پردیس

شخصی

خوشبختی های کوچک

 

با چیزهای کوچیک هم میشه خوشبختی رو حس کرد اگه اینقد درمقابل هرکس وهرچیز نایستیم و خودمونو در جریان زندگی رها کنیم.......

 

پ.ن.با کمال شرمندگی باید بگم از اینکه هربار با نگاهی به لینکهام یادم میاد تقریبن 11تاشون یا مدتهاست نمی نویسن یا دیر به دیر مینویسن ناراحت میشم.فقط اذر،مهردخت  وتازگی فیوناجون به روز هستن .......این دلسردم میکنه !

+ l.a ; ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۳۱
comment نظرات ()

عکس

 

چون عکس بالا موجب تش ویش  اذ هان عمو می شد بازم عکس میذارم!نیشخند

اول این تابلوی ویترای منو ببینین

بعدش رشته پلو با عدس ببینین!

بعد ناهار شیرینی خوبه!شیرینی های عیدمه.

حالام برین حیاط هوا بخورین و از دیدن گلها لذت ببرینلبخند

+ l.a ; ٩:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۳٠
comment نظرات ()

استرس

 

مینو:مدتیه جنس موهام عوض شده صاف بوده خود به خود فرفری شده و حالت مرده پیدا کرده فرم نمیگیره !

سحر:شبها گلویم درد میکنه .مثل اینکه خراشیده شده باشه !دکتر میگه از رفلکس معده هست.

سیما:نمیتونم بخوابم.شبها خوابم نمیبره.

فرناز:ده روزه سرماخوردگی دارم خوب نمیشم.

تروما ضربه ای هست که ممکنه جسمی یا روحی باشه و تاثیراتش روی ما ماهها بعد و به شکل های مختلف بروز کنه.

گرچه موارد بالا علل دیگه ای هم میتونه داشته باشه ولی گاهی که ریشه یابی میکنیم به رد پای استرس های نقطه ای که هرروز به حالتهای متنوع به ما وارد میشه میرسیم!

تلفنهای ناراحت کننده....سرعت و ترمزهای ناگهانی ماشینها.........اخبار رسانه ها.......دیر رسیدن اعضای خانواده .........کمبود وقت در زندگی ماشینی........کلاسها.....امتحانات......مشکلات مالی........و هزاران استرس نقطه ای نامحسوس که روزانه برما وارد میشه و گاه و بیگاه سیستم دفاعی بدن تحریک میشه (درحالی که همیشه این حالت لازم نیست و در دراز مدت ایجاد اختلال در سیستم عادی بدن میکنه)همه و همه تاثیرات مخربی روی بدن ما میذارن.

چکار کنیم؟

بهتره تا میتونیم روش زندگی و دیدگاهمونو اصلاح کنیم تا بیخودی و ناخوداگاه درمعرض چنین ضربه هایی قرارنگیریم.درست درلحظه ای که نگرون و ناراحت امتحانات یا مسایل مالی یا برگشت خوردن چکمون هستیم باخودمون بگیم :ارزششو داره خودمو درگیر کنم؟ایا با نگرونی چیزی درست میشه؟

 

فکر کنیم

درحالی که روزانه عوامل مختلف  زیادی مارو بسوی استرس و شتاب هل میده درسته که خودمون هم به استقبالش بریم؟

یا

سنجیده و حساب شده با تغییر روش زندگی هم مواظب سلامتیمون باشیم هم الگوی مناسبی برای چشمهای همیشه ناظر بچه هامون!

 

یک خواهش:

ازشما دوستان میخوام برای روشن شدن بهتر موضوع هرکدوم از یک یا دو مورد استرس روزانه نام ببرین.همه ما باموارد مشخصی که من اسم بردم اشنا هستیم .منظورم مواردی هست که خیلی ریز نامحسوس و عجیب و خاصه و خیلی ازما متوجه اون نیستیم.متشکرم!

 please take a moment to leave a comment!

 

پ.ن.گرچه ت ح ر ی م بانکها هیچ تاثیری روی ملت غ یور ما نذاشته .پدرومادرهایی که به شکلهای غیرعادی و نامعتبر برای بچه های دانشجوشون با سلام صلوات ارز میفرستن دچار حالتی هستن که میمیرن زندهمیشن تا به دست بچه شون برسه.اسم این حالتو بیان کنیناسترس!

