهای مختلف مثل پیدا کردن صندوقچه ای از گنج میمونه زیبا و پر رمز وراز!

وبلاگهای بلژیکی فنلاندی با رنگ سفید وسرد عربی ........هندی با اون رنگهای تندو تیز و جیغ !

 

چقد زیبایی و شوق نشاط در این وبلاگها موج میزنه!

زندگی !زندگی!زندگی!

 

پیش بسوی مهمونی مجازی خونه مژگان

 

+ l.a ; ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱٥
comment نظرات ()

تا اینکه...........

 

 

شاید تا قبل ازاین فکر میکردم برای بکارگیری و پرداختن به یک موضوع حتمن باید جامع و کامل بررسیش کنم و یا درحوزه مطالب اجتماعی یا روانشناسی حتمن باید علمشو بدونم تا چیزی بگم و یا در زندگی روزمره شخصی خودم بکار ببرم ولی مدتهاست این الگو رو شکستم یعنی موردی برخورد میکنم چون شاید عمرم کفاف مشرف شدن (مستر)برموضوعو نده و ناکام از دنیا برم!

بذارین بازتر بگم:

مثلن از کتاب"تحلیل متقابل"برن مثالهارو در نظر میگیرم و باخودم وشما گاهی درمیون میذارم:

اریک برن میگه برای تمام ملیتها با هر سن ،جنس ،فرهنگ فقط 6نوع روند پیش نویس زندگی وجود داره.

همه رو نام نمیبرم که هم خودم هم شما رو گیج نکنم!

یکی از اونها"تا اینکه"هست.

اگه برطبق  این الگو پیش نویس زندگی مونو قرار بدیم شعارامون در زندگی اینه:

-"من تا این کارو تموم نکنم نمیتونم تفریح کنم"

-زندگی از 40 سالگی شروع میشه.

-هرورقت بازنشست بشم میتونم مسافرت برم.

چندنفرازما چنین الگویی داریم و روزانه در انواع جملات بیانش میکنیم ؟باکمی دقت در گفتارمون ممکنه چنین الگویی رو توش پیدا کنیم .

و درصورت ناراضی بودن میتونیم اونو بشکنیم:

مثلن وسط کار تفریح کنیم !

لطفن بیاین و جملاتی که با این مضمون روزانه بکار میبرین بگین .هم مجموعه جالبی میشه هم با تمرکز بر اونها میتونیم حواسمونو جمع تر کنیم نه؟

+ l.a ; ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱٥
comment نظرات ()

روز دوستی

 

یکی از توصیفهای من از دوست:کسی که وقتی نیست حس کنی چیزی گم کردی و کلافه ای!

 

میگن در تقویم دنیا یکی از این روزها روز دوستیه.

چقد دلم میخواد (در حد یک ارزو )که با دوستان مجازی یک جا دیدار داشته باشم.بدجور کنجکاوم و مشتاق!

تصور شمایی که منو ندیدی ازمن چیه؟

+ l.a ; ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱٥
comment نظرات ()

افطاری

امشب یک افطاری خیریه دعوت بودیم .افرادی غذاهای خونگی تهیه کرده بودن و در یک باغ بزرگ پذیرای حدود 1000نفر خانم بودن.

مبلغی ورودی داشت و سود ناشی از فروش خوراکیها هم خرج امور خیریه میشد.عکسها باگوشی و جای کم نوره .خیلی شلوغ بود و استقبال کم نظیر........

 

 

 

انواع غذا از اش گرفته تا غذاهای فانتزی و فست فودی بود و انواع میوه و دسر و کیک و شیرینی و شربت ..........

+ l.a ; ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱٤
comment نظرات ()

تولدی دیگر!

 

 

یک اتفاق شیرین توی گلدون گلهای ناز افتاده!

مدتها بودصبحها صدای نجواشونو میشنیدم .کنار تراس ما می نشستن.

چندروز پیش که در تراسو باز کردم که گلهارو آب بدم یکیشون پر زد و رفت و شبش دخترم گفت که یک تخم کوچیک تو گلدونه!

همسر گفت حتمن طرف میخواسته با سرحوصله بیاد وضع حمل کنه از ترس مامانت که سابقه قمری پرونی* داره!سقط کرده رفته!نیشخند

 

دوسه روزه میبینم زیر تیغ افتاب روش نشسته بی هیچ ادعا عاشقانه و صبور!

