پردیس

شخصی

سال 1392 مبارک___________

 

امسالو که همه دور هم هستیم به فال نیک میگیرم

 

 

حتا اگه نرسم چیزی بنویسم با گذاشتن یک عکس سعی میکنم باشم.

من عمه این عروسک هستم!

 

 

 

ماهی شوریده شام شب عید ما

+ l.a ; ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۳٠
comment نظرات ()

سال نو مبارک__________________

 

 

چون نمیرسم به تک تکتون تبریک بگم از همین جا تبریک منو بپذیرید!

سال نو مبارک______________________

براتون سالی پراز سلامتی شادی و نشاط  آرزو میکنم!

چه خوبه در روزهای شیرین پیش رو لحظه ها و صحنه های زیبارو دریابیم تا بچه هامون یاد بگیرن در دنیای اطرافشون دنبال زیبایی و شادی باشن!چیزی که مدتهاست از فرهنگ و جامعه ما رخت بسته و همه فقط غم رو جستجو میکنیم!

متن زیر از اینجاست

یکروز از مادر ترزا مادر صلح می پرسند که ما می خواهیم راهپیمایی علیه جنگ راه

بیاندازیم شما شرکت می کنید ؟مادر ترزا جواب می دهند :اگر راهپیمایی برای صلح

بود می آمدم.

از قدرت کلام واینکه شکل گفتن  چگونه باشد خیلی مهم است که متاسفانه دراین

باب ما کوچکترین توجهی نداریم.ولی وقتی بیاییم در روابط اجتماعی خود که شامل

بچه ها . همسایه.عابر.و............میشود یاد بگیریم از واژگان زیبا ساده و دلنشین

به جای کلمات تندوتیز و تنش زا استفاده کنیم شاید بشود تحولی ایجاد کردو این

نسل را از خشونت و سلاح دور کرد وبرایشان از آشتی گفت از صلح و نوع دوستی

واینکه لطف زندگی در همزیستی مسالمت آمیز می باشد.ودرطول تاریخ کسی با

 جنگ و ویرانی دنیا راآباد نکرده..................

 

پ.ن.اینقد بدم میاد توتعطیلات کسی آپ نکنه!اصن چه معنی داره؟من خودم تا 7 م درخدمت دوستان هستملبخند

+ l.a ; ٩:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٩
comment نظرات ()

عکس از نمادهای ایرانی

کلی حرف و ایده برای نوشتن دارم ولی هم خودم هم شما اینروزا وقتشو ندارین.فقط یک نکته :هرجا 7سین دیدین ازش عکس بگیرین .از 7سین ساده گرفته تا موارد بزرگ و مجلل!و اگه دوست داشتین با عنوان نوروز یا همون 7سین روانه نمایشگاه بزرگ پینترست کنین.هریک ازما مسئول پاسداری از نمادهای ایرانی وآدابمون هستیم .و شاید بعد از تعطیلات مسابقه ای هم داشتیم .خلاصه دوربین به دست مشاهده گر خوبی باشیم!

 

 

 

+ l.a ; ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۸
comment نظرات ()

هدیه زیبای دوست

 

 

 

 

صبح شنبه در حالی که  یک سره گوش دستم بود تا تکلیف مسافرتمون روشن بشه و ببینم اخر سراز کجا درمیارم زنگ درخونه رو زدن.اقایی پشت ایفون گفت:براتون گلدون اوردم!نفهمیدم چطور تلفنو قطع کردم و اصلن فکرم به این نرفت که ممکنه اشتباهی اومده باشه!خجالتوبلافاصله سه اسم توذهنم اومد:مریم ،نوری،ثریا.

گلدون قشنگی به شکل ماهرانه تو ساک بسته بندی شده بود!و اسمی در نظراول دیده نمیشد .راننده اژانس میخواست به سرعت بره که پرسیدم کی داد؟گفت نمیدونم!گفتم از چه ادرسی اوردین؟و وقتی گفت:میلاد فهمیدم:نوری!

پسرم هم خونه بود .نمیدونم چه برقی تو چشمهای من دید که گفت:چه شنبه خوبی شد!تااخر هفته شارژی دیگه!