+ l.a ; ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢۸
comment نظرات ()

وبلاگهای خارجی

 

با یک نگاه به وبلاگهای شخصی خارجی خودتون متوجه میشین چقد عشق به زندگی و رضایت مندی موج میزنه .من که شیفته نامهای اونها و سبک نگارششون هستم .امروز میخوام اسم چندتاشونو بگم ببینین چقدزیباست:

چای برای لذت

لنزهای گمشده

مرتع گلهای افتاب گردان

بگذار همراه پرنده ها بروم

فراخواندن تمام فرشتگان

حس سادگی

کلبه ای با منظره درخت بلوط

کلبه ای در کوچه یاس بنفش

وحالا نگاهی بندازیم به توضیح پروفایل بعضی از اونها:

سلام.ممنون از دیدن گوشه کوچکی از دنیای من .اینجا جایی هست که من عشقم رادر چیدمان و عکاسی و افرینش چیزهای قشنگ و با کمی شانس جاهای هنری کشف کردم!هرروز منتظرم ببینم هدایت بعدی خداوند برایم چیست؟    از مینوستا

خوشبخت درخونه جایی است که من تمام خلاقیتم را به نمایش میگذارم.مهم نیست اگه به شکل چیدن میزی ساده یا خیاطی باشد و یا ساختن وسیله ای برای اتاق نشیمن .سعی در بهبود بخشیدن به وضع خونه ام دارم.

استیسی هستم عاشق رنگهای روشن و طرحهای جالب و سعی میکنم از لباسهایی که میپوشم حال کنم و لذت ببرم!

سوسانه هستم! عاشق عکاسی و به عکسها لایه ها و جملاتی از خودم اضافه میکنم تاعجیب به نظر بیایند!عاشق ساحل ،بادکنکهای هلیومی و پروانه و قلبو هرچیز قدیمی و گستره اسمان آبی هستم!پس از 6سال زندگی در ملبرن تازگی در شهر کوچکی در نیوزیلند زندگی می کنیم که دوستش داریم ولی نیمی از قلبم هنوز در ملبرن است.اینجا جایی هست که در رویاهایم گم میشوم!

من یک عکاس هستم.غرق رنگهای آبنباتی و عاشق نور!میتوانم تمام روز را راجع به گلها صحبت کنم .غمگین میشوم وقتی نمیتوانم باغبانی کنم.معتقدم زندگی چیزی است که شما می سازید .شما میتوانید داستان خودرا بنویسید. و میدانم جادویی در کلبه کوچک من درجریانه بین دریاچه و آبشارها!                      مینوپولیس

28ساله.بلاگر. اهل کاردستی (کرفتر) و هنرمند.کارمند گالری هنری.طراح داخلی.و دارای بازارچه اجناس دست دوم.

من در ییلاق زیبایی در کورن وال در جنوب غربی انگلیس زندگی میکنم.دریا را وقتی خروشان و خشم الود ویا ارام و ساکت است دوست دارم.صخره ها و دشتها ی کورن وال ترکیب میشوند و داستانهای اسطوره ای و افسانه ای میسازند!این چیزها مرا جذب میکند.

لیندا هستم.خوشحالم اینجا متوقف شدید!در جنوب اونتاریو زندگی میکنم با همسر و توله سگ کوچک  شیرینمان زندگی میکنم.وبلاگ جای به اشتراک گذاشتن تمام چیزهایی است که از ان لذت میبرم:اشپزی،باغبانی،عکاسی،و همراهش تکه هایی از زندگی روز مره!

کارول هستم!من این وبلاگ را به عنوان هدیه ای که بتوانم برای نوه هایم روزی بگذارم شروع کردم که ثبت زندگی ما باهم است ولی حالا برای من هدیه ایست که هروز به خودم میدهم!با چند دوست مجازی فوق العاده دیدارداشتم و بی صبرانه منتطر دیدارهای بعدی هستم!

با دیوید ازدواج کردم مادر دو پسر که هردو خود پدر شده اند هستم .انها با دوتا از بهترین عروسهایی که یک مادرشوهر میتواند داشته باشد ازدواج کرده اند!من از یک شرکت بین المللی بازنشست شده ام و الان مادربزرگ 4نوه فوق العاده هستم و عاشق خانه و خانواده!