به فال نیک میگیرم .فقط فکر کنم بین خشک نشدن گلها و تولد نوزاد یکیشو باید انتخاب کنیم !چون نمیشه گلهارو آب داد.

بگو جا قحط بود!نیشخند

*.چند سال پیش که صبح زود میرفتم مدرسه یک روز صبح زود یک قمری اومد نشست لب پنجره خواب ما که کنار تختم بود.هی خوند هی خوند !منم 20 دقیقه وقت داشتم بخوابم.همچین زدم پنجره که از وحشت پرید چندتا چرخ تو هوا زد رفت!جالب اینکه همسر همونطور چشم بسته گفت:چکارش داشتی تازه رفته بودم توحال!!!!!!!نیشخند

+ l.a ; ٤:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱۳
comment نظرات ()

تغییر

 

before

after

 

 

البته هنوز تا استاندارد های من فاصله داره .ازجمله تابلو های آبرنگ و رنگ وروغن خودم

و..........

مهم

پ.ن.مدتهاست میخوام بگم بیایم از مصرف بی رویه پلاستیکها جلوگیری کنیم و خودما کمتر از نایلون و پلاستیک استفاده کنیم .بارها به فروشنده که خواسته هر جنسو توی یک پلاستیک جدا برام بذاره گفتم نمیخوام .ومیخوام یک ساک پارچه ای همیشه همرام باشه برای خرید............

ازخودمون شروع کنیم .با یک گل بهار میشه شک نکنیم!چشمک

 

پ.ن .یک دوست خاموش ازم خواسته عکس الویه شکل کادو رو دوباره بذارم .

+ l.a ; ٩:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱٢
comment نظرات ()

عکس

خب ما برای دل سوزوندن اومدیم !نیشخندجمعه هم بازیم!

 

کتلت عشقولانه

 

دلمه برگ

دسر اماده کسترد با بیسکویت و میوه

 

 

کوکوی سیب زمینی

+ l.a ; ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱۱
comment نظرات ()

مقدمات شیرین!

 

برای من تهیه و خرید لوازم و ابزار هنر لذتی وصف نشدنی داره.اینکه توی سایتهای خارجی هنری رو یاد بگیرم و و بگردم ببینم چطور میتونم اجراش کنم .مثلن برای میکسد مدیا که روزی مفصل راجع بهش خواهم گفت دنبال استنسیل و یاهمون شابلون های مختلف باشم و تازه بفهمم چاپ برشی کامپیوتری هم هست و راسته کارمن و یا عکسهای دلخواهمو (من برای نقاشی خوشم نمیاد نقاشی یکی دیگه رو کپی کنم ولی مربیهام گفتن اول باید کپی کنی تا به عکس برسی.من از اول میخوام عکس نقاشی کنم و کارم اوریجینال باشه ولی ناچارم گاهی به حرفشون کنم)در فایلی به نام "هنر"ذخیره کنم .آی حال میده!و باز در همین مسیر پیگیری مشتاقانه بفهمم که چاپی به نام گلاسه وجود داره که میتونه عکسامو مثل کارت پستال بده دستم!

حالا گاهی این کنکاش و جستجوی ابزار و مواد کمی خنده دار هم میشه :مثلن رفتم مغازه ابزار فروشی میگم بیست سانت از این تور (فنس)میخوام!و کلی از دیدن چهره متعجب فروشنده حال میکنم و تودلم خنده ام میگیره!ویا خونه قدیمیترها دنبال تورهای پلاستیک فیله که سابق رو تاقچه ها و سینی ها پهن میشد میگردم!ویا به  مواد بازیافت روزنامه و مجلات و طلق شکلاتها و..به چشم گنج قیمتی نگاه میکنم چشمک

خلاصه گاهی تهیه مقدمات کار برام به قشنگی خود هنره!

 

+ l.a ; ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱٠
comment نظرات ()

عکس

طاق ابروی تو محراب است و چشمت می فروش

آنکه راه مسجد و میخانه میداند منم..........

ان که از دل راه ان کاشانه میداند منم................