نوری عزیزم ازت سپاسگزارم.گلدون و کارت تبریکت باسلیقه و زیبا بود و غافلگیرکننده!لبخندمن عاشق گلدونای رنگی هستم.

گل بی رخ یار خوش نباشد

بی باده بهار خوش نباشد

باغ گل و مل خوش است لیکن

بی صحبت یار خوش نباشدقلب

گلدونای زیبای گوشه کنار خونه من هریک یاداور دوستان خوب من هستن !

 

 

 

 

+ l.a ; ٥:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٧
comment نظرات ()

سوغات

 

دوست فرشته خویی دارم که هروقت میره مسافرت برام سوغات میاره و هرچی میگم توروخدا چیزی نیار حریفش نمیشم .چشمهای تیزبینی هم داره که چیزهایی تو سوپرمارکتها یا فروشگاهها میبینه که همسر خودش که ساکن اونجاست ندیده!خلاصه این بار هم یک وسیله خیلی جالبو بدرد بخور من پیدا کرده اورده .ماهردو این چیزهای کار راه اندازو خیلی دوست داریم.یک ذره بین دارای چراغ( ال ای دی)که بذاری تو کیفت و مشخصات ریز نگاشته شده اجناسو در تاریکی و کم نوری بتونی بخونی!

و بقیه سوغاتهای قبلی:

 

 

+ l.a ; ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٦
comment نظرات ()

عکس

باتو بودن ای کاش تا ابد ممکن بود

لحظه های دیدار تا ابد ساکن بود..............

 

 

 

 

 

 

 

my fancy tea party

 

after all,just relax!

+ l.a ; ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٥
comment نظرات ()

بیربط

 

 

 با اسپیکر روشن بیاین به مهمونی چای!چشمکآینه حوصله داشت !گل فراموش نبود!لبخند

..............من که باتو هستم  توچرا تنهایی؟

 

فردا عصر تا شب کلی مهمون دارم.وقتی کمیت زیاد میشه کیفیت پذیرایی به شدت میاد پایین .تفاوت من و همسر در دعوت مهمون همینه .من دنبال کیفیت اون کمیت!

دیروز باز تو مغازه لوازم تحریر دنبال یک سری لوازم برای کارهنری جدیدم بودم وباز بنده خدا فروشنده رو دق مرگ کردم تا منظورمو بفهمه!اخه معمولن هرچی میخوام برای کاری جدای استفاده اصلیش هست.مثلن چند رنگ جوهر مهر(استمپ)برداشتم و بهش میگم مهرش رو هم بده!تعجبهاجو واج میگه :چه مهری مد نظرتونه؟صد افرین یا هزار افرین؟؟میگم :نه مهر تمبر نامه میخوام!!!تعجبمیگه: باید سفارش بدین (توگویی ادم فضایی دیده بود)باز میگم : برچسب چی دارین ؟کلی برچسب بچگانه میذاره جلوم.نه !طرحهای نقش و نگار میخوام!تعجبحروف دارین؟تعجبچه حروفی خانم؟از همین لتر ست ها!تلفظمو اصلاح میکنه به زعم خودش .میبینم به در مغازه یک چیزایی اویزونه که به کار استنسیل کردن من میاد میگم :اینا چیه؟میگه :فروشی نیست باز:اسمش چیه؟فلکسی پنل!باز دنبال شابلون هستم و.........ماژیکی که روی بشقاب چینی اثرش بمونه شسته نشه!خلاصه بعداز کچل کردن دست از سرش برمیدارم میایم بیرون.داریم تو پیاده رو بادخترم از لابلای شلوغی جمعیت رد میشیم که یک دفعه تقریبن نزدیک گوش یک پسرکی خطاب به دخترم  میپرسم:هنوز هم دلت درد میکنه؟طرف اینطوری:تعجبزودی میگه :نه!خنده

 

پ.ن.بیربط بود میدونم .ولی داستان همون چای اینروزهاست......چشمک

+ l.a ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۳
comment نظرات ()

سفارشی

 

عجب دنیاییه این دنیای تکنولوژی !کافیه دنبال چندتا عکس خاص بگردی از فرداش برات ازهوا و زمین و دریا میل میاد که بیا پین دلخواهت رسیده!الان من صفحه رو باز میکنم ازانواع سبکهای نقاشی گرفته تا انواع جغد و بچه شیرو پرنده و عکسهای قدیمی و پنجره های خوشگل و..........میاد!