 

 


+ l.a ; ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٦
comment نظرات ()

ما برای وصل کردن امدیم نی ..................

همینه دیگه !روزبهاری پن جره زمستونی تا شما باشین قدرشو بدونین!درضمن دیوار حیاط پوست پلنگی نیست اون نقشه بلوز منه!نیشخند

 

 

 

تقریبن همه میدونن که اهل رو ضه نیستم ولی دیروز بنابه اصرار یک خانم بزرگ فامیل که خیلی هم دوستش دارم و اصرار یک دوست و یک تلفن تهدید!(نه شوخی کردم مادرم بود که گفت من نمیام توبرو حتمن!)سراز رو ضه دراوردم .دست برقضا بعضی بستگان این فامیل ما کمی کنجکاو درحد فضول هستن!و معمولن ازشون پرهیز میکنم .دوست شفیقم منو راهنمایی کرد گفت اگه میخوای سین جیم نشی برو راست روبروی اقا بشین!نیشخندمنم تارسیدم وسط رو ضه بود برای جلوگیری از تشویش اذ هان عمومی راست رفتم تو اشپزخونه .یک دوتا "چه عجب"و متاسفانه مجبور شدم بشینم جلو نوه صاحبخونه که دیگه الان خودش دوتا بچه داره .این شما و این ادامه داستان:

-ر (پسرم)چطوره؟عید اومده بود؟

-بله خوبه.

-کی تموم میکنه؟

- .....

- چی میخونه؟میخواد بمونه؟با ارز چیکار میکنین؟

به خدا برام مهم نبود ولی مجبور شدم .پرسیدم:شنیدم فوق میخونی؟تربیت بدنی؟

کی تموم میشه؟رشته تخصصیت کدوم ورزشه؟خجالت

باز چای به دست اومدم پاشم که پرسید:ر (دخترم)چندمه؟سوم؟خب پس امسال قراره کدوم دبیرستان بذارین؟

آخ-معلوم نیست کجابذاریم!

-از الان باید به فکر باشین!چرا.....نمیذارین؟خیلی تعریف میکنن!

-چون چا در رو اجباری کرده!

-خب چه اشکال داره..........

داشت ادامه میدادکه گفتم ببخش ببینم اقا چی میگه!

اومدم تو هال که البته راست جلو اقا بود که تو اتاق تشریف داشتن!ایشون بعد از روضه شون گفتن:مجلس حض رت .....حرمت داره لااقل اینجارو با چا در بیاین!تعجب

حدس بزنین با کی بود؟آخبا تنها مانتو روسری مجلس یعنی من!

به نشونه اعتراض ازجام پاشدم رفتم بیرون دم در نشستم که دوستم هم رسید و شنیده بود غضبناک گفت:مهم نیست .گفتم بله برای منم مهم نیست ....کم مونده بود بگم ببخشین مثل اینکه اشتباه اومدم!شمارو به خیر مارو به سلامت!

بعد من و دو دوست دیگه رفتیم تو اتاق و تا تونستیم از مو  لوی  ومباحثی چون ت حلیل رفتار متقا بل گفتیم و همچین مثلث پر شوری راه انداختیم که بیا ببین ولی اروم حرف میزدیم چون گوش نامحرم زیاد بود!!!!ساکت

+ l.a ; ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٦
comment نظرات ()

 

+ l.a ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٦
comment نظرات ()

برمیگردم

پن جره خونه خواهرم

 

 

مدتهاست متوجه شدم چندچیز از زندگی من کم کم محو شده.فیلم ،اشپزی دلخواه و فانتزی و کتاب.کتابو دوباره دست گرفتم ولی برای اون دوتا تنبل شدم.درعوض مشغول یک کارهنری در زمینه نقاشی و مطالعه اون هستم.معتقدم دلبستگیهای کوچیک نقش بزرگی در رضایتمندی و خوشنودی ما از زندگی داره.

شاید زمانی اصلن به عکس و عکاسی اهمیت نمیدادم و حدود 30 سال بود نقاشی رو کنارگذاشته بودم ولی امروز لیلاهای درونی من صدام میزنن :دیگه بهونه نداری به تعویق بندازی !پاشو یک کاری بکن.کمی به عشق و علاقه و استعدادت بپرداز.