---------------------------------------

چطور کسی نیومد بگه :به به عجب اهنگی؟ابرو

 

پلو یونانی دستپخت دوستم

 

دلمه بادمجون دست پخت مادرم

اش رشته روونه خونه همسایه ها دست پخت خودم(واحد خالی نداریم !نیشخند)

+ l.a ; ٥:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٧
comment نظرات ()

واژه ها


 

با اکسپلورر و اسپیکر روشن بیاین و از این ترانه زیبا لذت ببرینخیال باطل

---------------------------------------------

سرم داره میترکه!

میرم یک لقمه نون رو از زیر سنگ دربیارم!

همیشه کار دارم!

بدشانسم!

حوصله ندارم!خجالت

از این زندگی بیزارم!

هرروز با سردرد پامیشم!

روزانه چندبار این جمله هارو به خورد مغزمون میدیم؟

چه نظری درمورد کابرد واژه ها دارین؟

+ l.a ; ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٧
comment نظرات ()

عکس

 ***

 

پیشترها گفته بودم من روی لینکهایی که میذارم وسواس به خرج میدم .یعنی چون خودم از اینکه وبی سربزنم و سراغ لینکهاش برم مثلن ببینم از سال 88 اپ نکرده حالم گرفته میشه.برای همین هم تعداد لینکهام محدوده ولی متاسفانه میبنیم همین ها هم سایه شون سنگین شده و دیر به روز میشن که واقعن دلم میگیره .من که گویی از واجبات موکده که مدام وبمو به روز نگه دارم و مسئولیت بقیه رو هم بر گردن خودم میبینملبخندولی از شوخی گذشته معتقدم وبلاگ حیاط خلوت خوبی برای همه ماست ..اینکه گاهی بعضی دوستان پیش میاد سکوت میکنن طبیعیه برای خودمنم بارها پیش اومده ولی به نظر من باهمه گرفتاری و مشکلات و غمی که داریم بیایم اینجا درفضای  مجازی دمی فراموشش کنیم.

شیشه غم گرنکوبیش به سنگ

هفت رنگش میشود هفتاد رنگ...........

--------------------------------------------------

خب اینم چند عکس از کدبانو بودن سالهای گذشته من .الان که کم پیش میاد از این کارها کنم .

 سالاد سرد در نیلوفر آبی

 شله زرد.

من از شله زرد خیلی سفت که به اصطلاح من خشک میشه خوشم نمیاد از اونایی که میزنی دیوار برمیگرده!شله زردهای من خیسه یعنی میزنی دیوار برنمیگرده پخش میشه روش!نیشخند

 شربت میوه

میوهای تابستونی رو پوره و فریز میکنم کمی که تگرگی شد لایه لایه روهم میریزم

 پیتزا فنجونی

 افطاری

اش گوشواره یالانچی!حلیم بادمجون+شله زرد+حلوا

 

آش گوشواره:

ترکهای اصیل یک آشی دارن به نام اش گوشواره که خمیرو باز میکنن وسطش گوشت چرخی میذارن مدل گوشواره می پیچن میریزن تو آش.

بعضی غیر اصیلهاهم هستن!که کلک میزنن!یعنی به جای زحمت خمیرباز کردن ماکارونی مدل گوش ماهی و گوشت قلقلی رو جدا میریزن!نیشخندتازه مفصلترشم میکنن .نخودوبرنج هم میریزن.

آش گوشواره (یالانچی به ترکی یعنی دروغکی .اینو من روش گذاشتم .نرین جایی بگین یالانچی درست کردم!زبان)

نخود:یک استکان

برنج :ا استکان سرخالی

سبزی معطر :تره .جعفری.گشنیز.کمی شنبلیله .

نعنا خشک یک ق س سرخالی

رب و ابغوره+ادویه فلفل قرمز کافی

گوشت چرخی مخلوط با پیاز رنده:گرمی نمیدونم هرچقد فکر میکنین لازمه!نیشخند

ماکارونی صدفی شکل ریز(هرچه ریزتر بهتر):یک لیوان(بسته به حجم اشتون داره زیاد نشه متعادل باشه)

پیاز داغ میکنیم بعد ربو سرخ میکنیم و برنج و نخود خیس خورده رو میذاریم بپزه .بعد سبزی اضافه مینیم و بعد مدتی گوشت  چرخی رو قلقلی کرده میریزیم .وقتی پخت صدفهارو اضافه میکنیم در خاتمه ابغوره میریزیم .بذارین جا بیفته.خیلی خوشمزه میشه امتحان کنین.خوشمزه