پسرم میگه این تی وی های هوشمند(smart tv)ساخته شده برای تو !هرفیلمی که دوست داری توهر ساعتی که حال میکنی برات میذاره!عصر عصر مشتری محوری و سفارش هست (customising)

مدتهاست دنبال یک کتابی مرجعی چیزی هستم که معادل واژه های جدید تکنولوژی رو داده .مثلن من شخصن نمیدونم معادل خیلی ازمخففها چی هست.

پ.ن.تواین روزای پر شتاب و شلوغ پایانی سال آپ شدن وبلاگ یک دوست مثل حاضرکردن یک چای تازه دم هستش که دوستتو صدابزنی بیاد کمی استراحت کنه!

چشمک

+ l.a ; ۳:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٢
comment نظرات ()

ماسلنیتسا

 

 

 ازامروز به مدت یک هفته در روسیه جشن ماسلنیتساست .جشنی که مردم به پیشواز بهار میرن .پن کیک میپزن .رقص و پایکوبی.و مترسک زمستونو اتیش میزنن!

بهانه برای جشن زیاده .حیف...........یکبار شمردم اگه اشتباه نکنم در ایران باستان 56 تا جشن در طول سال داشتیم !یعنی وقت برای غم و عزا نبوده !

 

 

 پ.ن.دوست عزیز جناب آشنا از وبلاگنویسی شون گفتن

**********

زیباست نه؟

+ l.a ; ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

spring

waiting for spring!

 

 

+ l.a ; ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
comment نظرات ()

نوای موسیقی

 

حضور پسرم تو خونه مترادفه با پیچیدن نوای موسیقی ،فیلمها و کلیپهاوالبومهای موسیقی  جدید و مجله دانستنیها،خبرای ریز و ظریف دنیای تکنولوژی ،مولتی مدیا و...............

-عصر امروز عصر برود کاستینگه .مردم امروز انسانهای دیداری هستن !توبا یک تیزر تبلیغاتی میتونی ذهن ادمارو تسخیر خودت کنی !

-بله متاسفانه به همون اندازه از حوصله ادما کم شده .کی دیگه کتاب میخونه .یاد فیلم 451درجه فارنهایت افتادم .اینروزا کتابو نمیسوزونن ولی به طور نامحسوسی این کار داره اتفاق می افته :کتابهای دیجیتالی و صوتی جای کتابای کاغذی رو گرفته .....تازه همونو هم کمتر میخونن....کجاداریم میریم؟

 

ولی پسرم هنوز هم از خرید کتاب لذت میبره.بهترین لحظات ارتباط ما در صحبت راجع به این چیزها خلاصه میشه.ومن چقد ذوق میکنم که یک خبر جوون پسند روز بدم و بگم امینم به خاطر ریتم های طولانیش معروف شده و او با تعجب بگه :مامان تو از کجا میدونی؟!چشمک

 

 

ولحظه ای تنها با یک فنجون گل گاو زبون!

 

+ l.a ; ٥:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٩
comment نظرات ()

بی بهانه

 

دلم میخواست خونه ام پنجره قشنگی روبه باغچه داشت که من کنارش مثل وبلاگهای خارجی تزیینات سال نو رو میچیدم از گلدون سنبل گرفته تا هفت سین.

 

اینها سوغاتیهای همسر برای دختره .طرح تی شرتو خیلی دوست دارم.

ممکنه بعضی عکسهام تکراری باشه.

تصمیم دارم خدابخواد از این به بعد بی بهانه تر از قبل آپ کنم .با یک عکس یا دوجمله .همین.