اینه که برمیگردم ببینم کی منو صدا زد تا بهش پاسخ بدم!

اطلسیهای قاب شده در نگاه من!

+ l.a ; ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٥
comment نظرات ()

گلدوزی

 

دیدن بعضی چیزها یعنی هجوم خاطرات ریزو درشت .روزایی که بادست یا با چرخ شماره دوزی یا گلدوزی میکردم ،روی لباس و روتختی نقاشی میکردم ،تابلوهای رنگو وغن میکشیدم!ونقش قالی یا تصویر یک کارت پستال در ذهنم به شکل الگوی گلدوزی نقش می بست .زندگی بدون هنر مثل صحرایی بی اب و علف و سترون است !

 

 

 

+ l.a ; ۸:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٤
comment نظرات ()

داستان یک عکس

 

عکس بالارو با اجازه خود این زن در ارتفاعات یا همون بام تله کابین رامسر گرفتم.این شما و داستان این عکس!

+ l.a ; ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢۳
comment نظرات ()

نقاشی

 

امروز چند عکس از نقاشی های چندسال اخیر دخترمو میذارم براتون.یکی از نقاشیها دستخوش محبت بچه یکی از مهمونا شده!

 

پ.ن.برای من قطع نت یعنی قطع برق و نداشتن فیل شکن یعنی قطع آب.تمام بوک مارکام تقریبن فیل شکن میخواد!!!!!طرف اومده بود ویندوز عوض کنه .دید 3تا فیل شکن نصبه!پرسید ببخشین همش لازمه؟گفتم بله ننه یک وقت یکی قطع شد دستم زیر سنگ نمونه!!!!!!نیشخندیول

فکرش هم خوب نیست!چی فکر کردین ها؟مژهبوک مارکام همه بلاگ اسپات و ورد پرس هستن که به لطف ......کریمه از یک کنار فیل شدن!عصبانی

+ l.a ; ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٢
comment نظرات ()

گل انگشتانه

 

یکی از رویاهای من در زندگی داشتن باغچه ای روستایی هست:پراز گلهایی با رنگهای زیبا که شلوغو درهم تنیده پرورش پیداکرده اند.

هربهار(گاهی هم تابستون و پاییز)روی آن کار میکنم.میدونم کاروقت گیر و سختی است امامن عجیب عاشق باغبانی هستم!

فکر میکنم نهایت رضایت و خوشنودیم این است که هنگام بهاربیرون ازخونه باشم درحالی که دستهام توی خاک باغچه است:اینطوری زمان را گم میکنم!

گفته میشود این نوع باغچه ها دائم درحال تغییر و تطبیق باتاثیرات و شرایط جدید هستند.برای همین است که جذب داشتن چنین باغچه ای شدم.چون من هم دنبال چیزهای تازه برای اضافه کردن و تغییر در طول سال هستم.یکی از کارهای جدیدی که امسال کردم اضافه کردن گیاهان کلاسیک بیشتربه باغچه خونه هست.وقتی به این سبک باغچه فکر میکنم اولین گیاهی که در ذهنم نقش میبندد گل انگشتانه است.

این گیاه دوساله که برایم تداعی تصاویر کتابهای کودکان بئاتریس پاتر و ییلاقات انگلیسی را میکند.

تصمیم گرفتم این کار را با کاشت بذر ان شروع کنم.خوانده ام که بذرشان خیلی خوب و مستقیم رشد میکند.انها خاک گرم را دوست دارند .بنابراین بلافصله وقتی خاک گرم است باید کاشته یا جابجا شوند.به طور معمول یک یا دو هفته بعداز اخرین سرما.برای من در ایلینوی وقت ان در ماه می است.تعطیلات اخر هفته روز مادر برای سرزدن به مراکز باغبانی جایی که زندگی میکنم عالیست.

بذر انها را جمع کرده ام و گلهارااز گلدانهای کوچک به بزرگتر منتقل کرده ام.

قدم بعدی کاشتن انها در ماه می است............

                                                    ترجمه از وبلاگ خانمی از ایلینوی

 

پ.ن.یک کتاب راجع به گلها دارم که دیدم ازاین گل هم نوشته.

+ l.a ; ۳:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢۱
comment نظرات ()

مادرهای نادان!

