پردیس

شخصی

روز اخر

 

راست اش را بخواهید انسان عصرحاضر کم حوصله و کم صبراست.یعنی اینستارا به وبلاگ ترجیح می دهد.من تعجب می کنم هنوز عزیزانی لطف دارند اینجاسرمیزنند در حالیکه خو دم سرنمیزنم!

گوشتان را بیاورید:حس ادمی را دارم که زیاد وقت زندگی نداردروز اخرش هست×!

مدام در شوروتعب کارهای عقب مانده هستم.تابلوی جدید...کتابهای نخوانده و ...ولی لا..این نت زورش برهمه چربیده!

امروز داشتم فکرمی کردم سابق چقدر وقت داشتم شیرینی ریز بپز..نان پنجره ای بپز..میزهفت رنگ بچین...انواع مربا وترشی 

الان فقط ناهار شام تمام!

اخرچه اصراریست ببینم امروز فلانی چه عکسی گذاشته؟

باید خودم را تادیب و تعدیل کنم.

البته عوامل مختلفی این حس کنجکاوی مارا قلقلک می دهد.مثلن تصمیم گرفتی از دنیا بی خبرباشی ،در شبکه هارا ببندی گوشی بیصدا برایت اس می اید .خب اینرا که باید دید نه؟

به مج لس تیر  اندازی شد!خواهرجانم زد!

خب می شود دیگر سراغ شبکه هانرفت وبه گل بلبل صداسیما قانع شد؟

اما من واقعن مانده ام این حس روز اخری ازکجا به من رسیده؟

غیراز هجوم اینهمه خبر مصیبت زاست؟

یک صبح پامی شوی پلاسکو همراه ادمها سوخت!

صبح بعد سیستان راسیل برد!

نصف شب بعد صبح نشده تختت گهواره می شود؟!

صبح بعد هنوز چشمانت را نمالیدی سیل اذربایجان

صبح بعد معدن ترکید!

صبح چندروز پیش م ج لس را به تو پ بستند1

این وسط مسطا چندتا هنرمند هم تک و توک عطای این دنیا را بخشیدند به لقایش!

شما باشید روزاخرتان نمی شود؟!

پ.ن.نمی دانم چرا به اسکیموها غبطه می خورم؟

+ l.a ; ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/۳/٢۱
comment نظرات ()

 

کسانی که ادرس اینستای من را می خواهند ایمیل بزنند

 

pardis.arya@gmail.com

+ l.a ; ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/۳/۱٦
comment نظرات ()

امید

اخر شبی یک ایده خوب به نظرم امد.دارم  طرحهای زیبایی از اتاق را دان می کنم که تابلوهای نقاشی ام را داخل انها بگذارم.

نمی دانم روزی میرسد نمایشگاه بزنم یانه 

برسد یا نرسد امروزم را پرانگیزه می کند 

+ l.a ; ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/۳/۱٤
comment نظرات ()

درددل

 

 

 

نیم ساعتی وقت دارم گفتم بیایم اینجا بنویسم ادم به بعضی خواسته هایش تاابد نمی رسد !

وقتی خیلی دلم می گیرد سراغ قلم مو ورنگهایم می روم.گمانم هنرمندان غمگین ترین ادمهای روی زمینند.خب این هم یک تعبیرهست.

یک رنجی فشارت می دهد وتو دست به هرکاری می زنی تا تاب بیاوری

یکی از سختترین رنجها این است که  تو جای خودت نباشی!

یعنی جای اشتباهی قرار گرفته باشی ونتوانی از ان بیرون ایی.

من ادم بسیار شاکری هستم ولی گاهی واقعیتی هولناک اذیتت می کند وبدتراینکه می دانی تورا مفری نیست!

+ l.a ; ٤:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/۳/۱۳
comment نظرات ()

← صفحه بعد