 

+ l.a ; ٧:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٧
comment نظرات ()

تولدی دیگر

 

اعظم جون تولدت مبارک___________

*****************

چگونه شبوجون وبلاگنویس شد!

 

+ l.a ; ٩:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦
comment نظرات ()

هیجان مضاعف!

 

زیباترین گل بهاری از نظر من گل به ژاپنی flowering quinceهستش .پامچالو یاس زردو سنبل وبنفشه و شکوفه سیب هم قشنگن ولی این یکی حکایت دیگریست.برخلاف بقیه با گل شروع میشه با برگ تموم!

غوغای پرترافیک شلوغ روزای پایانی سالو تو خیابونا دوست دارم.و ازهمه بیشتر که ببینم مغازه ها و فروشگاهها پر رونقه و دست ادما کلی ساک خرید.و همیشه زیرلب دعا میکنم خداوندا رونقو از بازارهای ایران نگیر.

چندوعده گوشت خورشی یک جا میپزم کنار میذارم .حبوبات اش و قرمه سبزی و....هم میپزم حاضر باشه.بادمجونارو میزنم تو کف سفیده تخم مرغو میندازم تو روغن داغ و سرخ میکنم اماده باشه .گیره ها و سنجاق پرده هارو میزنم.روبالشهاو رومیزهای شسته شده رو اتو میکنم.ده تا سی دی انتخاب میکنم کنار میذارم.سبزه مو زیر شیر اب می شویم.یخچالو فریزرو پر اب میوه و بستنی میکنم.تعدادی قرص ویتامین کنار میذارم.پنیر مورد علاقه شو میخرم.

امسال به هیجان سال نو من هیجان دیگری هم اضافه شده:مسافرم میاد!لبخند

 

 

+ l.a ; ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦
comment نظرات ()

7سین

از اونجایی که اینروزا خیلی کار دارم به درخواست یک دوست با چند عکس از 7سین سالهای گذشته به استقبال سال جدید میرم .طرح تازه ای برای امسال ندارم.

پ.ن.از سه نفر مدعوین من فعلن جناب باد صبا پاسخ دادن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پ.ن.به پست روزانه شلوغ.یک عکس جهت ارضای کنجکاوی علاقمندان !اضافه شده!نه ،نهقهرکنجکاوی!!!نیشخند

 

+ l.a ; ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٥
comment نظرات ()

زنده به هنر

 

“Isn’t it splendid to think of all the things there are to find out about? It just makes me feel glad to be alive–it’s such an interesting world. It wouldn’t be half so interesting if we know all about everything, would it? There’d be no scope for imagination then, would there?” – Anne of Green Gables

 

یکی از لذتهای من گشتن دنبال چیزایی هستش که دیگران دنبالش نیستن!مبهمه؟خب حکایت همون جوی دوسر دوران دبیرستانم که بقال محله مونو متعجب کرد و گفت:تا حالا به این سن رسیدم چنین چیزی نشنیده بودم!کی میتونه حدس بزنه چراتو ابزار فروشی دنبال یک تیکه فنس(توری لونه مرغو خروس )و تو نجاری دنبال فیبر 8میل و تو لوازم تحریر فروشی دنبال کاغذ کادوی صورتی با طرحهای مشکی میگردم؟یا از مادرم سراغ تورهای پلاستیکی ازمدافتاده که روی میزعسلی های قدیمی ویا تاقچه ها پهن میشد میگیرم؟و یا جلو چشمهای متعجب مادر همسر تکه ای از برگهای سوزنی کاج میچینم؟ویا در خرازی دنبال تور خاصی هستم که کاربرد دیگه ای غیرازلباس داره؟و اون سال بین انواع مرواریدها،پولکها،مهره ها و سنگهای رنگی دنبال چه میگشتم؟واز تزییناتی سراغ تکه های متنوع کاغذ دیواری رو میگیرم.چرا پینترست دومین جایی هست که هرروز سرمیزنم؟هم گشتن دنبال این چیزها به شکل عجیب و غریبش سرخوشم میکنه هم دیدن قیافه متعجب فروشنده ها!حتا اگه فرصت انجام کارهنری برام پیش نیاد جمع اوری منابع اطلاعاتی و مواد و ابزارش منو شاد و پرانرژی میکنه.