 

اخم الود و گرفته از راه میرسه و میره اتاقش.برداشت اول:امتحان ریاضیشو خراب کرده!سرناهار (نگین وقتش نیست !این روزا اصلن وقت پیدا نمیشه حرف بزنی)

میپرسم:بی دقتی؟

میگه :اره

میپرسم:زیر 15؟

- :همون حدود

-:مهم نیست .مستمره و قابل جبران.فقط کافیه موارد اشتباهتو خوب بخونی یاد بگیری.لابد وقت نداشتی برگردی مرور کنی ها؟

-:نه .

-:دفعه بعد وقتتو تنظیم کن .اول سوالای ساده بعد سخت .پسوردمونو که یادت بود ؟

-:بله.به نام خدا و بی استرس!مامان جالبه دوستم که از من بیشتر خونده بود نمره اش کمتر شده بود!

-:طبیعیه.

-:چقدتو وبابا خوبین.دوستام دوتامشکل دارن.یک مشکل نمره شونه اون یکی جواب پس دادن به پدرو مادرشون!ملیکا یک سره گریه میکرد !مونده بود جواب مامانشو چی بده.دائم سرکوفتش میزنه.بهش استرس وارد میکنه.بقیه هم گفتن هفته دیگه برگه مونو نشون میدیم!

-:اونانمیدونن چی رو با چی عوض میکنن .سلامتی روحی بچه مهمتره یا نمره ؟

-:تازه کلی هم تنبیه درنظر میگیرن!لپ تاپ و گوشیشونو ازشون میگیرن!هیچ جا حق ندارن برن.سریال تعطیل و........

 پ.ن.دچار سحر عشق تو                  درحال زیبا شدنم!

 

+ l.a ; ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢۱
comment نظرات ()

دوست

مقام امن و می بی غشو رفیق شفیق

گرت مدام میسر شود زهی توفیق

دریغو درد که تا این زمان ندانستم

که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق

یکی از ارکان اصلی زندگی من دوست هست .یعنی اگه دوستو از زندگی من حذف کنن برمرده ام نماز کنید!

بی تردید بهترین ساعات عمرم وقتی هست که بایک دوست هم فکر صحبت میکنم.حرفایی که از مشاهداتمون میگیم حرفایی که از جنس زندگیه ،غیبت نیست،از همسر وبچه و مادر شوهرو........نیست.از شناخت هستی و انسانه.دوستی هایی که اضافه میکنه کم نمیکنه.

- یک فرمول روانشناسی برای شناخت انسان کافی نیست.......

-درسته هر ادمی نسخه خاص خودشو داره

-با این روانشناسی که میگه بچه رو باید کاملن ازاد گذاشت موافقی؟

-نه نظارت غیرمستقیم و اموزش قبلی میخواد

.....................................

و حرفایی ازاین دست.......

 

 پ.ن.منم این جور وبلاگهارو دوست دارم

اینم نظرخودم در این مورد

 

+ l.a ; ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٠
comment نظرات ()

............

 

زندگی شاید فرصت قشنگ سبزی خوردن است !               لیلا  سپهری    نیشخند  

+ l.a ; ۸:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٠
comment نظرات ()

کنج خلوت من!

my cozy corner!

پارسال قول داده بودم بی بهونه به روز بشم!تصورم اینه گاهی مکث در نقاط کوچیک و ساده و پیش پاافتاده رندگی  حس قشنگی به ادم میده !

پ.ن.ادم بدجنس اونیه که سایز عکسو کوچیک میذاره چون میدونه به قدر کافی در بزرگ کردنش کنجکاوی هست!نیشخند

+ l.a ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱٩
comment نظرات ()

گل آهار

 

             irresistible to zinnias!

 

برای خرید خاک گلدون رفتن همانا و با این گلدونها برگشتن همان!یک روزی که معلوم نیست کی برسه قراره من اصولی وعلمی باغبونی و پرورش گل کنم !فعلن شانسی دیمی کار میکنم.

پ.ن.باید اقرار کنم از دیدنش حسودیم شد!خیال باطل

پ.ن مرسی از تذکر یک دوستلبخند

پ.ن.ترکها بشتابید و از این ترانه زیبا لذت ببرید!