تزیین شله زرد:پودر پسته رو در قالب ماهی ریختم و با بادوم پرک و مربا تزین کردم

تزیین حلیم بادمجون.:یک بته جقه با کشک و زعفرون ......دورش نعنا داغ و روش سیرداغ و پیاز داغ.وسطش هم یک فلفل قرمز قلمی

 

 

+ l.a ; ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٦
comment نظرات ()

برون ریزی احساسات

****


احساساتو نمیشه نادیده گرفت.من یادم نمیاد احساسمو مخفی کرده باشم راحت حرف میزنم و اطرافیانم هم به این حالت من عادت کردن .وقتی از کسی خوشم میاد وقتی رفتار ویا حرف قشنگی ازش میبینم سریع بیانش میکنم و گاهی هم خیلی رک و صریح و ناشیانه و بی  موقع !مثلن طرف داره راجع به یک موضوع علمی صحبت میکنه یهو میگم :چقد ژستهات موقع حرف زدن قشنگه !از بیان احساسم نمیترسم ولی خداکنه طرف تعبیر اشتباه نکنه که توجه به حرفاش ندارم و حواسم پرته.چون ما خانمها همزمان ممکنه متوجه خیلی چیزها باشیم و بحثو هم دنبال کنیم !یکروز راجع به مشاهداتم از یک مهمونی ساده کوتاه براتون خواهم گفت به شرط اینکه رابطه تونو بامن قطع نکنین چون اگه زن هستین خودتونم بی شک همینطورین!برعکس اقایون یک سویه و تونلی میبینن که قبلن هم راجع به این نوشتم .

مدتیه نگاهمو به طرف زیباییها و نکات مثبت افراد چرخوندم و معتقدم تسری پیدا میکنه .درمورد بچه ها م هم همینه .راحت احساسشون رو باما درمیون میذارن .کلن زیادی رو بازی میکنیم!خیلی ضربه ها ناشی از همین پنهان کردن احساسات هست .......

 

 

+ l.a ; ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٥
comment نظرات ()

عکس

گل شیپوری یا نیلوفر یا مرنینگ گلوری پای درخت سپیدار چشم نواز و سوژه نقاشی ابرنگ!

 

 پیتزا فنجونی

 فرنی دست پخت دخترم

ماه رمضون عکس غذا گذاشتن بدجنسی که نیست هست؟نیشخند

یکی بیاد بگه چرا عکسامو تو ویرایش میبینم ولی تو وبم باز نشده!!!!!!!

اگه بدونین چقد برای این سه عکس اذیت شدم گریه تون میگیره!

سایتهای اپ خراب......کامپیوترم خاموش میشه......نت هی قطع و وصل میشه!

عجیب ملت صبوری هستیم!

+ l.a ; ۱:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٤
comment نظرات ()

گم میکنم!

 

 

دخترم پای لپ تاپه و بدون اینکه ازش بپرسم همه چی رو میگه و تعریف میکنه وهی ازم سوال میکنه منم نظرمو میگم .اخرش میگه :مرسی مامان!لبخند

من طر احی فیگورو گوگل میکنم .فیگورایی داره که به درد من نمیخوره !مجله بوردای 2010 رو دارم برمیدارم تند تند از روش طراحی میکنم آی فیگور داره آی!

بعد یکروز گیجی و بی میلی به هرکاری  میشینم کف زمین به طراحی کردن .دوروبرم پراز کاغذه و خودمو فکرمو که گاهی اذیتم میکنه وسطشون گم میکنم..........

 

پ.ن.چون تند و سریع میکشم نقایصی هست میدونمچشمک

+ l.a ; ٩:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۳
comment نظرات ()

طر احی

 

میدونم بی ایراد نیست ولی بعداز  4جلسه خوبه!

 

عکس بالا با سه سایت مختلف اپ شده شاید دیده بشه!

 

پ.ن.اسلایس خرما دسری متفاوتچشمک

+ l.a ; ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱
comment نظرات ()

سکوت

وقتی سرخورده از عشق بی تابی میکنه،سوال میکنه،عصبانی میشه پاشو زمین می کوبه ویا گریه میکنه نگرونش نمیشم .نگرونی من وقتیه که وارد فاز سکوت میشه و حرف نمیزنه...............

+ l.a ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱
comment نظرات ()