من با رویاها و ایده هام زنده هستم .رویاهایی که درقالب هنر نقش و جون میگیره و اگه روزی اینهارو نداشته باشم برام فاتحه بخونین وبرمرده ام نماز کنید!

پ.ن.یک اتفاق شیرین اینه که دنبال عکسهای شخصیت بگردی و پیدا نکنی بعد ببینی ازهمشون بک اپ داری.شمام تا دیرنشده از وبلاگ و همه عکساتون بک اپ بگیرین تا اگه زبونم لال خواستین ویندوز عوض کنین یا دست نامحرمی خواست ف یل کنه غصه نخورین.چشمک

+ l.a ; ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٤
comment نظرات ()

روزانه شلوغ من!

 

ازحالا دیگه دلم نمیخوادعکس پن جره زمستونی بذارم.دلم حالو هوای بهارو داره.اگه خونه منو بینین بازار شام!جاروبرقی ،نردبون،ظروف تو کابینتها،وسایل نقاشی،بومها،گلدونای مادر مرده!(یک ماهه حتا نرسیدم نگاهشون کنم!تقریبن شبیه علف هرز شدن)کاسه کوزه،لپ تاپو گذاشتم رومیز اشپزخونه کنار پن جره.دارم کباب دیگی درست میکنم و گاهی هم نگاهی به مانیتور.به رسم مادرم عادت کردم برنجو همیشه تقریبن ابکش درست میکنم ولی اینروزا فقط پلوپز بریزو بزن به پریز!یادتونه؟نیست؟خانما که سنشون نمیرسه مگه اقایون یادشون بیاد!

یک چای لیوانی هم برای خودم میریزم.گرسنمه ولی چیزی گیرم نمیاد بخورم تو این وانفسا!ولی خودمونیم گاهی بینظمی و شلوغی و از رسمیت افتادن همه چی چه حالی میده!

چندتا سی دی معطل رایت موسیقی مونده!ماشینم اینقد کثیفه که حالت استتار جاده های جنگی رو داره!انواع اسپری های تمیز کننده رو کابینت صف کشیدن!کتابای همسر همچنان پابرجا میز پذیرایی رو در اشغال خود دارن !

چندتا تلفن عقب مونده دارم درحد ده روز!قراره یک جایی بریم ولی کجاشو نمیدونم!من که فقط دلم میخواد برم یک روستای دور افتاده استراحت !فقط صبحانه ناهار شاممو بیارن بذارن دم در!

باهمه بر این دلم با یادها و خاطره ها خوشه ...........لبخند

 

پ.ن اگه تا چندساعت اینده سری به پینترست بزنین شایددر صفحه اول چندتا عکس نوروزی منو ببینین!در راستای معرفی ایران به جهانیان!

+ l.a ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱۳
comment نظرات ()

چگونه وبلاگ نویس شدم!

 

 

 

 

 

یک بعداز ظهر تابستونی بود روتخت دراز کشیده بودم و به ارزوهای قشنگم فکر میکردم!.(دقت کردین بعضی رفتارهامون همزمان میشن؟مثلن من وقتی دارم ماشینو از خونه میزنم بیرون درست وسط دولنگه در !عادت دارم یک نگاه به اینه وسط میکنم!نه اشتباه نکنین!بیرونو نمیگم خودمو نگاه میکنم و در این راستا سرگذاشتنم روی بالش همانا و هجوم ارزوها و ایده های رنگارنگ همان)خلاصه داشتم به عشق دیرینه ام یعنی سردبیری یک مجله هنری یا خونوادگی فکر میکردم .:سخته!نه!فایده نداره!مراحل ثبت و ممیزی و..........

باز افکارم در پرواز بود که یهو یاد چیزی افتادم!چرا اینکارو نکنم؟وبلاگ!عکس.......طرح .........هنر......همه چی !عالیه عااااااالیه !ازجا پریدم باور کنین پریدم!(یک چیزی درحد پرش ارشمیدس از وان حمام!)یافتم یافتم!خوشبختانه اهالی خونه بیدار بودن1همسر که با دیوونگیهای من اشناست گفت:باز چی یافتی؟پسرم:حتمن متحول شدی!