+ l.a ; ۱:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱۸
comment نظرات ()

روزانه

 

هرچه بود خوش گذشت .شبی که پانتومیم و بیست سوالی بازی کردیم.شبی که باهم چای سبز نوشیدیم .ظهری که سراغ رستوران خا ور خانم رو گرفتیم و ازدیاد جمعیت و صف و روغن سیاه ماهیتابه هاش منصرفمون کرد..........

و من امروز بعداز مصرف دو دوره انتی بیوتیک باز روی تب خال گونه ام یخ گذاشتم و دارم به کارهای عقب مونده ام فکر میکنم به:

1.بومی که یک ماه پیش خریدم و وسایل و رنگ و همه چی شو حاضر کردم ولی هنوز بهش دست نزدم

2.فریزری که بدلیل تراکم مشغلات عید تمیزو پاکسازی نشده

3.دوربینی که قراره بخرم و از شونصدجا تحقیق کنم

4.دیوان حافظ پاره پوره ای (dog-eared)که باید دنبالش بگردم تا برای کار جدیدم ورق ورقش کنم

5.یک دسته لباس اماده اتو شدن

6دسته اخر سبد لباس برای شستن

7.خوندن کتاب شناسایی اشخاص در دیداراول(گرچه نمیشه در دیداراول شناخت)

8.خوندن کتاب 99 گام تا 100 سالگی

9.سفارش قاب برای ویترای

10دیدن ویلای من که اول تعطیلات کل دی وی دی های موجودشو خریدم و اهالی خونه همه دیدن جز خودم!(فقط گاهی پشت صحنه هاشو میدیدم)

11.دیدن کارتون عروس مرده و عصریخبندان

12.کارهای روزمره از پختن ناهار و شام تا خریدو جمع و جو

13.دست به سروروی گلدونام کشیدن که زمانی شمعدونی بودن و الان درخت هستن!

14.اسکن کردن چند عکس قدیمی و سفارش چند فلکسی

15.زدن چند دست کلید در خونه

16.تلفن به چند نفر

17.دنبال پارچه مبل گشتن

18.بردن بازیافتها

19.خرید هدیه تولد برای یک دوست

20.دادن پارچه خردلی رنگی که پارسال برای خودم خریدم به خیاط

و.............

شاید برای بعضی دوستان همه موارد بالا یا بعضیش غیرضرور و پیش پا افتاده بیاد ولی برای من تک تکشون مهمه و لازم الاجرا و کلن زندگی من مجموعه ای از  تکه پازلهای عجیب غریبه !

پس با یک بشقاب سوپ داغ و یک کلداکس ......یاعلی.......

 

+ l.a ; ۸:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱٧
comment نظرات ()

رامسر5

little things I should,ve said & done

I just never took the time!

 

 

عکس بالا در منطقه بالای تله کابین بود .اگه گفتین چه چیز جلبم کرده بود؟

 

اینم همون منطقه ست که تو مه بی شباهت به بهشت نبود!نه که قبلن بهشتو دیدم!لبخند

این عکس و چندین عکس دیگه رو از تو تله کابین گرفتم .عشق عکس چنان بود که ترس از ارتفاع یادم رفته بود!

 

به هنر مردم شمال بیافزایید مربا کردن همه میوه ها را!

اینم متن زیبای این ترانه:

Maybe I didn't treat you
Quite as good as I should have
Maybe I didn't love you
Quite as often as I could have
Little things I should've said and done
I just never took the time

But you were always on my mind
You were always on my mind

Maybe I didn't hold you
All those lonely, lonely times
I guess I never told you
That I am so happy that you're mine
If I made you feel second best
I'm so sorry I was blind

But you were always on my mind
You were always on my mind

Tell me, tell me that your sweet love hasn't died
Give me, give me one more chance
To keep you satisfied
I'll keep you satisfied

Little things I should have said and done
I just never took the time
But you were always on my mind

+ l.a ; ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱٦
comment نظرات ()

رامسر4

رستورانی ساحلی

این عکسودخترم گرفته!

پیش تر از صبح یاران درچمن حاضر شوید

ورنه گل تا لب گشاید خنده قسمت می شود!لبخند

 

7سین یک فروشگاه

ظاهرن شمالیها همه چی رو ترشی میندازن!گرچه وسوسه برانگیزو خوشمزه ست ولی روباز بودن و تست کردن مشتریها زیاد به مذاقم خوش نیومد.