از اونجایی که فاصله اراده و عملم کمه عصرش یک تلفن به اقاپسر دانشجوی تاپ ای تی و سفارش قالب و تنظیم و......

و طفلکی تا قبل از اینکه فرارمغزها بشه بره امر یکا گرفتار وبلاگ من بود.اولش فکر میکردم رسالت پرداختن به معضلات اجتماعی رو دوشمه بعد کم کم به دنیای درون خودم رسیدم:علایق......خواسته ها.....نقدفیلم و کتاب......

ادرسمو به همه از فامیل و دوست و دانش اموزان سوگلی گرفته تا باغبون فضای سبزمون!(شوخی)داده بودم!جوگیر بودم دیگه!اولین وبم به نام پ ن ج ره خو نه من بود بعدش همونو با عنوان ب هار پنجره ادامه دادم که الان به نام "خونه قبلیم"تو لینکهام هست

الان اینجارو دیگه حیاط خلوت خودم میدونم و هرچی دوست دارم مینویسم از روزانه هام تا عکسهایی که میذارم همه نوعی تفریحو سرگرمی برام محسوب میشه.تعدادمعدود و خاصی ادرسمو دارن.روش و سبک نگارشم خاص خودمه درهم و شلوغ وبدون ویرایش .به قلم و شیوه نگارش اذرکه در حدو سبک و سیاق یک مقاله منسجم و منظمه غبطه میخورم ولی هنرشو ندارم اونطور بنویسم .بارها گفتم و میگم بیایم قبل از اینکه فروخورده هامون ،مشغلات روزمره مون مارو از پا دربیاره ساعتی برای زنگ تفریح در زندگی مون قرار بدیم .این میتونه وبلاگ نویسی یا هر کار دیگه ای باشه که دوستش داریم.لبخند

پ.درپاسخ به دعوت مژگان عزیز

من هم اگه در این شب و روزای شلوغ تونستن ازاقاسیاوش(بادصبا)وبهارجون و مهرنوش جون دعوت میکنملبخند

+ l.a ; ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
comment نظرات ()

پرسش از اقایون

 

گلدون بالا یادگار دوستی عزیزه که یادتونه این گل شمعدونی رو هم جدید خریدم .من کلن در مقابل شمعدونی غیرقابل کنترل هستم.(اخ حرص میخورم تازگی بعضی واژه ها چه فارسی چه انگلیسی به ذهنم نمیاد !مثلن همین لغت که اینقد تو گوگل زدم تا پیدا شد!irressistible)

**********

خب امروز میخوام تو این روزای پر ترافیک و بدوبدوی اسفندی یک بحث جنجال برانگیز دیگه مطرح کنم!

اقایون چه صفتی رو بیشتر در یک زن می پسندین؟

چه چیز موجب جلب نظر شما میشه؟

ایا این ضرالمثل لهستانی درسته که مردها از طریق چشم عاشق میشوند زنها گوش؟

این ها سه سوال جداگانه هست که به هرکدومش میخواهین پاسخ بدین.

 

پ.ن.گرچه مخاطب این بار اقایون هستن ولی دلیل نمیشه خانمها نظرات و حدسیات !خودشونو بیان نکنن!لبخند

پ.ن.به دلیل استقبال بی نظیر اقایون!! از خانمها درخواست میکنم نظر همسرشونو شفاهن بپرسن و مارو هم درجریان بذارن .خیال باطل

+ l.a ; ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٩
comment نظرات ()

اسفند

 

باز اسفند شدو ذهن من کمد اقای ووپی:

.عدس،پرده،کارگر،موس،بوم،براق کننده،آژانس،داروخونه،سی دی،مانتو،کارتریج پرینتر،فیل شکن،فریزر،.........................................

تو داروخونه خانمه سرشو که بلند میکنه میبینم چشماش سبزخوشرنگه بی مقدمه میگم:چه چشمای خوشرنگی دارین!میگه :قابل نداره!!!!میگم :این یکی نمیشه دیگه!میگه :پس چشمهای خودتون قشنگ میبینه!این میشه!

دارم این موقع!پارچه مبل انتخاب میکنم اقاهه با اعتماد به نفس تمام میگه از اون نداریم.از این ببرین خیلی خوشرنگ تره!منم میگم :سلیقه من خاصه اقا!بهش بر میخوره میره اونطرف!

وارد مغازه شدم مثل پیام ضبط شده میگم :رنگ و روغن سفید مات کوچیک دارین ؟که چشمم چیزهای دیگه ای میبینه :لوازم بهداشتی،لوله!!دوتایی خنده :(که این روزا بدهم نیست)اشتباه اومدین خانم مغازه بعدیه!

تو نجاری میپرسم تخته سه لا دارین؟میگه :کاردستی بچه تون؟میگم بله.میگه:خودم برای بچه م پیدا نکردم خانم نگرد گیر نمیاد!حالا میخوای برو.........وسط کلامش :نه میرم از معلمش میخوام کاردستی رو عوض کنه مردم گناه دارن!

تو سوپر محله فروشنده میگه:خانم........چرا شما همیشه عجله داری؟

میگم :الان این یک علامت سوال گنده س براتون؟

میگه :نه .اگه یکروز عجله نداشته باشین جای سواله!

 

ماه اسفند ماه شلوغیه مثل خونه من این روزا!امسال به دلایل کارهای مهمتر آروم اروم سراغ خونه تکونی میرم :زلزله وار نمیتکونم هربارمثلن در حد 4 ریشتر!

اول با عروسکهای دختر شروع کردم.اونایی که موزیکال نبودن ریختم تو کیسه یا روبالشی انداختم تو ماشین.

 

 پ.ن.ببین با چه جستجوهایی ملت به وبلاگ من رسیدن!!

-تک نفره به کجا میشه سفر کرد!!!

-کجادنبال جودوسر بگردم!!!

-.کاردستی عاشقانه!!!

-شلوارجین مارک جاکو!

-دختر عمه م!!!!!

 

+ l.a ; ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۸
comment نظرات ()

از احوال ما اگر پرسی!

من بیشتر از شما دلم واسه نوشتن تنگ شده ولی حیف اینقد مشغولم(میگن نگو گرفتار!!!)که سرمو نمیتونم بخارونم.کار عید ؟نه بابا.کارهای عادی روزمره.فقط خدارو شکر میکنم از چرخه دوادرمون فعلن خارج شدم

از اونجایی که هروقت میخوام نوشته جدید بذارم صفحه مثل نامه اعمالم یکی دوروزی باز میمونه یک عکس امروز میذارم یک نوشته فردا این بار به دلیل اشغال بودن اتاقم مجبورم با لپ تاپ خدمت برسم .این هم فایل عکسش ناقصه هم بوک مارکام برای اپلود و غیره نیست و باتوجه به حوصله من کار عملن انجام نمیشه .فعلن اومدم بگم زنده هستم لبخند

+ l.a ; ٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٧
comment نظرات ()

چگونه مشاهده گر خوبی باشیم ؟

 

ادامه مطلب
+ l.a ; ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۳
comment نظرات ()

شادباش یک تولد!

 

 

 

گرچه با تاخیر ولی سرانجام اومدم که بگم

مژگان جون تولدت مبارک__________________

 

سپاس مژگان جون از بودنت ،از دردو دلهات،از یافتن نشانه ها در هر اتفاق زندگی .:سپاس

وتشکری ویژه که با عکسهای قشنگت منو با زادگاه خواننده مورد علاقه م کریس دی برگ اشنا کردیلبخند

 

 

پ.ن.به دلیل مشغله یادم نبوده که تولد شبوی عزیزم هم بهمن ماه بوده .تولدت با تاخیر مبارک_____________________قلب

 

واینها همه تقدیم به تو عزیز

 

 

 

+ l.a ; ۸:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱
comment نظرات ()