کندوهای زنبور عسل هم ازچشم من دور نموند.........

کباب ترش

اینم کباب سراشپز رستوران برا دران که تعریفشو شنیده بودیم و تا 5عصر ملت از درو پنجره ش اویزون بودن ولی به کیفیت کبابهای رستوران ر ضا یی و کا  کتوس و شان دیز ما نمیرسید !

این روتختی های دستباف کار یک زن شمالی  بود که در ارتفاعات جنگل در کلبه ای محقر با یک دار چوبی بسیار ساده به زیبایی بافته شده بود !

 

پ.ن.یکی بگه خوب شد تو سه روز رفتی سفر ،سی روز عکس گرفتی!اونم با گوشی و یک دوربین غیرحرفه ای فکسنی!نیشخند

+ l.a ; ۸:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱٦
comment نظرات ()

رامسر3

خروسه با اهل و عیالش!بی انصاف حقوق زنو رعایت نکرده بود!

شکوفه و نارنج در بند!

عاشق این ویلا شدم چون مدل گرد و سراسر پنجره بود!

+ l.a ; ۸:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱٤
comment نظرات ()

رامسر 2

عکسها با فایرفاکس باز میشهلبخند

 

درهمه سوی جهان جلوه او میبینم         جلوه اوست که با دیده او میبینم

 

جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست          ماه و خورشید همین اینه می گردانند

 

شالهای دست باف زنان شمالی در رنگهای متنوع

خروس دوست داشتنی !

+ l.a ; ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱٤
comment نظرات ()

نوروز 92 رامسر

 

 

اب و هوای ابری و بارونی ،شبهایی خاطره انگیز در کافی شاپ ا ب شار که موسیقی زنده داشت و اقایی ترا نه های ا بی رو میخوند،صبحانه ساعت 10.5،ناهار ساعت 4،شام 10،شب پیاده روی جمعی در بلوار کاز ینو ،ظهرکوهنوردی لابلای جنگل، فارغ از ساعت فارغ از روز و تقویم ،گرفتاریها ،بیماریها فراموش،زندگی فقط و فقط در لحظه .

با دو خونواده دیگه از دوستامون یک ویلا کرایه کردیم .سیزده نفر بودیم ولی نحس نشد!

درخت نارنجی چون چراغ یک کوچه!

چغاله بادوم!

کافی شاپ اب شار

یک خروس خوشگل در مسیر جنگل

پخت نان با امکانات کم توسط دو زن شمالی در ارتفاعات

+ l.a ; ۸:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱٢
comment نظرات ()

خدانگهدار

 

عازم رامسر هستم.سلامتونو به دریا میرسونم!لبخند

 

+ l.a ; ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٧
comment نظرات ()

مشاهدات در عید دیدنی!

 

امسال عیددیدنی برای من فقط مشاهده صحنه هاو لحظه های زیبا و خاطره انگیز بود!یعنی یا با گوشی یابا دوربینم البته با اجازه صاحبخونه فقط عکس میگرفتم.طرف مشغول پذیرایی بودمن تو دنیای خودم!عکس بالا یکی ازهمون موارده که گلدون پراز شکوفه با پس زمینه پنجره تو نگاه من قاب شد!ویا عکسهایی که با عمه هام و یا از اجناس عتیقه خاله جونم انداختم .دختر یکی از بستگان هم گرافیک میخونه .دیدن یکی از تابلوهاش همانو سماجت و پیگیری من همان.درحدی که سینی چای پذیرایی رو گذاشت کنارمنوبرد سرجمدونی که نقاشیهاشو قالبهاشو نگهداری میکرد!

شیرینی خونگی یک دوست

سبزه همون دوست شکل قلب

7سین یک فروشگاه

ترازو بزرگ در یکی از  میادین شهر

7سین عمه جون

این خانم کنار پیرزن من نیستم.ملت به مجسمه ها اویزون بودن کاریش نمیشد کرد!

+ l.a ; ۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٦
comment نظرات ()

شخصیت سالم

از این پی دی اف خوشم اومد بدنیست گاهی خودمونو محک بزنیمچشمک

  صدویژگی شخصیت سالم از دکتر هلاکویی

پ.ن.برای طلوع از باران نوشته....................لبخند

 

 

+ l.a ; ٢:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٤
comment نظرات ()